در شرایطی که ایران اسلامی پنجه در پنجه دشمنان شناختهشدهاش، یکی از حساسترین مقاطع تاریخ سرنوشتساز خود را پشت سر میگذارد، دعوت به انسجام ملی و اتحاد اجتماعی دیگر صرفاً یک فضیلت اخلاقی یا یک توصیه سیاسی نیست، بلکه به یک مؤلفه الزامآور و بنیادین امنیت ملی و شرط اساسی برای عبور از فشارها و تهدیدهای پیشرو تبدیل شده است.
تجربه دو جنگ اخیر نیز نشان داد آنچه یک ملت را در برابر فشار همهجانبه و تهاجم دشمن پابرجا نگه میدارد، صرفاً قدرت نظامی و ظرفیتهای سخت دفاعی نیست، بلکه در درجه اول، اراده جمعی برای مقاومت، ایستادگی، حفظ منافع ملی و قرار گرفتن در کنار یکدیگر است که این مهم در قالب «بعثت مردمی» به باشکوهترین شکل ممکن بروز و ظهور داشته که همچنان هم ادامه دارد. از همین منظر، پیام دوراندیشانه و راهگشای رهبر معظم انقلاب به مناسبت «هفته دولت» و سپس تأکید ایشان در پیام «هفته وحدت» بر ضرورت پرهیز از تفرقه و تنازع را نمیتوان در چارچوب توصیههای اخلاقی و ارشادی معمول تفسیر کرد.
این پیامها در واقع یک دستورالعمل روشن برای حکمرانی، رفتار سیاسی و اجتماعی و نحوه مواجهه با مسائل کشور هستند؛ دستورالعملی که مخاطب آن فقط دولت یا مسئولان نیستند، بلکه قوای سهگانه، دستگاههای حاکمیتی، احزاب و گروههای سیاسی، صاحبان تریبون و رسانه و در نهایت آحاد جامعه را دربرمیگیرد. مهمترین نکته در پیام هفته دولت رهبر حکیم انقلاب، صراحت بیسابقه ایشان در تعیین مرزهاست.
معظمله تصریح میکنند: «بیتردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکنندهی انگیزههای ملی و عمومی و هر نوع دوگانهسازیهای موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارتهایی بیواسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم میتواند همان تأثیر را بهجا بگذارد؛ لذا بنده قاطعانه اعلام میکنم که ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.» در این عبارت، واژه «ممنوع» یک کلیدواژه تعیینکننده است.
سخن بر سر توصیهای برای بهتر شدن فضای سیاسی یا دعوتی اخلاقی به برادری و مدارا نیست، بلکه رهبر انقلاب یک قاعده الزامآور برای رفتار در عرصه عمومی تعیین کردهاند. بنابراین، هر تصمیم، موضعگیری، سخنرانی، مصاحبه، تحلیل رسانهای یا اقدام سیاسی که نتیجه آن تضعیف انسجام اجتماعی باشد، نمیتواند صرفاً با این استدلال که گوینده «قصد» چنین نتیجهای را نداشته است، از مسئولیت خود مبرا شود. به عبارت دیگر، معیار صرفاً نیت افراد نیست؛ اثر اجتماعی رفتار و گفتار نیز موضوعیت دارد.
این همان نقطهای است که پیام زعیم عالیقدر انقلاب را از سطح توصیه اخلاقی جدا و به سطح یک فرمان و دستورالعمل اجرایی ارتقا میدهد. از این منظر، میتوان از «پیوست انسجام» مورد تأکید ایشان، بهعنوان یکی از الزامات حکمرانی سخن گفت، یعنی هر سیاست و تصمیم پیش از اجرا باید از این فیلتر عبور کند که آیا به همبستگی اجتماعی کمک میکند یا شکافها را عمیقتر میسازد. چنین نگاهی البته به معنای تعطیل کردن نقد، حذف اختلاف نظر یا نادیده گرفتن مشکلات نیست.
