تحلیل فارین پالسی از چرایی هراس غرب از شکست کامل روسیه/ چرا قاره سبز جنگ در اوکراین را رویارویی آخرالزمانی قلمداد می کنند؟/پوتین چه زمانی به سلاح هسته ای متوسل می شود؟

به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: در مباحث غربی درباره چگونگی کمک به اوکراین و اینکه جنگ چگونه باید پایان یابد، دیدگاهایی گسترده وجود دارد مبنی بر اینکه اوکراین نمی‌تواند و نباید روسیه را به‌طور کامل شکست دهد یا این کشور را به‌طور کامل از خاک خود بیرون براند. در واقع، شمار اندکی از سیاستمداران غربی آشکارا از پیروزی اوکراین حمایت کرده و بیشتر از عبارت‌های مبهمی مانند حمایت از کی‌یف تا هر زمان که لازم باشد، استفاده می‌کنند.

استدلال این گروه آن است که روسیه به سلاح هسته‌ای مجهز است و بنابراین شکست این کشور نه‌تنها ناممکن، بلکه اساسا نامطلوب است. برای جلوگیری از یک شکست تحقیرآمیز، روسیه ممکن است خطر وقوع فاجعه‌ای هسته‌ای را بپذیرد و از تسلیحات اتمی خود استفاده کند؛ در چنین شرایطی، خاک و حاکمیت اوکراین ارزش چنین خطری را ندارد.

چرا اروپا از شکست پوتین هراس دارد؟

این نشریه در ادامه آورد: اوکراین که در سال ۱۹۹۴ از تسلیحات هسته‌ای خود صرف‌نظر کرد، در این روایت ناگزیر است دست‌کم بخشی از خواسته‌های روسیه را بپذیرد. بسیاری از چهره‌های برجسته غربی نسخه‌ای از این روایت را مطرح کرده‌اند. جان میرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو، که پیش از فوریه ۲۰۲۲ با قاطعیت معتقد بود روسیه به اوکراین حمله نخواهد کرد و از آن زمان نیز چندین بار پیروزی روسیه را پیش‌بینی کرده، به غرب هشدار داده که نباید «یک قدرت بزرگ را به لبه پرتگاه» برساند، زیرا ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، «ممکن است در آن صورت به سلاح هسته‌ای متوسل شود».

استیون والت، استاد دانشگاه هاروارد، نیز بارها هشدار داده که روسیه ممکن است به به سلاح هسته ای روی آورد. او در سال ۲۰۲۳ گفت: «این احتمال وجود دارد که روسیه در مسیر تشدید تنش قرار بگیرد، به‌ویژه اگر احساس کند در حال شکست است و معتقد باشد که با شکستی فاجعه‌بار روبه‌رو خواهد شد. و این متغیری است که باید همه ما را نگران کند.» دولت جو بایدن نیز تحویل تسلیحات نظامی به اوکراین ــ به‌ویژه تسلیحات پیشرفته و هر سلاحی که بتواند برای حمله به خاک روسیه استفاده شود ــ را عامدانه به تاخیر می‌انداخت، زیرا تهدید هسته‌ای را جدی می‌دانست.

با این حال، کی‌یف یا شرکای غربی این بازیگر برای تحمیل یک شکست فاجعه‌بار به روسیه و حرکت نیروهای اوکراینی به سمت مسکو برنامه‌ریزی نکرده‌اند. هدف اوکراین صرفا آزادسازی سرزمین‌های خود و بازگرداندن مرزهای به‌رسمیت‌شناخته‌شده بین‌المللی است؛ مرزهایی که روسیه پیش از سال ۲۰۱۴، یعنی پیش از آغاز حمله، اشغال و الحاق غیرقانونی حدود یک‌پنجم خاک اوکراین، خود در چندین معاهده و توافق آن را پذیرفته بود.

چرا تهدید هسته‌ای روسیه توخالی است؟

افزون بر این، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، حتی در کوتاه‌مدت نیز خواهان آزادسازی کامل تمام سرزمین‌های اشغالی نیست. کی‌یف در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد ــ و از آن زمان بارها این موضع را تکرار کرده ــ که با توافق آتش‌بسی موافقت خواهد کرد که خط مقدم فعلی را به‌عنوان خط تماس آینده تثبیت کند. به بیان دیگر، اوکراین برای دستیابی به صلح حاضر است پیروزی نسبی روسیه را بپذیرد.

