همه ایران در قاب رسانه ملی

همه ایران در قاب رسانه ملی

مسأله فراتر از اینهاست. عدالت در آنتن یعنی ظرفیت‌های انسانی، فرهنگی، فنی و تولیدی همه استان‌ها دیده شود و هر منطقه از کشور بتواند سهمی واقعی از روایت ایران در رسانه ملی داشته باشد. سال‌ها رسانه ملی با یک مسأله قدیمی مواجه بود؛ تمرکز بخش قابل توجهی از تولیدات مهم، چهره‌ها، لوکیشن‌ها و روایت‌های پرمخاطب در پایتخت. این تمرکز البته دلایل حرفه‌ای، اقتصادی و فنی خود را داشت، اما نتیجه آن این بود که بخش‌هایی از جامعه احساس می‌کردند زندگی، فرهنگ و ظرفیت‌های‌شان کمتر در قاب شبکه‌های سراسری دیده می‌شود.

سند تحول تلاش می‌کند این معادله را تغییر دهد نه با حذف تهران بلکه با اضافه کردن ایران به قاب تلویزیون. از استان به آنتن سراسری؛ یک تغییر نگاه عدالت در آنتن زمانی معنا پیدا می‌کند که استان‌ها فقط تولیدکننده برنامه برای شبکه‌های استانی نباشند بلکه آثار و روایت‌های آنها بتواند به شبکه‌های سراسری نیز راه پیدا کند. این تغییر، اهمیت زیادی دارد. وقتی یک مستند، سریال، برنامه ترکیبی یا روایت اجتماعی از یک استان در شبکه سراسری دیده می‌شود، آن منطقه دیگر صرفا موضوع یک برنامه محلی نیست؛ بخشی از روایت ملی ایران شده است.

مسأله عدالت در محور‌های دوازده‌گانه اولویت محتوایی سند تحول رسانه ملی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در بند مربوطه عنوان شده است: «لازمه تقویت هویت ملی و پیشرفت بومی، شکستن کلیشه‌های مرکزگرایانه و نگاه عادلانه به ظرفیت‌های متنوع و غنی جغرافیای فرهنگی ماست. حرکت سیمرغ‌وار ایران اسلامی در مسیر تمدن اسلامی، در درجه اول نیازمند دیدن ایران اسلامی به مثابه یک کل به‌هم پیوسته است. طراحی جریان نقد درون‌گفتمانی برای احقاق حقوق عامه و ایستادگی فراگیر و عمومی برای تحقق قسط، جزء مهم دیگری از راهبرد گسترش عدالت است که به جلوگیری از سرریز مطالبات اجتماعی، اقتصادی و…

به جریان انتقادی معاند و برانداز خواهد انجامید و بر استحکام و محبوبیت نظام خواهد افزود. از طرف دیگر عدالت فردی، به‌معنای ایستادگی آحاد مردم پای شاخص‌های عدالت در زندگی شخصی، شغلی، خانوادگی، محلی و اجتماعی‌شان، پشتوانه و لازمه عدالت حکومتی است.» این نگاه در طرح‌هایی مانند «ایران‌جان» نمود بیشتری پیدا کرده است؛ رویکردی که می‌کوشدظرفیت‌های هر استان را به مخاطب سراسر کشور معرفی کند. در چنین مدلی، استان‌ها قرار نیست صرفا درباره خودشان حرف بزنند بلکه قرار است تصویری از ایران ارائه کنند که بدون شناخت فرهنگ، تاریخ، مردم و ظرفیت‌های مناطق مختلف کامل نخواهد بود.

ایران را نمی‌توان فقط از تهران روایت کرد. ایران مجموعه‌ای از شهرها، روستاها، اقوام، گویش‌ها، آیین‌ها، سبک‌های زندگی و استعداد‌های گوناگون است و رسانه ملی زمانی می‌تواند عنوان «ملی» را در معنای کامل آن نمایندگی کند که این تنوع در قاب آن قابل مشاهده باشد. عدالت فنی؛ پیش‌شرط عدالت محتوایی اما عدالت در آنتن فقط با تصمیم محتوایی محقق نمی‌شود. اگر قرار است تولیدات استان‌ها به شبکه‌های سراسری راه یابند، باید زیرساخت فنی آنها نیز متناسب با این ماموریت توسعه پیدا کند.

کیفیت تصویر و صدا، امکانات استودیویی، تجهیزات تولید، زیرساخت‌های ارتباطی، امکانات پخش، فناوری‌های نوین تولید و توانایی مراکز استان‌ها برای تولید آثار استاندارد، بخشی از همین زنجیره است. نمی‌توان از یک مرکز استانی انتظار تولید حرفه‌ای داشت، اما امکانات آن را در سطحی نگه‌داشت که با نیاز‌های امروز رسانه فاصله داشته باشد. به همین دلیل، یکی از ابعاد مهم عدالت در آنتن، عدالت در دسترسی به امکانات تولید و فناوری رسانه‌ای است.

توسعه فنی مراکز استانی اگر در کنار ارتقای نیروی انسانی و آموزش نیرو‌های متخصص قرار گیرد، می‌تواند این مراکز را از مصرف‌کننده صرف به قطب‌های واقعی تولید تبدیل کند. این اتفاق از یک منظر دیگر هم اهمیت دارد: استعداد‌های رسانه‌ای نباید برای دیده شدن الزاما مجبور به مهاجرت به تهران باشند. اگر یک کارگردان، نویسنده، تصویربردار، تدوینگر یا تهیه‌کننده مستعد در یک استان بتواند با امکانات حرفه‌ای اثری تولید کند که در شبکه‌های سراسری دیده شود، بخشی از تمرکز تاریخی صنعت تصویر شکسته خواهد شد. یکی از مهم‌ترین آزمون‌های این رویکرد، سریال‌سازی در استان‌هاست.

معرفی یک استان در قالب گزارش چند دقیقه‌ای یک موضوع است و ساختن یک جهان داستانی چندقسمتی درباره زندگی مردم همان استان، موضوعی کاملا متفاوت. سریال می‌تواند شخصیت، جغرافیا، فرهنگ، معماری، مشاغل، مناسبات اجتماعی و سبک زندگی یک منطقه را به میلیون‌ها مخاطب معرفی کند. به همین دلیل، گسترش سریال‌سازی در استان‌ها می‌تواند یکی از ماندگارترین بخش‌های سیاست عدالت در آنتن باشد. این رویکرد البته نباید به تولید آثاری محدود شود که صرفا به‌دلیل محل تولید، «استانی» نامیده شوند.

تولید استانی زمانی موفق است که از نظر فیلمنامه، بازیگری، کارگردانی، طراحی صحنه، فیلمبرداری و تدوین استاندارد‌های حرفه‌ای را رعایت کرده و بتواند مخاطب شبکه سراسری را نیز با خود همراه کند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد نتیجه فقط افزایش تولید نیست بلکه شکل‌گیری یک چرخه جدید در سینما و تلویزیون است؛ چرخه‌ای که در آن استعداد محلی، داستان محلی و ظرفیت بومی می‌تواند به محصولی با مخاطب ملی تبدیل شود. مردم، از سوژه به روایتگر یکی از تغییرات مهم در این مسیر، تغییر جایگاه مردم است. در مدل سنتی، مردم عمدتا مخاطب رسانه بودند.

یعنی رسانه برای آنها برنامه تولید می‌کرد و آنها تماشاگر بودند، اما عدالت در آنتن می‌تواند این رابطه را تغییر دهد. در الگوی جدید مردم می‌توانند بخشی از فرآیند روایت باشند. زندگی روزمره آنها، مشکلات، موفقیت‌ها، ظرفیت‌های اقتصادی و فرهنگی شهرشان و حتی زبان و گویش‌شان می‌تواند وارد قاب شود. این موضوع به‌خصوص درباره مناطقی اهمیت دارد که کمتر فرصت دیده شدن در شبکه‌های سراسری داشته‌اند. وقتی یک خانواده، یک کارآفرین، یک هنرمند، یک ورزشکار، یک روستا یا یک شهر کوچک در شبکه ملی دیده می‌شود، احساس تعلق رسانه‌ای نیز تقویت خواهد شد.

درواقع عدالت در آنتن فقط توزیع زمان پخش نیست؛ توزیع فرصت دیده شدن است. از «ایران‌جان» تا یک شبکه تولید ملی اهمیت چنین رویکردی زمانی بیشتر می‌شود که آن را یک برنامه مقطعی نبینیم. اگر قرار باشد عدالت در آنتن به یک سیاست پایدار تبدیل شود، باید از دل آن یک شبکه گسترده تولید شکل بگیرد؛ شبکه‌ای که مراکز استان‌ها را به حلقه‌های فعال تولید محتوای ملی تبدیل کند.

