هفته دولت، در کنار همه برنامهها و گزارشهای رسمی، میتواند فرصتی برای یک پرسش جدی باشد: دولت چهاردهم در حوزه حملونقل چه کرده و امروز صنعت حملونقل کشور در چه نقطهای ایستاده است؟ پاسخ به این پرسش البته بدون در نظر گرفتن شرایط خاص کشور منصفانه نخواهد بود. دولت چهاردهم در دورهای فعالیت خود را ادامه داده که کشور با دو جنگ و مجموعهای از آثار و تبعات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ناشی از آن مواجه بوده است. طبیعی است که چنین شرایطی بر همه بخشهای اقتصاد، از جمله حملونقل و لجستیک، اثرگذار باشد.
اما پذیرش این واقعیت نباید موجب شود تمام ضعفها و ناکارآمدیهای موجود را به شرایط جنگی نسبت دهیم.کما اینکه وزیر محترم چند بار تا آستانه استیضاح پیش رفت. بخش مهمی از مشکلات امروز صنعت حملونقل، ریشه در ضعف برنامهریزی پیش از بحران، نبود سناریوهای مشخص برای شرایط اضطراری، فقدان یک استراتژی روشن و در نهایت نوعی سردرگمی و تصمیمگیریهای موردی و عندالاقتضایی دارد. مسئله امروز فقط جنگ نیست؛ مسئله این است که آیا برای مواجهه با جنگ و بحرانهای احتمالی از قبل آماده بودهایم یا نه؟ صنعت حملونقل؛
قربانی تصمیمهای پراکنده حملونقل برخلاف بسیاری از حوزههای اقتصادی، صنعتی نیست که بتوان مشکلات آن را برای چند ماه یا حتی چند هفته به تعویق انداخت. کامیون، راننده، شرکت حملونقل، پایانه، مرز، گمرک و زنجیره لجستیک همگی به صورت پیوسته به یکدیگر وابستهاند. اختلال در یک حلقه، کل زنجیره را تحت تأثیر قرار میدهد. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم حدود 70 درصد صنعت حملونقل بین المللی کشور در اختیار بخش خصوصی است. یعنی بخش عمده بار این صنعت بر دوش فعالانی است که سرمایه، نیروی انسانی و ناوگان خود را وارد میدان کردهاند؛
اما در بسیاری از موارد، سرنوشت فعالیت آنها تحت تأثیر تصمیمهایی قرار میگیرد که بدون مشارکت واقعی آنها اتخاذ میشود. امروز بسیاری از فعالان این صنعت با مجموعهای از مشکلات درگیرند؛ از نوسازی ناوگان و تأمین قطعات و هزینههای فزاینده گرفته تا مشکلات مرزی، تعرفهها، مقررات متغیر، محدودیتهای بینالمللی، کاهش انگیزه سرمایهگذاری و دشواریهای مربوط به فعالیت رانندگان. ایران زمانی در حوزه حملونقل جادهای و ترانزیت، یکی از بازیگران مهم منطقه محسوب میشد.
موقعیت جغرافیایی کشور، شبکه جادهای، ناوگان، نیروی انسانی متخصص و دسترسی به آبهای آزاد، مجموعهای از مزیتهایی بود که بسیاری از کشورهای منطقه فاقد آن بودند. اما امروز بخشی از این مزیتها یا بلااستفاده مانده یا به کشورهای منطقه واگذار شده و یا در حال انتقال به مسیرهای رقیب است. پس چه باید کرد؟ اولین ضرورت، تحول مدیریتی در بخشهای مختلف حملونقل و معاونتهای مرتبط است. صنعت حملونقل به مدیریتی نیاز دارد که علاوه بر شناخت ساختار اداری، اقتصاد حملونقل، تجارت بینالملل و واقعیتهای میدانی این صنعت را بشناسد.
مدیری که بداند توقف یک کامیون در مرز فقط یک عدد در یک گزارش اداری نیست؛ بلکه به معنای افزایش هزینه، تأخیر در تحویل کالا، نارضایتی راننده، از دست رفتن مشتری و در نهایت کاهش اعتبار ایران در بازار ترانزیت است. دومین ضرورت، فعال شدن واقعی دیپلماسی ترانزیتی و لجستیکی است. ایران نمیتواند در شرایطی که کشورهای منطقه برای جذب کریدورها با یکدیگر رقابت میکنند، صرفاً به مذاکرات سیاسی عمومی اکتفا کند. باید برای هر مسیر، هر مرز و هر کشور برنامه مشخص داشت و منافع مشترک تعریف کرد.
دیپلماسی ترانزیتی یعنی وزارت راه، وزارت امور خارجه، گمرک، بخش خصوصی و سایر دستگاههای مرتبط در کنار یکدیگر بدانند برای حفظ و توسعه هر کریدور دقیقاً چه کاری باید انجام دهند. سومین اقدام، تدوین استراتژی جامع صنعت حملونقل با مشارکت واقعی بخش خصوصی است. نمیتوان برای صنعتی که بیش از 70 درصد آن در اختیار بخش خصوصی است، پشت درهای بسته تصمیم گرفت و سپس از فعالان اقتصادی انتظار داشت همان تصمیمها را اجرا کنند. اتاقهای فکر، انجمنهای حملونقل، شرکتهای لجستیکی، صاحبان ناوگان و رانندگان باید بخشی از فرآیند سیاستگذاری باشند؛
نه اینکه صرفاً پس از تصویب تصمیمات، برای اجرای آنها فراخوانده شوند. یکی از مهمترین درسهای شرایط فعلی این است که کشور به جای واکنش نشان دادن به بحران، باید برای سناریوهای مختلف از قبل برنامه داشته باشد. اگر مرزی دچار محدودیت شد، مسیر جایگزین چیست؟ اگر یک کریدور بینالمللی با مشکل مواجه شد، چه مسیر دیگری فعال میشود؟ اگر هزینههای حملونقل افزایش یافت، چه سازوکاری برای جلوگیری از خروج شرکتهای ایرانی از بازار وجود دارد؟ هفته دولت؛
فرصتی برای شنیدن صدای بخش خصوصی هفته دولت میتواند به جای آنکه صرفاً فرصتی برای ارائه گزارش عملکرد باشد، به فرصتی برای شنیدن نقدهای واقعی فعالان صنعت تبدیل شود. اگر قرار است حملونقل ایران دوباره به جایگاه شایسته خود بازگردد، باید میان دولت و بخش خصوصی یک رابطه جدید شکل بگیرد؛ رابطهای مبتنی بر اعتماد، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت. دولت باید بداند که بخش خصوصی رقیب دولت نیست؛ بازوی اجرایی و اقتصادی دولت در میدان واقعی اقتصاد است. امروز صنعت حملونقل بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای سریع، کارشناسی و پایدار نیاز دارد.
هفته دولت شاید بهترین زمان برای طرح این پرسش باشد: آیا میخواهیم فقط از مشکلات حملونقل عبور کنیم، یا میخواهیم دوباره ایران را به یکی از قطبهای ترانزیتی منطقه تبدیل کنیم؟
منبع: جهان اقتصاد