نگاهی کوتاه به تاریخ جنگ‌ها نشان می‌دهد تصور آخرالزمانی درباره اینکه یک قدرت بزرگ گرفتار در تنگنا به سلاح هسته‌ای متوسل شود، چندان درست نیست. در دهه ۱۹۶۰، فرانسه هسته‌ای یک جنگ استعماری خونین را در الجزایر از دست داد؛ الجزایر صرفا یک مستعمره دوردست نبود، بلکه بخشی الحاق‌شده از خاک فرانسه و محل زندگی ۱.۶ میلیون مهاجر اروپایی قلمداد می‌شد. آمریکا در ویتنام شکست خورد و اتحاد شوروی نیز در افغانستان شکست؛ در هر دو مورد، این شکست‌ها تحقیرآمیز بودند، اما هیچ‌یک از این دو ابرقدرت برای جلوگیری از چنین شکست هایی به سلاح هسته‌ای متوسل نشدند.

چین نیز در جنگ با ویتنام شکست خورد و حاضر نشد سطح درگیری را افزایش داده و به سلاح هسته‌ای متوسل شود. آمریکا نیز، مانند شوروی، پس از شکست در افغانستان چنین اقدامی نکرد. در هر یک از این موارد، یک قدرت هسته‌ای با شکست سنگینی از سوی دشمنی بسیار کوچک‌تر و فاقد سلاح هسته‌ای مواجه شد، اما دکمه هسته‌ای را فشار نداد.

امروز ۹ کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند و بیشتر آنها با کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای وارد جنگ شده یا در گذشته جنگیده‌اند. با این حال، از زمانی که آمریکا در سال ۱۹۴۵ هیروشیما و ناکازاکی را بمباران کرد، قدرت‌های هسته‌ای دیگر هرگز از سلاح‌های کشتارجمعی برای تحقق اهداف جنگی خود استفاده نکرده‌اند.

نتایج زمستان هسته‌ای

فارین پالسی در ادامه این یادداشت آورد: همزمان با پیشرفت فناوری و گسترش سلاح‌های هسته‌ای از سال ۱۹۴۵، نگاه جهان به این تسلیحات نیز تغییر کرده است. در نتیجه بحث‌های گسترده بین‌المللی درباره پیامدهای جهانی جنگ اتمی و «زمستان هسته‌ای»، یک هنجار غیررسمی جهانی علیه استفاده از این سلاح‌ها شکل گرفته است. البته سلاح‌های هسته‌ای همچنان جایگاهی مهم در برنامه‌ریزی و گفتمان امنیت ملی کشورها دارند و به‌عنوان ابزار بازدارندگی و آخرین ابزار دفاع ملی در شرایط یک جنگ موجودیتی و تمام‌عیار تلقی می‌شوند. در عین حال، بی‌حاصلی راهبردی و غیرمسئولانه بودن اخلاقی استفاده از سلاح هسته‌ای در مداخلات محدود خارجی، به‌طور گسترده پذیرفته شده است.

اعتقاد گسترده به قدرت این هنجار حتی به کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای اجازه داده به قدرت‌های هسته‌ای حمله کنند. برای نمونه، در سال ۱۹۷۳ مصر و سوریه ــ که هیچ‌کدام در آن زمان سلاح هسته‌ای نداشتند و امروز نیز ندارند ــ به اسرائیل حمله کردند، در حالی که اسرائیل در آن زمان به داشتن زرادخانه هسته‌ای غیررسمی اما توسعه‌یافته شهرت داشت. در سال ۱۹۸۲ نیز آرژانتین فاقد سلاح هسته‌ای جنگی را با بریتانیا، یک قدرت هسته‌ای، بر سر جزایر فالکلند آغاز کرد.

