قهرمانان تیم ملی فانکشنال فیتنس در کافهخبر از مشکلاتی گفتند که مسیر رسیدن به قهرمانی را برایشان سخت کرده است؛ از دو سال ناکامی در اعزام به مسابقات جهانی به دلیل کارشکنی در صدور ویزا تا حواشی انتخابی تیم ملی، انتقاد از داوری و کمبود حمایت و تبلیغات.
سعید آقایی – ایمان گودرزی؛ نایبقهرمانی ایران در مسابقات قهرمانی آسیا شاید روی کاغذ یک موفقیت بزرگ برای فانکشنال فیتنس باشد، اما پشت این مدالها داستانی متفاوت جریان دارد؛ داستان ورزشکارانی که به گفته خودشان سالها بدون زیرساخت مناسب، حمایت کافی و حتی دسترسی به منابع آموزشی استاندارد مسیر قهرمانی را طی کردهاند. در گفتوگوی کافهخبر خبرآنلاین، آریا کاظمیمهر، شاهو حسینزاده و علی طاهری از مشکلات این رشته نوپا گفتند؛
از غیبت دو ساله در مسابقات جهانی به دلیل مشکلات ویزا و دشواریهای اعزام تا حواشی انتخابی تیم ملی، اختلاف بر سر رنکینگ، خطاهای داوری و گلایه از کمتوجهی رسانهای. آنها معتقدند ایران از نظر توانایی ورزشی فاصله زیادی با سکوی جهانی ندارد، اما رسیدن به این هدف نیازمند برنامهریزی بلندمدت، لیگ منظم، اعزامهای بینالمللی، تغذیه و ریکاوری حرفهای و حمایت جدیتر از قهرمانان است.
خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید. آریا کاظمیمهر هستم، لیسانس مهندسی ورزش و فوقلیسانس بیومکانیک ورزش دارم. از ۵ سالگی ورزش را با شنا شروع کردم؛ در رشتههایی چون واترپلو و کیگبوکسینگ فعالیت کردهام و تا سال ۹۴ که با کراسفیت آشنا شدم و الان هم در این رشته مشغولم. آخرین مسابقهای که دادم سال ۱۴۰۱ در تیم ملی برای رشته فانکشنال فیتنس بوده است و بعد از آن دیگر فقط روی مربیگری تمرکز داشتهام. من شاهو حسنزاده هستم؛
متولد شهرستان سقز استان کردستان و مدت ۷ سال است که رشته فانکشنال و کراسفیت را دنبال میکنم و پارسال توانستم مقام قهرمانی آسیا را به دست بیاورم و امسال هم حدود ۱ هفته پیش توانستیم این مقام را دوباره تکرار کنم. علی طاهری هستم از استان زنجان و عضو تیم ملی فانکشنال فیتنس هستم و در مسابقات اخیر، در دسته ۳۵+ سال توانستم مقام قهرمانی را به دست بیاورم. فانکشنال فیتنس رشتهای است خیلی خاص و شاید فراگیری آن در جامعه خیلی کم باشد؛ شما چرا فانکشنال فیتنس را انتخاب کردید؟
کاظمیمهر: فانکشنال فیتنس یک ورزش کاملی است یعنی هم کار قدرتی دارد، هم کار سرعتی و هم کار استقامتی دارد؛ هم شما تمرینات هوازی و هم بیهوازی دارید؛ تمام سیستمهای انرژی را در آن استفاده میکنید؛ تمام برنامه های تمرینیتان را میتوانید هر سری بالا و پایین کنید و فشار زیادی را به خودتان بیاورید؛ بخاطر کامل بودنش این رشته را انتخاب کردم؛ فانکشنال فیتنس رشتهای است که هم در خودش ژیمناستیک دارد، هم وزنهبرداری دارد، هم دویدن زیاد و کارهای ایروبیکی زیاد دارد و همه هم میتوانند آن را انجام بدهند؛
از یک کودک ۷ ساله تا یک آقا یا خانم ۷۵ ساله میتوانند این ورزش را انجام بدهند؛ شاهو حسنزاده: من تقریبا به مدت ۱۰ سال در پست هافبک دفاعی فوتبالیست بودم و به واسطه اینکه یک ژن ورزشی داشتم، پدرم و همچنین خانواده مادری ورزشکار بودند، علاقهمند بودم در رشتهای که تمام مولفههای آمادگی جسمانی را دارد فعالیت کنم؛ هم بشود یک ورزشکار قدرت خوبی داشته باشد؛ هم بتواند چند تا آیتم دیگر را پشت سر بگذارد اینطوری بود که پس از اینکه از شهرستان به تهران آمدم با رشته فانکشنال فیتنس آشنا شدم و دیدم رشتهای است که هم از لحاظ بدنی و هم از لحاظ ذهنی مرا ارضا میکند.
