به گزارش خبرگزاری صداوسیما، سیدمحمدصادق آتشی، شاعر، در سوگ و ثنای رهبر شهید انقلاب و مقاومت و پایداری ملت مبعوث شعری سروده است.سایه ات بر سرمان نیست کجایی آقا رفتنت باورمان نیست کجایی آقا…ریخت در جان جهانی غمِ بی فرجامت ماتِمان برد از این ماتَمِ بی هنگامت گرچه بغض است که بعد از تو گلوگیر شده لب هر کوچه ی ما باز به تکبیر شده داغداریم ولی شیوه ی ما شیون نیستوقت بی تاب شدن رو به روی دشمن نیست وقتِ مبعوث شدن آمده برخاسته ایم خون بهای تو و یاران تو را خواسته ایم ای که یک عمر به ما جرات طوفان دادی بیرق عزت را هدیه به ایران دادی وحدت مُلک رضا را تو نگه داشته ای پرچم دانش ما را تو برافراشته ای خوب پیوند زدی فلسفه و عرفان را شعر و فقه و هنر و بوی خوش قرآن را زخم تنهایی تو ارثیه ی حیدر بود ارزش وحدت ما پیش تو والاتر بودبا تو ما رسم وطن دوست شدن را دیدیم آه اگر دیر، اگر دیر تو را فهمیدیم بعثتِ خون تو کاری است که کارستان استآنچه باقی است همین پرچم جاویدان استجانفدایان وطن بعدِ تو میداندارندذوالفقارند، اشداءُ عَلَی الکُفارند در زمین بعد تو طوفان شده آشوب شده خصمِ دون از نفس افتاده و مغلوب شده بنویسید که لب تشنه اگر جان داده است جان به جمهوری اسلامی ایران داده استخون سید علی خامنه ای پرچم شد دست ها مشتِ گره کرده شد و محکم شد نفس باد صبا مُشک فِشان برگشتهبِنِگر خامنه ای باز جوان برگشته با خراسان و یمن بیرق حزب الله استغم مخور یوسف گمگشته ی ما در راه است
منبع: خبرگزاری صدا و سیما