به گزارش تجارت نیوز، آب یکی از مهمترین منابع طبیعی و پایهایترین نیازهای جوامع انسانی است؛ با این حال، تصویری که از وضعیت آب در جهان داریم، تنها با نگاه کردن به میزان منابع موجود در هر کشور کامل نمیشود. یک کشور ممکن است رودخانههای فراوان، بارندگی مناسب، دریاچههای گسترده یا منابع یخچالی داشته باشد، اما همزمان میزان قابل توجهی آب برای کشاورزی، صنعت، تولید انرژی و مصارف مختلف برداشت کند.
از سوی دیگر، کشوری با جمعیت کم و منابع طبیعی گسترده میتواند از نظر سرانه، حجم بسیار زیادی آب در اختیار داشته باشد؛ حتی اگر مجموع منابع آبی آن در مقایسه با کشورهای بزرگ چندان چشمگیر نباشد. به همین دلیل، مقایسه منابع آب شیرین تجدیدپذیر با میزان برداشت آب به ازای هر نفر، تصویر متفاوتی از جایگاه کشورهای مختلف ارائه میکند.
این بررسی که بر اساس آمار ارائهشده از سوی Our World in Data و Statista انجام شده، دو مفهوم متفاوت را در کنار یکدیگر قرار میدهد: نخست، میزان منابع آب شیرین تجدیدپذیر در دسترس هر نفر و دوم، میزان برداشت آب شیرین به ازای هر نفر. نتیجه این مقایسه نشان میدهد که «فراوانی آب» و «میزان مصرف یا برداشت آب» الزاماً رابطه مستقیمی با یکدیگر ندارند.
کدام کشورها بیشترین منابع آب شیرین را به ازای هر نفر دارند؟
در بخش نخست این رتبهبندی، میزان منابع آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر بررسی میشود. در صدر این جدول، ایسلند قرار دارد؛ کشوری که به ازای هر نفر حدود ۱۵.۷ میلیون فوت مکعب منابع آب شیرین تجدیدپذیر در اختیار دارد. موقعیت جغرافیایی ایسلند، میزان بارندگی، رودخانهها و منابع حاصل از یخچالها، نقش مهمی در این حجم بالای منابع آب دارد.
پس از ایسلند، گویان با حدود ۱۰.۴ میلیون فوت مکعب منابع آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر در جایگاه دوم قرار گرفته است. سورینام نیز با حدود ۵.۶ میلیون فوت مکعب آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است.
در میان کشورهای دارای بالاترین میزان منابع آب شیرین سرانه، نام کانادا، نروژ و نیوزیلند نیز دیده میشود. این کشورها در میان ۱۰ کشور برتر جهان قرار دارند و هر کدام بیش از ۲ میلیون فوت مکعب منابع آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر در اختیار دارند.
قرار گرفتن این کشورها در رتبههای بالای جدول تا حد زیادی به ترکیب جمعیت و جغرافیا مربوط میشود. بسیاری از کشورهای صدرنشین، جمعیت نسبتاً کمی دارند، اما در مقابل از رودخانههای بزرگ، دریاچههای وسیع، بارندگی قابل توجه یا منابع یخچالی برخوردارند. بنابراین زمانی که حجم منابع آب بر جمعیت تقسیم میشود، رقم سرانه به میزان قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
تامین آب در مقابل مصرف
جمعیت چگونه رتبه کشورهای آبدار را تغییر میدهد؟
یکی از نمونههای قابل توجه در این زمینه برزیل است. این کشور از بزرگترین دارندگان منابع آب شیرین در جهان به شمار میرود و رودخانهها و حوضههای آبریز بسیار گستردهای دارد. با این حال، وقتی منابع آب بر تعداد جمعیت تقسیم میشود، جایگاه برزیل در جدول تغییر میکند.
برزیل با حدود ۹۵۱ هزار فوت مکعب منابع آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر، در رتبه ۲۴ قرار میگیرد. این موضوع نشان میدهد که حجم کلی منابع آب یک کشور به تنهایی برای سنجش میزان برخورداری مردم آن کشور از آب کافی نیست. جمعیت نیز عامل مهمی است که میتواند رتبه یک کشور را در محاسبات سرانه به شکل محسوسی تغییر دهد.
هرچه جمعیت یک کشور بیشتر باشد، حتی اگر حجم منابع آب آن بسیار زیاد باشد، سهم محاسبهشده به ازای هر نفر کاهش پیدا میکند. به همین دلیل است که کشورهای پرجمعیت الزاماً در رتبههای نخست منابع آب سرانه قرار نمیگیرند.
جایگاه آمریکا در منابع آب شیرین
آمریکا نیز نمونه دیگری از تفاوت میان منابع آب و میزان برداشت آن است. این کشور با حدود ۲۹۷ هزار فوت مکعب منابع آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر، در رتبه ۵۴ قرار دارد.