فکر میکنی که اگر فوتبال را ادامه میدادی، از لحاظ اقتصادی، محبوبیت و شهرت بهتر نبود؟ شاهو حسینزاده: اگر واقعبین باشیم به دلیل اینکه در شهرستانها کمبودهایی به لحاظ زیرساختی وجود دارد و من هم آنجا بودم، چیزی که در وجود خودم دیدم به نظرم ورزشی که الان انجام میدهم قطعا بهتر بود. علی طاهری: بنده هم مثل شاهو از بچگی در رشتههایی چون وشو، ژیمناستیک ورزش کردم و اواخر در بدنسازی و پرورشاندام هم کار کردم که در نهایت سال ۹۶ با رشته فانکشنال فیتنس آشنا شدم.
به نظر من هم فانکشنال فیتنس یک ورزشی است که کل فاکتورهای آمادگی جسمانی را دارد و افرادی مثل ما چون در ورزشهای خودمان به لحاظ آمادگی جسمانی خیلی خوب بودیم، حس کردیم این ورزش بیشتر به درد ما میخورد؛ چه از لحاظ قدرتی و استقامتی و چه به لحاظ فاکتورهای دیگر آمادگی جسمانی. فرق کراسفیت و فانکشنال فیتنس چیست؟ کاظمیمهر: یک مدل است فقط کراسفیت برند است و مخصوص خودش است؛ فانکشنال فیتنس زیر نظر وزارت ورزش هر کشور آمده است.
یعنی یک رشته رسمی شده است که کمکم بتواند (دقیقه ۵:۵۴) الان بازیهای آسیایی را بازیهایی جهانی گرفته و بعدا هم بتواند بازیهای المپیکی بگیرد ولی (دقیقه ۵:۵۸) برند است. یعنی فقط مسابقات خودش است، انحصاری است. از آیتمها و مدل برگزاری یکی است؟ یکسری تفاوتها دارد؛ در فانکشنال فیتنس ما ۶ تست مشخص داریم که مشخصند این تستها چه هستند ولی در کراسفیت نه؛ مثلا ۱۲ ایونت که هست، تقریبا میشود فهمید که هر کدام چیست ولی اینکه دقیقا مشخص باشد در این تست الان قرار است چه انجام شود، نه؛ ولی خب در فانکشنال مشخص است و اصول مشخصی دارد.
باتوجه به توضیحات شما یعنی مرسوم است که از کراسفیت به فانکشنال بیایند و برعکس؟ بله؛ یعنی بچهها در دو طرف بازی میکنند؛ نه تنها در ایران در جاهای دیگر هم همینطور است؛ ولی بستگی دارد هدف اصلی چه باشد؛ جفتش فشار خیلی زیادی دارد و ورزشکار تقریبا سالی یکبار و نهایتا دو بار میتواند آن پیکو را ببیند و نمیتواند به بدنش بیشتر فشار بیاورد؛ برای همین اصولا یکی را انتخاب میکنند و به سمت آن میروند و برایش برنامهریزی میکنند.
شاهو حسینزاده: من خودم به اسم کراسفیت وارد این رشته شدم (همان تمرینات فانکشنال) و آنطور که آریا گفت کراسفیت یک برند است و انحصاری کار میکند اما چون فانکشنال یک مقدار نوپاتر است، به نظر من اینطوری است که چون IF۳ و فدراسیون جهانی را داریم و میآید هر کشوری را زیرنظر دارد؛ به اصطلاح ورزشکاری که قابلیت این را پیدا میکند که به اسم ملیپوش وارد فضای مسابقه شود قطعا ارزشمندتر است و از این بابت IF۳ و کمیتههای فانکشنال فیتنس در کشورها به نظر من ارزش و جایگاه بالاتری دارند به نسبت کراسفیت. شما هم کراسفیت کار کردید؟
علی طاهری: بله بنده هم سال ۹۶ که گفتم، با کراسفیت شروع کردم؛ فکر کنم فانکشنال فیتنس ۳_۴ سال است که به ایران آمده و قبل از آن کراسفیت بود و ما با کراسفیت شروع کردیم. چه کراسفیت و چه فانکشنال فیتنس که قدمتش کمتر است؛ وقتی شما توی خیابان بگویی بدنسازی، پرورش اندام، فیتنس و… همه میدانند چیست؛ حداقل با واژه آن آشنا هستند؛ اما بگویی کراسفیت یا فانکشنال فیتنس، خیلی آشنایی ندارند؛ چون رشته خاصی است؛ جامعه هدف چطوری است؟ یعنی مثلا ورزشکاران بدنسازی جذب آن میشوند یا نه؟ نه؛ اینکه صرفا بگوییم بدنسازها باشند نه؛
خیلی از وزنهبردارها و ژیمناستیککارها هستند که سمت این رشته میآیند؛ چون این افراد خیلی موفقترند نسبت به یک بدنساز در این رشتهها؛ چون آیتمهای اصلی روی این دو تا میچرخد. ولی الان نسبت به چند سال پیش شناختهتر میشود و باشگاههای بیشتری به سمت این رشته میآیند. به دید خود من شاید در ۱۰ سال آینده واقعا کسانی که کراسفیت یا فانکشنال کار میکنند خیلی از بخش جامعه را بگیرند تا کسانی که بدنسازی کار میکنند. اول از همه که رقابت دارد و این رقابت خیلی این رشته را جذاب میکند.
