اقتصاد۲۴- سمیه گلپور، فعال کارگری و رئیس پیشین کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران، در یادداشتی با انتقاد از افزایش و تفاوت قیمت تخممرغ در مناطق مختلف، به خروج این کالای اساسی از سبد مصرف خانوارهای کمدرآمد اشاره کرد و گفت: گرانی تخممرغ تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه میتواند نشانهای از تشدید فقر غذایی و ضعف نظارت بر بازار باشد.
گلپور در این یادداشت با طرح این پرسش که چرا برای یک کالای اساسی و داخلی، قیمت شفاف و واحدی برای مصرفکننده وجود ندارد، نوشت: قیمت هر شانه تخممرغ در مناطق مختلف تهران از حدود ۴۶۰ تا ۸۰۰ هزار تومان متغیر است و نمیتوان همه آن را با تفاوت هزینههای حملونقل، اجاره، دستمزد و توزیع توضیح داد. در ادامه متن این یادداشت را میخوانید در کشوری که تورم مزمن و دستمزدهای عقبمانده از هزینههای واقعی زندگی به واقعیتی تلخ در زندگی روزمره مردم تبدیل شده، دیگر نمیتوان از کنار افزایش و نوسان قیمت کالاهایی مانند تخممرغ بهسادگی گذشت.
تخممرغ، که سالها یکی از آخرین غذاهای گرم، ارزان و در دسترس برای میلیونها خانوار کارگری و کمدرآمد بود، امروز در بسیاری از نقاط کشور در حال تبدیل شدن به کالایی شبهلوکس است و علاوه بر این، با قیمتهای متفاوت نیز عرضه میشود. این وضعیت، پرسشی ساده، اما بسیار مهم را پیش میکشد: چرا برای یک قلم کالای اساسی و داخلی، هنوز نتوانستهایم قیمت شفاف و واحدی برای مصرفکننده تعیین کنیم؟ بر اساس واقعیت میدانی، قیمت تخممرغ در مناطق مختلف تهران تفاوت محسوسی دارد؛
بهگونهای که در مناطق جنوبی، مرکزی، شرقی، غربی و شمالی تهران، این کالای واحد با نرخهای متفاوت عرضه میشود. دامنه این اختلاف برای هر شانه تخم مرغ از حدود ۴۶۰ تا ۸۰۰ هزار تومان متغیر است؛ یعنی اختلافی نزدیک به ۷۰ درصد. بر اساس واقعیت میدانی، قیمت این کالا در مناطق مختلف تهران تفاوت محسوسی دارد؛ بهگونهای که در مناطق جنوبی، مرکزی، شرقی، غربی و شمالی تهران، این کالای واحد با نرخهای متفاوت عرضه میشود. دامنه این اختلاف برای هر شانه تخم مرغ از حدود ۴۶۰ تا ۸۰۰ هزار تومان متغیر است؛ یعنی اختلافی نزدیک به ۷۰ درصد.
بدیهی است که بخشی از تفاوت قیمت میتواند به هزینه حملونقل، اجارهبها، دستمزد، هزینه انرژی و شرایط عرضه در هر منطقه مربوط باشد؛ اما آیا این عوامل میتوانند اختلافی چنین گسترده را برای کالایی مانند تخممرغ توجیه کنند؟ اگر پاسخ مثبت است، دولت باید بهصورت شفاف اعلام کند سهم واقعی هر یک از این عوامل در قیمت نهایی چقدر است. اگر پاسخ منفی است، باید پرسید چرا نظارت مؤثری بر حاشیه سود، مسیر توزیع و قیمت مصرفکننده وجود ندارد؟ تخممرغ محصولی است که زنجیره تولید آن نسبتا کوتاه، داخلی و قابل رصد است.
بنابراین، اگر در همین کالا شاهد اختلافهای محسوس قیمتی میان شمال، جنوب، شرق و غرب تهران یا میان شهرهای مختلف کشور هستیم، مسئله فقط «هزینه تولید» یا «تحریم» نیست. مسئله اصلی، ضعف دهشتناک نظارت، تعدد واسطهها، نبود شفافیت در توزیع و بیعملی در برابر هرجومرج قیمت است. در شرایطی که طبق برخی ضوابط رسمی، قیمت مصرفکننده باید بر اساس هزینه تولید، بهعلاوه حاشیه مشخص حملونقل، بستهبندی و توزیع تعیین شود، اختلاف فاحش قیمت در بازار یعنی عدم اجرای ضوابط و قوانین یا عملا عدم ضمانت اجرایی در کنترل قیمت.
اگر در یک شهر، یک کالای واحد با قیمتهای متفاوت و گاه متضاد عرضه میشود، معنایش این است که بازار به حال خود رها شده و مصرفکننده باید هزینه آشفتگی ساختاری را از جیب خود بپردازد. تردیدی نیست که تحریمها اقتصاد کشور را تحت فشار قرار داده و هزینه تولید و توزیع بسیاری از کالاها را افزایش دادهاند، اما تحریم بهتنهایی نمیتواند توضیح دهد که چرا یک کالای داخلی مانند تخممرغ باید در مناطق مختلف یک کلانشهر با چند نرخ متفاوت فروخته شود. تحریم میتواند قیمت متوسط کالا را افزایش دهد؛
اما این بینظارتی و رهاشدگی بازار است که اختلاف قیمت و هرجومرج را به وجود میآورد. وقتی سامانههای نظارتی کارآمد نشود، فاکتور رسمی صادر نمیشود، زنجیره توزیع هم شفاف نمیشود و برخورد با گرانفروشی بهموقع و مؤثر انجام نمیگیرد، لذا نتیجه چیزی جز فشار مضاعف بر مردم نیست. در چنین شرایطی، بار تورم و ناکارآمدی نه بر دوش حلقههای پرقدرت و برخوردار زنجیره توزیع، بلکه بر دوش کارگر، کارمند، معلم، پرستار، کشاورز، دامدار، صاحبان مشاغل روزمزد و غیررسمی، بازنشسته، بیکار و اساسا همه خانوادههای کمدرآمد میافتد. باید صریح گفت تخممرغ فقط یک کالا نیست؛
برای بخش بزرگی از مردم، منبعی حداقلی و حیاتی از پروتئین است. برای خانوادهای که با هزینههای سنگین تهیه غذا، اجارهخانه، درمان، حملونقل، آموزش و دیگر مخارج ضروری زندگی دستوپنجه نرم میکند، تخممرغ یکی از معدود مواد غذایی بود که هنوز میشد با آن یک وعده گرم، سریع و کمهزینه فراهم کرد. اما امروز همین کالا نیز در حال خروج از سبد مصرف فقیرترین لایههای جامعه است.
منبع: اقتصاد24