اتفاقاً جامعه سالم جامعهای است که در آن مشکلات دیده و درباره آنها سخن گفته شود، اما میان بیان صادقانه ضعفها با هدف اصلاح و القای ضعف، ناتوانی، بنبست و بیافقی تفاوتی اساسی وجود دارد. رهبر معظم انقلاب در این زمینه معیار بسیار روشنی ارائه کردهاند: «بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است.» در نقطه مقابل، روایت واقعبینانه از ظرفیتها، تواناییها و نقاط قوت کشور میتواند به جامعه برای عبور از مشکلات، اعتماد و انگیزه بدهد. هشدار دیگر رهبر انقلاب، متوجه دوگانهسازیهای موهوم است؛
دوگانههایی که مسائل پیچیده کشور را به انتخابی مصنوعی میان دو گزینه تقلیل میدهد و جامعه را به جای قرار گرفتن در کنار یکدیگر، در برابر یکدیگر تعریف میکند. «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی» نمونههایی هستند که رهبر معظم انقلاب به صراحت به آنها اشاره کردهاند. چنین دوگانههایی، بهجای آنکه به فهم دقیق مسائل کمک کند، فضای سیاسی را قطبی و امکان گفتوگوی عقلانی را محدود میکند. البته ممکن است افراد درباره روش اداره اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ، نحوه اجرای قوانین یا شیوه مواجهه با مشکلات اختلاف نظر داشته باشند؛
اما این اختلافات نباید به نقطهای برسد که اصل منافع ملی، استقلال، عزت کشور و ضرورت ایستادگی در برابر دشمن را تحتالشعاع قرار دهد. بنابراین، آنچه ممنوع شده «اختلاف نظر» نیست؛ تبدیل اختلاف نظر به تنازع و شکاف اجتماعی است. رهبر معظم انقلاب در پیام هفته وحدت نیز تصریح میکنند هر فردی در هر جایگاهی اگر اقدامی انجام دهد که به تفرقه میان مسلمانان و ایجاد تنازع در جامعه مسلمین منجر شود، دانسته یا نادانسته و خواسته یا ناخواسته، مقصود دشمنان اسلام را سامان داده است. این تأکید در شرایط کنونی اهمیتی مضاعف دارد.
دشمن امروز پنهان نمیکند که اختلاف و شکاف داخلی را بهعنوان یکی از مسیرهای فشار بر ملت ایران دنبال میکند. از این رو، دیگر نمیتوان رفتارهای تفرقهافکنانه را صرفاً با عنوان «اشتباه»، «بیاحتیاطی» یا «غفلت» توجیه و از کنار پیامدهای آن عبور کرد. وقتی دشمن به دنبال ایجاد شکاف است، هر اقدامی که این شکاف را تعمیق کند، خواه از روی آگاهی باشد و خواه از روی غفلت، در عمل به تقویت همان روند کمک خواهد کرد. این قاعده، اتفاقاً برای همه یکسان است. نه دولت از آن مستثناست، نه مجلس، نه جریانهای سیاسی، نه رسانهها و نه هیچ صاحب تریبونی.
اگر انسجام اجتماعی یک سرمایه ملی است، حفاظت از آن نیز مسئولیتی عمومی و همگانی است. نکته اساسی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که وقتی رهبر انقلاب با صراحت اعلام میکنند «ارتکاب هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است»، دیگر نمیتوان این حکم روشن را به یک توصیه قابل انتخاب و قابل تفسیر تقلیل داد. ممکن است هر فردی در مقام تحلیل سیاسی، برداشت متفاوتی از یک مسئله داشته باشد، اما اجتهاد سیاسی نمیتواند در برابر نص صریح حاکم اسلامی قرار گیرد.
اختلاف تحلیل درباره مسائل کشور یک امر طبیعی است، اما تبدیل این اختلاف تحلیل به نادیده گرفتن یک دستور روشن درباره ضرورت حفظ انسجام، مسئلهای متفاوت است. نکته پایانی اینکه ملت ایران در ماههای اخیر نشان داد که با همه تفاوتها، در برابر فشار و تهدید، ظرفیت بزرگی برای همبستگی، انسجام و ایستادگی دارد. اکنون مسئله اصلی فقط حفظ این سرمایه نیست، بلکه جلوگیری از فرسایش آن است. هیچ اختلاف سیاسی، رقابت جناحی، نزاع رسانهای یا اختلاف سلیقهای نباید به قیمتی تمام شود که ستونهای انسجام ملی آسیب ببیند.
صاحبان فکر و اندیشه میتوانند درباره روشها اختلاف داشته باشند، میتوانند سیاستهای مختلف را نقد کنند و میتوانند مسئولان را مورد پرسش قرار دهند، اما این همه باید در چارچوبی انجام شود که به تضعیف اراده عمومی و شکستن اعتماد و همبستگی جامعه منجر نشود. پیام رهبر معظم انقلاب در هفته دولت و هفته وحدت، یک حرف مشترک دارد: در شرایطی که دشمن، اراده و انسجام جامعه را هدف گرفته است، هیچکس حق ندارد با رفتار یا گفتار خود این سرمایه را تضعیف کند.
نقد روشها و سیاستها الزاماً از مسیر «جار زدن» عبور نمیکند، بلکه راههای دیگری برای انتقال نقدها وجود دارد که میتواند مانع از سوءاستفاده دشمن از آنها شود. امروز همه تریبونها باید با معیار وحدت و انسجام سنجیده شوند؛ همه تصمیمها باید با پیوست آثار اجتماعی گرفته شوند و همه جریانهای سیاسی باید بدانند که رقابت سیاسی تا جایی مشروع و سازنده است که به تنازع و شکاف اجتماعی تبدیل نشود.
منبع: جوان آنلاین