داستان بی‌اعتنایی اوکراین به زرادخانه هسته‌ای روسیه از برخی جهات مشابه و از برخی جهات متفاوت است. از آغاز جنگ طولانی مسکو علیه اوکراین که با اشغال کریمه در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، مقام‌های روسیه بارها ــ البته با عباراتی تا حدی مبهم ــ تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای تهدد کردند. این تلاش‌های ارعاب‌آمیز نه‌تنها از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار در سال ۲۰۲۲ شدیدتر و پرتکرارتر شده، بلکه روسیه در سال ۲۰۲۴ به‌طور نمایشی دکترین هسته‌ای خود را تغییر داد و آستانه رسمی استفاده از سلاح هسته‌ای در یک جنگ متعارف را پایین آورد.

لحن آخرالزمانی مسکو از سال ۲۰۱۴ در اروپا و آمریکا بسیار مؤثر بوده است. در کنار عوامل دیگری که موجب تردید غرب در حمایت از اوکراین شده‌اند، تهدیدهای هسته‌ای غیرمستقیم اما قابل‌فهم کرملین باعث شده دولت‌های غربی با احتیاط فراوان، تاخیر قابل‌توجه، محدودیت‌های کمی و محدودیت در نحوه استفاده، تسلیحات را در اختیار کی‌یف قرار دهند.

بی اعتنایی اوکراین به دکترین مبهم کرملین

اما در داخل اوکراین، آثار مستقیم سال‌ها تهدید هسته‌ای روسیه صفر بوده است. کی‌یف به‌طور مستمر از خطوط قرمز ادعایی مسکو عبور کرده؛ از جمله با نخستین تهاجم زمینی به خاک روسیه از زمان جنگ جهانی دوم، عملیات پهپادی علیه مسکو و سن‌پترزبورگ و تخریب نظام‌مند اهداف راهبردی در عمق خاک روسیه. برخی از این حملات به خاک روسیه با استفاده از تسلیحات غربی، از جمله موشک‌های بریتانیایی استورم شدو، انجام شده است. این حملات حتی با دکترین هسته‌ای جدید و آستانه پایین‌تر روسیه نیز در تضاد قرار دارند.

پوتین در سال ۲۰۲۴ گفت: «زمانی امکان پاسخ هسته‌ای را بررسی خواهیم کرد که اطلاعات موثقی درباره پرتاب گسترده ابزارهای حمله هوایی و فضایی و عبور آنها از مرز دولتی خود دریافت کنیم.» با این حال، کی‌یف عملیات پهپادی و موشکی فزاینده‌ای را در داخل روسیه انجام داده، بی‌آنکه توجه چندانی به مشخصات دکترین کرملین یا هشدارهای تیره‌وتار مبلغان روس داشته باشد.

نیازی نیست اقدامات اوکراین را اقدامی پرخطر تلقی کنیم. این اقدامات بر محاسباتی عقلانی‌تر از ترس واکنشی غرب از تشدید هسته‌ای روسیه استوارند. البته کی‌یف هیچ توهمی درباره این موضوع ندارد که مسکو ممکن است در نقض هنجار هسته‌ای، تحت تاثیر ملاحظات اخلاقی قرار گیرد؛ به‌ویژه با توجه به روسیه‌هراسی شدید کرملین نسبت به اوکراین.مسئله در واقع این است که اگر مسکو برای دفاع از سرزمین خارجی به‌طور غیرقانونی تصرف‌شده، به جای خاک قانونی و مشروع خود، دست به حمله هسته‌ای بزند، با خطرات عملی بزرگی مواجه خواهد شد.

دامنه کامل پیامدهای چنین نقض بی‌سابقه‌ای در حقوق، قواعد، هنجارها و عرف بین‌المللی قابل پیش‌بینی نیست؛ حتی برای پوتین و حلقه نزدیک او. این خطرات با ابهامات مربوط به وجهه و اعتبار نیز تشدید می‌شوند: چنین تشدیدی ممکن است نشانه ضعف تلقی شود؛ نشانه‌ای از اینکه یک قدرت بزرگ قادر نیست با ابزارهای متعارف بر یک قدرت متوسط فاقد سلاح هسته‌ای غلبه کند

