وقتی قلب کارخانه دوباره تپید؛ روایت بازسازی فولادسازی و کوره‌های پاتیلی

وقتی قلب کارخانه دوباره تپید؛ روایت بازسازی فولادسازی و کوره‌های پاتیلی

در فرآیند فولادسازی، آهن اسفنجی وارد کوره می‌شود و پس از ذوب، فولاد مذاب شکل می‌گیرد. اما مسیر تولید در همین نقطه تمام نمی‌شود. فولاد مذاب باید از نظر دما و ترکیب شیمیایی به شرایط مناسب برسد و کوره‌های پاتیلی در این مرحله نقش مهمی دارند. بنابراین هر آسیبی به کوره یا تجهیزات وابسته، می‌تواند ادامه فرآیند را با مشکل مواجه کند. در جریان حملات، کوره‌های یک و شش فولاد خوزستان هر کدام به درصدهای متفاوت آسیب دیدند. اما آنچه پس از این خسارت اهمیت داشت، سرعت بازسازی بدون عبور از الزامات ایمنی بود.

در چنین شرایطی، نمی‌توان صرفاً به سراغ تجهیز آسیب‌دیده رفت و قطعه خراب را تعویض کرد. ابتدا باید سایت ایمن شود، میزان تخریب مشخص شود، آواربرداری انجام گیرد و سپس درباره امکان تعمیر، بازسازی یا تعویض هر تجهیز تصمیم‌گیری شود. در فولاد خوزستان نیز فرآیند بازسازی با ارزیابی و تهیه نقشه حرارتی آغاز شد و سپس فازبندی، تأمین قطعات و منابع، ایمن‌سازی، آواربرداری و اقدامات اصلاحی برای تسریع راه‌اندازی دنبال شد. در این میان، یکی از اقدامات قابل توجه، ساخت و تعویض کرین‌گیردرهای کوره‌های یک و شش بود؛ اقدامی که برای نخستین بار در فولاد خوزستان انجام شد.

اهمیت این اقدام زمانی روشن می‌شود که بدانیم یک کوره به‌ تنهایی کارخانه را به تولید بازنمی‌گرداند. تجهیزات جابه‌جایی، برق، کنترل، ابزار دقیق، خنک‌کاری، انتقال مواد و مجموعه‌ای از تجهیزات جانبی باید آماده باشند تا کوره بتواند با ایمنی و پایداری وارد مدار شود. اینجاست که نگهداری و تعمیرات از یک وظیفه معمول روزمره فراتر می‌رود. در شرایط عادی، نت تلاش می‌کند خرابی را پیش‌بینی کند و در صورت وقوع، تجهیز را در کوتاه‌ترین زمان به مدار برگرداند. اما در شرایط جنگی، پرسش بزرگ‌تر است: اگر بخشی از سیستم تولید تخریب شد، چگونه کل سیستم را دوباره زنده کنیم؟

پاسخ فولاد خوزستان، بازسازی مرحله‌ای بود. زمزم ۳ و کوره‌های ۲ تا ۵ در فاز نخست قرار گرفتند و سایر واحدها نیز بر اساس اولویت وارد برنامه شدند. این نگاه باعث شد بازگشت تولید وابسته به پایان کامل بازسازی نباشد. هر بخشی که آماده می‌شد، می‌توانست بخشی از زنجیره را دوباره فعال کند. البته پشت این عملیات، فقط ماشین‌آلات و نقشه‌های مهندسی نبود. متخصصان مکانیک، برق، ابزار دقیق، بهره‌برداری، نت و دیگر بخش‌ها باید در کنار یکدیگر کار می‌کردند. در شرایط بحران، دیگر نمی‌توان گفت این مشکل مربوط به واحد من نیست؛

مسئله، مسئله کل کارخانه است.همین همکاری بود که امکان بازگرداندن کوره‌ها و تجهیزات وابسته را فراهم کرد. بازسازی فولادسازی تلاشی بود برای اینکه قلب کارخانه پس از یک ضربه سنگین دوباره بتپد. نتیجه این تلاش را باید در مفهوم «تداوم تولید» دید. وقتی کوره دوباره آماده می‌شود، فولاد مذاب دوباره تولید می‌شود؛ وقتی کوره پاتیلی آماده است، این مذاب می‌تواند مسیر خود را ادامه دهد و وقتی مجموعه تجهیزات به هماهنگی می‌رسند، کارخانه دوباره از حالت یک مجموعه آسیب‌دیده به یک سیستم تولیدی تبدیل می‌شود. قلب کارخانه وقتی دوباره می‌تپد که همه اجزای آن با هم به حرکت درآیند.

فولاد خوزستان در بازسازی فولادسازی نشان داد که بازسازی واقعی، تعمیر یک تجهیز نیست؛ بازگرداندن هماهنگی میان تمام اجزایی است که در کنار هم، تولید فولاد را ممکن می‌کنند.

منبع: جهان اقتصاد