این جایگاه در نگاه اول چندان استثنایی به نظر نمیرسد، اما وقتی میزان برداشت آب در آمریکا را نیز در نظر بگیریم، تصویر کاملاً متفاوت میشود. آمریکا در رتبهبندی میزان برداشت آب شیرین به ازای هر نفر، از رتبه ۵۴ منابع سرانه به رتبه ششم صعود میکند.
این تغییر جایگاه نشان میدهد که برخورداری از منابع آب و میزان برداشت از این منابع دو موضوع متفاوت هستند. کشوری ممکن است از نظر حجم منابع در جایگاه متوسطی قرار داشته باشد، اما به دلیل ساختار اقتصادی، کشاورزی، صنعت، تولید انرژی و نیازهای جمعیتی، میزان برداشت آب آن بسیار بالا باشد.
کدام کشورها بیشترین آب را به ازای هر نفر برداشت میکنند؟
هنگامی که معیار مقایسه از «منابع موجود» به «آب برداشتشده» تغییر میکند، جدول جهانی به شکل محسوسی دگرگون میشود.
در این رتبهبندی، مونتهنگرو با حدود ۱۲۷ هزار فوت مکعب برداشت آب شیرین به ازای هر نفر در جایگاه نخست قرار دارد. پس از آن، ترکمنستان با حدود ۸۵ هزار فوت مکعب به ازای هر نفر، رتبه دوم را به خود اختصاص میدهد.
آمریکا نیز با حدود ۴۶ هزار فوت مکعب برداشت آب شیرین به ازای هر نفر، در رتبه ششم جهان قرار میگیرد.
بنابراین، فاصله میان رتبه آمریکا در منابع آب سرانه و رتبه آن در برداشت آب، یکی از مهمترین نکات این مقایسه است. آمریکا از نظر منابع آب شیرین تجدیدپذیر سرانه در رتبه ۵۴ قرار دارد، اما در زمینه برداشت آب سرانه به رتبه ششم میرسد. این تفاوت نشان میدهد که میزان آب مورد استفاده در یک کشور تنها به مصارف مستقیم خانوارها محدود نمیشود.
بخش بزرگی از برداشت آب در پشت زندگی روزمره پنهان است
وقتی از مصرف آب صحبت میکنیم، معمولاً نخستین تصویر، آب مورد استفاده در خانه، آشپزخانه، حمام یا فضای سبز شهری است. اما بخش بزرگی از برداشت آب در واقع در سامانههایی اتفاق میافتد که نقش آنها در زندگی روزمره کمتر دیده میشود.
در آمریکا، برای مثال، کشاورزی سهم بسیار بزرگی از برداشت آب را به خود اختصاص میدهد. بر اساس آمار ارائهشده در این گزارش، مزارع آمریکا در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ به طور متوسط روزانه حدود ۱۰۵ میلیارد گالن آب برای آبیاری محصولات برداشت کردهاند.
در کنار کشاورزی، نیروگاهها نیز مصرفکننده مهم آب هستند. نیروگاههای آمریکا در همین دوره، به طور متوسط روزانه حدود ۸۳ میلیارد گالن آب شیرین دیگر برداشت کردهاند.
این ارقام نشان میدهد که میزان برداشت آب یک کشور را نمیتوان تنها با میزان آبی که خانوارها مستقیماً از شیر آب دریافت میکنند، توضیح داد. تولید غذا، برق، کالاها و خدمات نیز به حجم قابل توجهی از منابع آبی وابسته است.
برداشت آب با مصرف آب یکسان نیست
یکی از نکات مهم در تفسیر این آمار، تفاوت میان «برداشت آب» و «مصرف آب» است. این دو اصطلاح به جای یکدیگر قابل استفاده نیستند.
برداشت آب به معنای خارج کردن آب از یک منبع طبیعی مانند رودخانه، دریاچه یا منابع زیرزمینی برای استفاده در یک فعالیت است. بخشی از این آب ممکن است پس از استفاده دوباره به محیط بازگردد. در مقابل، مصرف آب به بخشی از آبی اشاره دارد که عملاً از چرخه موردنظر خارج میشود یا به دلیل تبخیر، استفاده در محصولات و فرایندهای دیگر، در کوتاهمدت به همان منبع بازنمیگردد.
نیروگاهها نمونه روشنی از این تفاوت هستند. آنها ممکن است حجم بسیار زیادی آب برداشت کنند، اما بخش قابل توجهی از این آب دوباره به محیط بازگردانده میشود. در مقابل، در بخش کشاورزی، سهم بیشتری از آب برداشتشده واقعاً مصرف میشود؛ بهویژه از طریق تبخیر، تعرق گیاهان و استفاده در تولید محصولات.
بنابراین، رتبه بالای یک کشور در میزان «برداشت» لزوماً به این معنا نیست که همان حجم آب به طور کامل از چرخه منابع آبی خارج شده است.
چرا فراوانی آب به تنهایی برای سنجش امنیت آبی کافی نیست؟
جغرافیا نقش اساسی در میزان منابع آب تجدیدپذیر هر کشور دارد. میزان بارندگی، موقعیت جغرافیایی، وجود رودخانهها و دریاچهها، منابع زیرزمینی و یخچالها میتوانند مقدار آب قابل دسترس را به شدت تحت تأثیر قرار دهند.