در چنین مدلی، یک استان می‌تواند در حوزه مستند توانمند باشد، استان دیگر در سریال‌سازی، دیگری در برنامه‌های موسیقایی و آیینی و منطقه‌ای دیگر در تولید محتوای کودک، طنز یا برنامه‌های اجتماعی ظرفیت بیشتری داشته باشد. قرار نیست همه مراکز دقیقا یک کار را انجام دهند. اتفاقا مزیت اصلی در تخصصی شدن ظرفیت‌های بومی است. این تقسیم کار می‌تواند هزینه تولید را نیز منطقی‌تر کند و همزمان باعث شود استعداد‌هایی که قبل کمتر دیده می‌شدند فرصت رشد پیدا کنند. شبکه‌های سراسری؛ ویترین ظرفیت‌های ایران شبکه‌های سراسری مهم‌ترین حلقه اتصال میان تولیدات استانی و مخاطب ملی هستند.

یک برنامه استانی ممکن است مخاطب خودش را در همان منطقه داشته باشد، اما وقتی اثری به شبکه سراسری راه پیدا می‌کند، مخاطب آن چندین برابر می‌شود و یک شهر یا استان می‌تواند برای میلیون‌ها نفر به موضوعی تازه و جذاب تبدیل شود. این اتفاق حتی از منظر گردشگری، اقتصاد و معرفی ظرفیت‌های محلی نیز اهمیت دارد. بسیاری از نقاط ایران از نظر طبیعت، صنایع دستی، غذا، معماری، تاریخ، موسیقی و مشاغل بومی ظرفیت‌هایی دارند که برای مخاطب سایر استان‌ها ناشناخته است. رسانه ملی می‌تواند این ظرفیت‌ها را از سطح محلی به سطح ملی برساند.

در این معنا، عدالت در آنتن فقط یک سیاست رسانه‌ای نیست؛ می‌تواند به معرفی سرمایه‌های فرهنگی و اقتصادی کشور نیز کمک کند. سند تحول؛ عبور از یک تلویزیون مرکزگرا سند تحول را می‌توان از این زاویه، تلاشی برای تغییر یک الگوی قدیمی دانست: الگویی که در آن بخش قابل توجهی از تولیدات مهم در یک نقطه متمرکز می‌شد و سایر مناطق بیشتر نقش مصرف‌کننده داشتند. حرکت به‌سمت عدالت در آنتن، این معادله را به تدریج تغییر می‌دهد. مرکز استان می‌تواند تولیدکننده باشد، استان می‌تواند صاحب روایت باشد و شبکه سراسری می‌تواند ویترین این تولیدات شود.

البته این مسیر هنوز نیازمند استمرار، سرمایه‌گذاری، ارزیابی و اصلاح است. هیچ سیاست تحول‌آفرینی با چند برنامه یا چند پروژه به نقطه نهایی نمی‌رسد. موفقیت زمانی اتفاق می‌افتد که عدالت در آنتن به یک فرآیند دائمی تبدیل شود و سهم استان‌ها در تولید، فناوری و پخش، به شکل پایدار افزایش پیدا کند. ایران را باید از همه قاب‌ها دید مهم‌ترین دستاورد این نگاه شاید همین باشد که تلویزیون را از یک رسانه صرفا مرکزگرا به رسانه‌ای تبدیل کند که ایران را با همه جغرافیا و تنوعش روایت می‌کند. تهران بخشی از ایران است، نه تمام ایران.

اصفهان، خوزستان، فارس، گیلان، آذربایجان، کردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان، هرمزگان، کرمان، یزد و همه استان‌های دیگر هرکدام بخشی از هویت این سرزمینند. وقتی داستان‌ها، چهره‌ها و ظرفیت‌های این مناطق به آنتن سراسری راه پیدا می‌کند، در حقیقت مخاطب با تصویری کامل‌تر از ایران مواجه می‌شود. عدالت در آنتن یعنی هیچ استعدادی صرفا به‌دلیل محل تولدش از فرصت دیده شدن محروم نباشد؛ هیچ استان و فرهنگی در حاشیه قاب ملی نماند و شبکه‌های سراسری بتوانند ویترین تمام ظرفیت‌های ایران باشند.

اگر سند تحول بتواند این مسیر را در حوزه فنی، تولید سریال و برنامه، تربیت نیروی انسانی و حضور پایدار آثار استانی در شبکه‌های سراسری تثبیت کند، یکی از مهم‌ترین تغییرات ساختاری رسانه ملی رقم خواهد خورد؛ تغییری که نتیجه آن فقط افزایش تعداد برنامه‌های استانی نیست بلکه شکل‌گیری تصویری متنوع‌تر، واقعی‌تر و فراگیرتر از ایران در قاب رسانه است. در نهایت، ارزش عدالت در این است که رسانه ملی تلاش کرده انعکاسی از همه مردم ایران باشد.

منبع: جام جم آنلاین