بعد همزمان شما دارید یک کار سنگین و پرفشار را انجام میدهید که باز هم جذابیت دارد، مثلا برای کسانی که بدنسازی زیاد کار میکنند و وزنه زیاد میخواهند بزنند، این رشته این را هم دارد و جذابیتش را بیشتر کرده است. من از واترپلو به این رشته آمدم، یعنی از اوج رقابت و ضربان و فشار و دیدم در این رشته بیشتر است و برای همین جذب این رشته شدم. یکی از آیتمهایی که در چند سال اخیر اضافه شده شنا است؛ ۱۲ تا ایونت و تست است و شما یکی را از بقیه جلو میافتی. یعنی الان بخواهد مسابقه برگزار شود نیازمند استخر است؟ میتواند استخر باشد و میتواند نباشد؛
میتواند در پیست دو میدانی باشد؛ میتواند در پیست دوچرخهسواری باشد؛ چون همه اینها در آن هست. یعنی میشود به جای اینکه در آیتم اول شنا باشد دوچرخه باشد، دوی ۵ کیلومتر باشد و میتواند ترکیب همه اینها باشد و گستردگی آن خیلی زیاد است. استاندارد بینالمللی آیتمهای این رشته چیست؟ شنا، دوچرخه.سواری و دو میدانی هست؟ بله هست؛ اما مشخص نیست که حتما باید شنا یا دوچرخه باشد؛ میتواند باشد و میتواند نباشد؛ ورزشکار در کراسفیت باید آمادگی هر چالشی را داشته باشد. در فانکشنال از ۲_۳ روز قبل (دقیقه۱۲ و ۲۲ ثانیه) در صفحه IF۳ میگذارند.
از نگاه من چند مسئله و بعد وجود دارد که در این رشته بسیار حائز اهمیت است؛ یکی بحث سلامتی است؛ یکی بحث تخصصی انجام دادن این ورزش است و یکی هم اینکه ما خیلی این موضوع را مشاهده میکنیم که ورزشکارهای رشتههای دیگر و بالاخص ورزشهای عملکردی مثل کشتی، جودو و مثل بوکس، حتما این را لازم دارند که به تمرینات فانکشنال (تمرینات عملکردی) رو بیاورند. شما وارد فضای مسابقه میشوی برای اینکه بتوانی عملکرد بهتری نشان بدهی. یعنی ما اینجا به عنوان یک ورزشکار یا مربی این رشته ۳ بعد را در نظر میگیریم؛
شاهو حسین زاده: یکی بحث سلامتی است که ما بدون محدودیت توانایی افراد و بدون داشتن محدودیت سنی میتوانیم کمک کنیم که افراد وضعیت بهتری داشته باشند؛ در روزمره یک زندگی بهتری داشته باشند و بحث قهرمانی هم که یک مقدار متفاوت است و آخرین مورد هم این است که خیلی از ملیپوشان رشتههایی مثل کشتی، بوکس و… میآیند پیش ما و داخل باشگاه تمرینات خود را انجام میدهند که بتوانند عملکرد بهتری داشته باشند. شما به من گفتی که ابتدا در ووشو هم کار کردی، طبیعتا از یک رشته رزمی که مبارزهای است به سمت این رشته آمدهای؛
تا حالا شده که از بچههایی که در رشتههای رزمی کار میکنند به سمت این رشته بیایند و بشناسیدشان؟ علی طاهری: بله قهرمانان خیلی مطرحی مثل محسن محمدسیفی، که از اسطورههای ورزش وشو است و حداقل آنطور که من میدانم حداقل هفتهای یک جلسه با ما تمرین کراسفیت و فانکشنال انجام میداد. حالا ورزشهای دیگر هم مثل وشو، کشتی و بوکس هم بود.
آریا کاظمی مهر: در ورزش واترپلو من شاگرد داشتم و برای مسابقات واترپلو، پیش ما میآمد و کراسفیت کار میکرد.
