شکست راهبردهای ترامپ در برابر ایران؛ از گزینه نظامی تا بازگشت به تدابیر اقتصادی گذشته

شکست راهبردهای ترامپ در برابر ایران؛ از گزینه نظامی تا بازگشت به تدابیر اقتصادی گذشته

بدون هیچ پایانی، جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز کرده‌اند، همچنان عمیقا نامحبوب است؛ در روزی که آغاز شد، تنها ۲۷ درصد از آمریکایی‌ها از این جنگ بی‌دلیل که مذاکرات دیپلماتیک جاری را متوقف کرد، حمایت کردند. حتی کسانی در غرب که به جنگ اعتراضی ندارند، همچنان با فقدان آشکار استراتژی در دولت آمریکا مشکل دارند؛ تعداد بسیار کمی در آمریکا متقاعد شده‌اند که ایران دو هفته با سلاح هسته‌ای فاصله داشته و سردرگمی در مورد دلایل جنگ همچنان ادامه دارد.

اگر این ماجراجویی نظامی اخیر، که تاکنون دست‌کم ۳۷.۵ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه داشته است، یکی از ویژگی‌های بارز دولت دوم دونالد ترامپ را نشان داده باشد، آن فقدان مشاورانی با تجربه است که بتوانند ارزیابی‌های صادقانه‌ای را به مدیر خود ارائه دهند. واضح است که این امر ناشی از تیرگی یک شبه دیدگاه‌ها در مورد ایران یا واکنشی به برخی تحریکات غیرمنتظره از طرف ایران نبوده است؛ هم پیش از جنگ ۱۲ روزه و هم پیش از شروع جنگ اخیر، تهران و واشنگتن در حال مذاکرات فعال بودند.

بحران فعلی، اوج دهه‌ها هراس‌پراکنی در مورد یک تهدید ادعایی درباره ایران است، تهدیدی که ظاهراً چیزی کمتر از جنگ تمام‌عیار را نمی‌خواست؛ این تصور به‌طور مداوم از طرف گروهی از غول‌های رسانه‌ای، اندیشکده‌ها و کارشناسان ایران که از اواخر دهه ۱۹۹۰ این استدلال را مطرح می‌کردند، تقویت می‌شد. به گزارش امریکن کانسرویتیو، جنگ‌طلبان خارج از آمریکا که در زمان‌های مختلف به دولت‌های این کشور مشاوره می‌دهند نیز در ایجاد این بحران نقش داشته‌اند؛

برخی از این افراد کارشناسانی هستند که از تمرکز‌ها و سیاست‌های کوته‌بینانه‌ای که آمریکا را به وضعیت فعلی رسانده است، حمایت کرده‌اند. به این ترتیب، بن‌بست امروز همان چیزی است که گروهی از کارشناسان و لابی‌گران که اطلاعات نادرست را به کاخ سفید می‌دهند، باید مسئولیت آن را نیز بر عهده بگیرند؛ همان‌طور که جو کنت، مدیر سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا پیش از این اظهار کرد: یکی از دلایل اساسی شکست جنگ در ایران، فقدان درک اساسی از کشوری است که ما با آن جنگ را آغاز کردیم و همچنین از کل خاورمیانه.

قابل توجه است که ایران در تأمین بیشتر نیاز‌های کشاورزی و صنعتی خود به خودکفایی اولیه رسیده است؛ یک مطالعه لنست در سال ۲۰۱۹ نشان داد که شاخص دسترسی و کیفیت مراقبت‌های بهداشتی ایران یکی از بالاترین‌ها در خاورمیانه و شمال آفریقا است. انزجار ریشه‌دار از مداخله خارجی، که به قبل از کودتای ۱۹۵۳ برمی‌گردد، مدت‌هاست که برداشت مردم ایران از روابطشان با قدرت‌های بزرگ را مشخص می‌کند.

بیشتر بخوانید: بازگشت به تحریم اقتصادی؛ بازتابی از شکست رویکردهای آمریکا در برابر ایران اعتراف رسانه‌های غربی به بن‌بست واشنگتن: ابزارهای ترامپ ته کشیده است

به گزارش «mondoweiss»، به‌تازگی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پرده از آنچه «طرد اقتصادی» خوانده شده، برداشت؛ به‌راحتی می‌توان این طرح -که به‌طرز خنده‌داری «عملیات طرد اقتصادی» نامیده شده است- را به‌عنوان یکی دیگر از ترفندهای روابط عمومی ترامپ، تلاشی برای متقاعد کردن پایگاه رو به کاهش وی مبنی بر اینکه آمریکا در خلیج فارس شکست تحقیرآمیزی متحمل نمی‌شود، رد کرد. مطمئناً همینطور است، اما بسته به اینکه دولت ترامپ تا چه حد می‌خواهد آن را پیش ببرد، ممکن است پیامدهای منفی بیشتری از این ایده ناشی شود.

این طرح جواب نخواهد داد و ایران به آمریکا اجازه نخواهد داد که زمان توقف جنگ را تعیین کند؛ ایران به یافتن راه‌هایی برای فشار بر آمریکا ادامه خواهد داد تا زمانی که خواسته‌هایش برآورده شود، نتیجه‌ای که آمریکا در نهایت مجبور به پذیرش آن خواهد شد. مهم‌ترین پیامد این اقدام اخیر این است که ترامپ مجبور شده بپذیرد که آمریکا از نظر نظامی ایران را شکست نداده است؛ آمریکا گزینه‌های نظامی خود را به کار گرفته و ایران نه‌‎تنها هنوز پابرجاست، بلکه به همان اندازه قوی است.

آمریکا چندین پایگاه خود را در منطقه خلیج فارس از دست داده، ذخایر موشک‌های دفاعی خود را به‌طرز فاجعه‌باری کاهش داده و مجبور شده است منابع اصلی خود را از آسیا به منطقه منتقل کند و اساساً متحدان کلیدی خود، تایوان، ژاپن و کره جنوبی را رها کرده است. کشورهای خلیج فارس دریافته‌اند که نه‌تنها تعهد آمریکا به امنیت آنها غیرقابل اعتماد است، بلکه حتی اگر سعی در انجام این تعهد داشته باشد، توانایی آن برای انجام این کار چیزی نیست که پیش‌تر تصور می‌کردند. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان