هوش مصنوعی دیگر فقط ابزاری برای جستوجوی سریع، ترجمه متن یا انجام محاسبات پیچیده نیست. این فناوری بهتدریج وارد لایههای شخصیتر زندگی انسان شده و در حال ایفای نقشی است که تا چند سال پیش، تصور آن دشوار بود: نقش یک همراه، مشاور و حتی دوست. نتایج یک مطالعه جهانی تازه درباره رفتار کاربران نسل Z نشان میدهد که این تغییر، نه یک احتمال دور، بلکه واقعیتی در حال گسترش است. بر اساس این مطالعه که با مشارکت ۷۲۰۰ نفر انجام شده، بیش از یکچهارم کاربران نسل Z، یعنی ۲۷ درصد، با هوش مصنوعی به گونهای تعامل میکنند که گویی با یک دوست در ارتباط هستند.
این عدد، صرفاً نشاندهنده افزایش میزان استفاده از فناوری نیست؛ بلکه بیانگر تغییر ماهیت رابطه انسان و ماشین است. هوش مصنوعی برای این گروه دیگر فقط وسیلهای برای انجام یک وظیفه مشخص نیست، بلکه در برخی موقعیتها به شنوندهای همیشه در دسترس تبدیل شده است؛ شنوندهای که قضاوت نمیکند، خسته نمیشود و در هر ساعت از شبانهروز پاسخ میدهد. نسل Z که از آن با عنوان نسل بومی دیجیتال یاد میشود، بخش قابل توجهی از زندگی اجتماعی، آموزشی و حرفهای خود را در فضای آنلاین تجربه کرده است.
اعضای این نسل با پیامرسانها، شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو و پلتفرمهای تعاملی بزرگ شدهاند. بنابراین طبیعی است که در مواجهه با هوش مصنوعی نیز، برخلاف نسلهای پیشین، مرز میان «فناوری» و «همراه» را کمتر جدی بگیرند. این نسل، هوش مصنوعی را نه یک سامانه سرد و بیروح، بلکه بخشی از محیط روزمره خود میبیند. از همین رو، ۲۸ درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که درباره موضوعات شخصیای با هوش مصنوعی مشورت میکنند که تمایلی به مطرح کردن آنها با دیگران ندارند.
این یافته از یک سو نشاندهنده سهولت و دسترسیپذیری ابزارهای هوشمند است و از سوی دیگر، پرسشهای جدی درباره تنهایی، اعتماد و کیفیت روابط انسانی در عصر دیجیتال عصر دیجیتال ایجاد میکند. وقتی فردی مسئلهای شخص یک سامانه هوش مصنوعی در میان میگذارد، در واقع ممکن است همزمان چند نیاز را دنبال کند: نیاز به شنیده شدن، دریافت پاسخ فوری، یافتن راهحل، یا حتی فرار موقت از ترس قضاوت شدن. هوش مصنوعی در چنین شرایطی میتواند نقش یک فضای امن ظاهری را ایفا کند؛ فضایی که کاربر در آن احساس میکند میتواند بدون نگرانی از واکنش طرف مقابل، افکار و احساسات خود را بیان کند.
اما «امن به نظر رسیدن» با «امن بودن» تفاوت دارد. یکی از مهمترین نکاتی که در بحث استفاده عاطفی و شخصی از هوش مصنوعی باید مورد توجه قرار گیرد، این است که کاربران نباید اطلاعات واردشده در این سامانهها را محرمانه و کاملاً محفوظ فرض کنند. هرچند بسیاری از پلتفرمها برای حفاظت از دادهها سازوکارهای امنیتی دارند، اما هیچ سامانهای را نمیتوان بدون بررسی شرایط استفاده، سیاستهای ذخیرهسازی و نحوه پردازش اطلاعات، کاملاً قابل اعتماد دانست. هوش مصنوعی همچنین ممکن است پاسخهایی تولید کند که ظاهری منطقی و مطمئن دارند، اما نادرست یا ناقص هستند.
این مسئله در موضوعات شخصی، پزشکی، روانشناختی، حقوقی و مالی اهمیت بیشتری پیدا میکند. کاربری که هوش مصنوعی را مانند یک دوست میبیند، ممکن است در مقاطعی به توصیههای آن بیش از حد اعتماد کند؛ در حالی که یک سامانه هوشمند، نه شناخت کاملی از شرایط فرد دارد و نه مسئولیت انسانی تصمیمهای او را بر عهده میگیرد. با این حال، نباید تمام ابعاد این روند را منفی دید. استفاده درست از هوش مصنوعی میتواند فرصتهای مهمی ایجاد کند.
این فناوری میتواند به دانشآموزان در یادگیری کمک کند، برای افراد ایده تولید کند، دسترسی به اطلاعات را آسانتر سازد و با یک انسان متخصصها، فرد را برای گفتوگو با یک انسان متخصص آماده کند. مسئله اصلی، حذف هوش مصنوعی از زندگی روزمره نیست؛ بلکه تعیین مرزهای درست استفاده از آن است. این ارقام نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از اجزای ثابت سبک زندگی نسل جدید است. از مدرسه و دانشگاه گرفته تا محیط کار و روابط اجتماعی، این فناوری در حال بازتعریف شیوه دسترسی به دانش، حل مسئله و برقراری ارتباط است.
اما سرعت پذیرش فناوری ظاهراً از سرعت آموزش عمومی درباره پیامدهای آن بیشتر است. بسیاری از کاربران، بهویژه کاربران جوان، به دلیل تسلط بالا بر ابزارهای دیجیتال، ممکن است تصور کنند خطرات آن را نیز به خوبی میشناسند؛ در حالی که مهارت استفاده با شناخت کامل از ریسکها یکسان نیست. در نهایت، رابطه نسل Z با هوش مصنوعی تصویری از آینده جامعه است؛ آیندهای که در آن مرز میان انسان و فناوری هر روز باریکتر میشود. هوش مصنوعی میتواند دستیار، معلم، همکار و حتی همراه گفتوگو باشد، اما نباید جایگزین کامل روابط انسانی، تفکر مستقل و مسئولیتپذیری فردی شود.
اگر قرار است هوش مصنوعی به دوست دیجیتال نسل جدید تبدیل شود، باید این دوستی با آگاهی همراه باشد؛ دوستیای که در آن کاربر نه شیفته فناوری، بلکه مسلط بر آن باشد. اعتماد به هوش مصنوعی باید مشروط، سنجیده و قابل بازبینی بماند. آینده متعلق به کسانی نیست که فقط بیشتر از هوش مصنوعی استفاده میکنند؛ بلکه متعلق به کسانی است که بهتر میدانند چگونه، کجا و تا چه اندازه باید به آن اعتماد کنند.
منبع: جهان اقتصاد