.مجموع دستاوردها و زیان‌های راهبردی مسکو از انفجار یک یا چند کلاهک هسته‌ای در اوکراین یا بر فراز آن، غیرقابل پیش‌بینی است. مگر اینکه کی‌یف به‌طور کامل تسلیم شود، احتمالا مسکو در نتیجه چنین تشدیدی تنشی بیشتر از آنچه به دست می‌آورد، از دست خواهد داد. با توجه به تاب‌آوری اجتماعی اوکراین و اراده این کشور برای ادامه مقاومت تا امروز، بعید است کی‌یف صرفا در واکنش به یک حمله هسته‌ای عقب‌نشینی کند. سایر کشورهای جهان، از جمله بسیاری از کشورهای غیرغربی مانند هند، نیز نقض هنجار هسته‌ای از سوی روسیه را به‌سادگی نخواهند پذیرفت.

در مقابل، مسکو با تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای در اوکراین موفقیت‌های قابل‌توجهی به دست آورده است. اگرچه اوکراینی‌ها این تهدیدها را نادیده گرفته‌اند، سیگنال‌دهی هسته‌ای مسکو از طریق ایجاد نگرانی در دولت‌های غربی و محدود کردن کمک‌های آنها، ضربه بزرگی به کی‌یف زده است. تصادفی نبود که تهدیدهای هسته‌ای اغلب همزمان با بحث‌های غرب درباره ارسال تسلیحات به اوکراین اوج می گرفت؛ در روزهای ابتدایی جنگ، زمانی که موضوع ارسال هرگونه سلاح مطرح بود، و بعدها هنگامی که بحث بر سر تانک‌های رزمی، جنگنده‌ها یا موشک‌های دوربرد شکل گرفت.

با این حال، به‌طور پارادوکسیکال، تنها احتمال باقی‌مانده برای تشدید هسته‌ای در جنگ روسیه و اوکراین در سناریویی کاملا متفاوت از آنچه بسیاری از غربی‌ها از آن بیم دارند، شکل بگیرد. ماریانا بودجیرین، مورخ هسته‌ای فعال در موسسه فناوری ماساچوست، در «بولتن دانشمندان اتمی» استدلال کرده که کرملین ممکن است زمانی به استفاده از سلاح هسته‌ای ترغیب شود که نه در آستانه یک شکست تحقیرآمیز، بلکه زمانی باشد که به پیروزی نزدیک شده است. مشابه تصمیم آمریکا برای استفاده از بمب اتم با هدف تسریع پیروزی قریب‌الوقوع خود بر ژاپن درهم‌شکسته در سال ۱۹۴۵، مسکو نیز ممکن است برای تبدیل یک وضعیت نظامی از پیش مطلوب به یک پیروزی سریع‌تر، به گزینه هسته‌ای روی آورد.

روسیه همچنان در صورت نقض هنجار هسته‌ای با هزینه‌های سیاسی جهانی مواجه خواهد شد، اما به گفته بودجیرین، «روسیه پیروز بهتر از روسیه شکست‌خورده می‌تواند این هزینه‌ها را مدیریت کند.» او نوشته است که اگر اوکراین دیگر امیدی به پیروزی نداشته باشد، کشورهای غربی ممکن است تمایل کمتری به تحمیل هزینه‌های نظامی شدید بر روسیه در واکنش به استفاده از سلاح هسته‌ای داشته باشند. او ادامه می‌دهد: «محکومیت چین برای روسیه‌ای که در اروپا پیروز جنگ شده، اهمیت کمتری خواهد داشت.» در نهایت، «استفاده روسیه از سلاح هسته‌ای ناگزیر در پایتخت‌های ناتو تأثیر خواهد گذاشت و به روسیه اجازه خواهد داد نظم پس از جنگ در اروپا را به نفع خود شکل دهد».

هم ترس و هیبت گسترده غرب نسبت به روسیه به‌عنوان یک ابرقدرت هسته‌ای و هم نگرانی از واکنش هسته‌ای روسیه در صورت شکست در اوکراین، برآوردهایی نادرست هستند. طی هشت دهه گذشته، قدرت‌های هسته‌ای بارها در جنگ‌های مداخله‌جویانه شکست خورده‌اند و حتی از سوی کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای مورد حمله قرار گرفته‌اند.

منبع: تجارت نیوز