با این حال، سمت دیگر معادله را باید در میزان تقاضا جستوجو کرد. کشاورزی، صنعت، تولید انرژی و جمعیت همگی بر میزان برداشت آب تأثیر میگذارند. در نتیجه، کشوری که از منابع آب فراوان برخوردار است نیز ممکن است در برخی مناطق خود با کمبود یا فشار آبی مواجه شود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که شهرها رشد کنند و همزمان مزارع، کارخانهها، مراکز داده و نیروگاهها نیز برای تأمین نیاز خود به آب به رقابت بپردازند. در چنین شرایطی، ممکن است یک کشور در مقیاس ملی دارای منابع آب فراوان باشد، اما در یک منطقه خاص، عرضه آب نتواند با رشد تقاضا همگام شود.
از سوی دیگر، در کشورهای خشکتر، حتی افزایش نسبتاً محدود تقاضا میتواند تأثیر قابل توجهی بر منابع موجود داشته باشد. به همین دلیل، ارزیابی وضعیت آب تنها با توجه به مقدار کل منابع طبیعی، تصویر کاملی از شرایط واقعی ارائه نمیدهد.
تفاوت میان «آب فراوان» و «آب در دسترس» اهمیت زیادی دارد
آمار سرانه منابع آب نشان میدهد که کشورهایی مانند ایسلند، گویان و سورینام به دلیل ترکیب جمعیت و ویژگیهای طبیعی، در زمینه منابع آب تجدیدپذیر سرانه جایگاه بسیار بالایی دارند. در مقابل، کشورهایی مانند برزیل با وجود برخورداری از منابع عظیم آب، به دلیل جمعیت بیشتر، در رتبهبندی سرانه جایگاه پایینتری پیدا میکنند.
در طرف دیگر، رتبهبندی برداشت آب تصویر متفاوتی را ارائه میدهد؛ به طوری که مونتهنگرو با ۱۲۷ هزار فوت مکعب و ترکمنستان با ۸۵ هزار فوت مکعب برداشت آب به ازای هر نفر در صدر قرار دارند و آمریکا با ۴۶ هزار فوت مکعب در رتبه ششم جای میگیرد.
این تفاوت میان دو جدول یک پیام مهم دارد: داشتن آب زیاد الزاماً به معنای برداشت کم نیست و برداشت زیاد نیز لزوماً به معنای مصرف کامل همان حجم آب نیست.
مقایسه منابع آب شیرین تجدیدپذیر و برداشت آب به ازای هر نفر نشان میدهد که وضعیت آب در کشورهای مختلف بسیار پیچیدهتر از یک رتبهبندی ساده است. ایسلند با ۱۵.۷ میلیون فوت مکعب منابع آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر در صدر قرار دارد و پس از آن گویان با ۱۰.۴ میلیون فوت مکعب و سورینام با ۵.۶ میلیون فوت مکعب قرار گرفتهاند. کانادا، نروژ و نیوزیلند نیز با بیش از ۲ میلیون فوت مکعب به ازای هر نفر، در میان ۱۰ کشور نخست قرار دارند.
در مقابل، برزیل با وجود منابع آبی بسیار گسترده، به دلیل جمعیت خود با ۹۵۱ هزار فوت مکعب در رتبه ۲۴ قرار میگیرد و آمریکا با ۲۹۷ هزار فوت مکعب در رتبه ۵۴ منابع آب شیرین تجدیدپذیر سرانه قرار دارد. اما زمانی که معیار به برداشت آب تغییر میکند، مونتهنگرو با ۱۲۷ هزار فوت مکعب و ترکمنستان با ۸۵ هزار فوت مکعب در صدر قرار میگیرند و آمریکا با ۴۶ هزار فوت مکعب به رتبه ششم صعود میکند.
از این منظر، مهمترین مسئله فقط میزان آبی نیست که یک کشور در اختیار دارد؛ بلکه نحوه توزیع منابع، محل قرارگیری آنها، جمعیت، الگوی کشاورزی، فعالیت صنعتی، تولید انرژی و رشد تقاضا نیز اهمیت دارد. آمار آمریکا، با برداشت روزانه ۱۰۵ میلیارد گالن آب برای آبیاری و ۸۳ میلیارد گالن آب شیرین برای نیروگاهها در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، به خوبی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از فشار بر منابع آب در فعالیتهایی خارج از مصرف مستقیم خانوارها شکل میگیرد.
در نهایت، فراوانی آب در مقیاس ملی نمیتواند به تنهایی تضمینکننده امنیت آبی باشد. کشوری ممکن است در مجموع منابع فراوانی داشته باشد، اما شهرهای بزرگ، مزارع، مراکز داده، صنایع و نیروگاهها در یک منطقه خاص برای منابع محدود با یکدیگر رقابت کنند. بنابراین، برای درک واقعی وضعیت آب، باید همزمان به میزان منابع آب، میزان برداشت، میزان مصرف، جمعیت و پراکندگی جغرافیایی تقاضا توجه کرد.
منبع: تجارت نیوز