پایان عصر پول ارزان و خروج اجباری نوآوری از فضا‌های گلخانه‌ای

پایان عصر پول ارزان و خروج اجباری نوآوری از فضا‌های گلخانه‌ای

فرید شاهمرادی – هیئت مدیره انجمن سازمان‌های نوآوری ایران؛ دهه گذشته را صرف ساختن زیرساخت‌های فیزیکی و پارک‌های علم و فناوری کردیم. فضا‌هایی که قرار بود مانند یک گلخانه ایده‌های خام را از گزند محیط بیرون حفظ کنند تا جان بگیرند. اما این محیط‌های ایزوله دیگر جوابگو نیستند و اکوسیستم نوآوری ما به دیوار سخت واقعیت خورده است. وقت آن رسیده است که کسب و کار‌ها از فاز آزمایشگاهی خارج شوند و به جریان‌های خشن و واقعی سرمایه وصل شوند. قواعد بازی تامین مالی در تمام دنیا زیر و رو شده است.

شیر پول ارزان بسته شد و با اینکه حجم سرمایه گذاری خطرپذیر جهانی در سال ۲۰۲۵ با رشد ۴۷ درصدی به ۴۶۹ میلیارد دلار رسید، اما رفتار سرمایه گذار کاملا تغییر کرده است. رکورد ۲۸۵.۵ میلیارد دلاری در سه ماهه اول ۲۰۲۶ نشان داد که این پول دیگر بین هزاران استارتاپ نوپا پخش نمی‌شود. سرمایه‌ها مستقیما به حساب پروژه‌های بزرگ هوش مصنوعی و شرکت‌های دارای مدل تجاری اثبات شده سرازیر شده است. ۷۰ درصد این سرمایه معادل ۳۲۸ میلیارد دلار فقط در اکوسیستم آمریکا جذب شده و ۷۵ درصد از حجم ۵۰ قرارداد برتر دنیا را پروژه‌های هوش مصنوعی نظیر اوپن‌ای آی بلعیده‌اند.

استراتژی رشد به هر قیمت کاملا منسوخ شده و سرمایه گذار امروز با ماشین حساب می‌نشیند و فقط روی اقتصاد واحد و حاشیه سود عملیاتی تمرکز می‌کند. در همین اتمسفر بازار‌های جهانی برای پوشش ریسک به سمت ابزار‌های نقدشوندگی مانند صندوق‌های ثانویه رفته‌اند و حجم این صندوق‌ها در آمریکا از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار گذشته است. تشکیل سندیکا‌های هم سرمایه گذاری نیز به روش اصلی نهاد‌های مالی برای کاهش ریسک تبدیل شده است. در ایران ما با مختصات بسیار سخت تری درگیریم. تورم مزمن و تحریم‌هایی که راه ورود سرمایه خارجی را به کل بسته‌اند زمین بازی را به شدت محدود کرده‌اند.

اما در دل همین فشار سنگین یک چرخش استراتژیک در حال رخ دادن است که شیفت از سرمایه گذاری خطرپذیر معمول به سمت سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی نام دارد. صنایع مادر و هلدینگ‌های بزرگ و شرکت‌های سنتی متوجه شده‌اند که برای فرار از فرسودگی تکنولوژیک چاره‌ای جز تزریق نوآوری به شریان‌های زنجیره ارزش خود ندارند. ورود مجموعه‌هایی مانند فولاد مبارکه و گروه گلرنگ و اسنوا با بودجه‌های چندصد میلیاردی نشان دهنده همین بیداری است. اهرم این چرخش بند ت ماده ۱۱ قانون جهش تولید دانش بنیان بود.

قانونی مترقی که پولی را که قرار بود به عنوان مالیات قطعی از ترازنامه شرکت‌ها خارج شود مستقیما به سمت توسعه فناوری و سرمایه گذاری روی استارتاپ‌ها هدایت کرد. ما با این مکانیزم خروج منفعلانه نقدینگی را به ابزاری قدرتمند برای خلق ثروت تبدیل کردیم. بازار سرمایه سعی کرد با راه اندازی صندوق‌های جسورانه بورسی نقش آفرینی کند، اما با موانع زیادی روبه رو شد. بورس ذاتا شفافیت اطلاعاتی روزانه و محاسبه دقیق ارزش دارایی می‌خواهد در حالی که استارتاپ‌ها موجودی مبهم و پرریسک و غیرنقدشونده هستند.

این تضاد ساختاری باعث شد بورس نتواند میزبان کارآمدی برای این نوع دارایی‌ها باشد. به موازات این بن بست سکو‌های تامین مالی جمعی به عنوان جایگزین جدی قد علم کردند و بر اساس آمار فرابورس در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ موفق به جذب بیش از ۲۰ همت نقدینگی سرگردان شدند. اما در میدان عمل این ابزار نیز دچار انحراف مسیر جدی شده است. قرار بود تامین مالی جمعی بازوی حمایتی دانش بنیان‌ها باشد، اما جریان پول عملا به سمت تامین مالی شرکت‌های وارداتی و بازرگانی چرخیده است. دلیل این انحراف کاملا ساختاری است.

شرکت‌های دانش بنیان با ماهیت زمان بر و پرریسک خود اصلا توان پوشش و تضمین سود‌های قطعی نزدیک به ۶۰ درصد را ندارند. پرداخت این حجم سود تضمینی تنها در ساختار‌های دلالی و وارداتی توجیه دارد نه برای تیم فناور و تولیدکننده‌ای که در میانه فرآیند توسعه محصول و بازارسازی است. این ناتوانی در جذب سرمایه‌های جدید پرده از یک واقعیت تلخ دیگر برمی دارد. ما ابزار‌های قانونی و منابع مالی را روی کاغذ ایجاد کرده‌ایم، اما بسیاری از تیم‌های فناور ما مهندسان و برنامه نویسان تراز اولی هستند که درک درستی از منطق تجارت و بلوغ تجاری ندارند.

آنها در شناخت چرخه فروش و مدیریت هزینه‌ها و دستیابی به حاشیه سود منطقی دچار ضعف‌های بازدارنده‌ای هستند. سرمایه گذار امروز در شرایط انقباض اعتباری به دنبال شریک تجاری بالغ است نه خریدار ایده و رویای خام. ریشه این ناآشنایی با ادبیات کسب و کار دقیقا در همان فضا‌های گلخانه‌ای نهفته است و نوک پیکان نقد در این نقطه مستقیما به سمت پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد نشانه می‌رود. این نهاد‌ها سال‌ها منابع کلان را صرف توسعه کالبدی و اضافه کردن متراژ فیزیکی و ساختن سوله کردند و از توانمندسازی نرم افزاری و تجاری کارآفرینان غافل ماندند.

رویکرد گلخانه‌ای پارک‌ها تیم‌هایی ایزوله و ناآشنا با واقعیت‌های خشن اقتصاد کلان پرورش داده است که با اولین شوک بازار زمین می‌خورند. برای خروج از این چرخه معیوب و هدایت درست سرمایه‌ها به یک جراحی سه جانبه نیاز داریم. گام اول اصلاح رگولاتوری است و نهاد‌های سیاست گذار نظیر سازمان بورس باید قوانین نظارتی صندوق‌های جسورانه را متناسب با ماهیت دارایی‌های نامشهود بازنویسی و منعطف کنند. گام دوم تغییر بنیادین ماموریت نهاد‌های توسعه‌ای است.

پارک‌های فناوری باید فورا تمرکز خود از توسعه فیزیکی را برداشته و تمام منابع خود را صرف ایجاد پلتفرم‌های واسطی کنند که زبان فنی استارتاپ‌ها را به زبان سخت اقتصاد و تجارت ترجمه می‌کنند. ارتقای سواد مالی تیم‌ها اکنون از دادن دفتر کار واجب‌تر است. گام سوم تغییر نگاه صنایع سنتی است که باید استارتاپ‌ها را از جایگاه ابزار‌های صرفا تبلیغاتی خارج کرده و به عنوان شرکای استراتژیک بپذیرند.

در جهانی که اقتصاد با التهاب گره خورده و هیچ پولی در آن ارزان به دست نمی‌آید تنها مسیر پایدار برای عبور از چالش‌ها ادغام هوشمندانه نوآوری چابک استارتاپی با توان زیرساختی و مالی صنایع بزرگ است.

منبع: اقتصاد آنلاین