شاهو حسین زاده: اما یک بدی که این رشته دارد این است که شما میبینی که یک قهرمان در رشتههای دیگر، به سمت کراسفیت و فانکشنال میآید و یک دفعه به این ورزش اعتیاد پیدا میکند؛ آنقدر که تنوع و جذابیت زیاد دارد. تنها مسئلهای که من به کسی که مبتدی و تازهکار است میگویم این است که شما کافی است یک جلسه کراسفیت و فانکشنال را به صورت اصولی کار کنید؛ نمیتوانید از آن دل بکنید و جذب آن میشوید.
باتوجه به اینکه میگویید رشتهای است که برای دیگر رشتههای ورزشی بیس محسوب میشود، آیا این ویژگی را دارد که یک ورزشکار مثل شما از واترپلو به این رشته بیاید و ورزش خود را رها کند و در این رشته ادامه بدهد؟ چون میگویید قهرمانی هم دارد. بله؛ همین الان شاهو هم به این مسئله اشاره کرد. خیلی زیاد این اتفاق میافتد؛ چون عملکرد فرد در این رشته بهتر میشود؛ چون چند بعد دارد؛ ابعاد دیگر را میبیند و در آنها شکوفا میشود و به این رشته علاقهمند میشود. از این موارد خیلی داشتیم. مخصوصا این اتفاق در کشتیگیرها خیلی زیاد میافتد؛
همیشه مسابقات که برگزار میشود ما قشر خیلی زیادی داریم که ورزشکاران ما کشتیگیر بودهاند که به سمت این رشته آمدهاند. همین امید هادیان که با خود بنده توی تیم ملی آمد، حتی احمد و حسین کرمی، همه اینها کشتیگیر بودند که آمدند. بدنسازی کمکم دارد از ورزشی به عنوان ورزش مکمل رشتههای قهرمانی حذف میشود و همه به سمت کارهای فانکشنال روی میآورند؛ یعنی ضربان قلب بالا و قدرت زیاد و کمکم به این رشته هم علاقهمند میشوند. برای همین هم ما الان بیشتر میبینیم که ورزشکاران تیمهای ملی مختلف دارند کراسفیت یا فانکشنال را به جای بدنسازی و ورزش مکمل خود انجام میدهند.
یک نکتهای وجود دارد و من این را شخصی میبینم؛ معمولا از قدیمالایام اینطوری بوده و الان هم هست؛ قبلا پررنگتر بوده و الان کمرنگتر است. آریا کاظمی: ورزشکارانی که به شکل حرفهای بدنسازی کار میکنند اندام حجیمی دارند که حداقل شاید از نگاه یک آدم عادی زیبا نیست و کسانی که کراسفیت یا فانکشنال کار میکنند مثل شما ۳ نفر، بدنها همه تراشخورده؛ یعنی بدن معمولی ولی ورزیده است؛ این به دلیل مدل تمرینات و شکل کار است؟ شما فکر کنید ۵ کیلومتر میخواهید بدویید و بعد بیایید و یک حرکت قدرتی بزنید، مثلا یک لیفت سنگین هم بکشید؛
شما نه میتوانید آنقدر حجیم باشید برای کشیدن آن لیفت مثل پاور لیفتینگکارها و نه میتوانید آنقدر لاغر باشید مثل دوندهها؛ باید ترکیبی از این دو را داشته باشید. ناخودآگاه بدن اینطوری شکل میگیرد. نه اینکه شما بخواهید به آن شکل بدهید؛ خواهناخواه با سیستم تمرین شما خودش اینطوری شکل میگیرد که اصولا میگوییم بدنها را چغر میکند؛ یعنی مثل پرورشاندام کارها؛ آنها هیکلهایشان قشنگ است ولی کمر باریک و شانههای خیلی پهن دارند ولی محدودیت کار دارند. بچههای فانکشنال و کراسفیت این محدودیت را ندارند؛
یعنی هم میتوانند یک کار سرعتی انجام بدهند و هم یک کار قدرتی و استقامتی؛ با تنوع تمرینات و ترکیب این کارهاست که میتوان شکل بدنی مثل ورزشکاران رشته فانکشنال و کراسفیت را ساخت و چون چند بعدی است از همه رشتههای ورزشی به سمت این دو رشته میآیند. در رشتههای رقابتی که مشخص است؛ شما باید توان قلبی و عروقی بالایی داشته باشید؛ همانطور که شاهو گفت شما باید یک فیزیک سالم داشته باشی که بتوانی کارهای پایه و اولیه مثل دویدن، پریدن و نشستن را به درستی انجام دهی؛ یعنی در همه ابعادش به بدن کمک میکند و باعث میشود که شکل بدن درست و اصولی باشد.
شاهو حسین زاده: بدنسازی ماهیتش متفاوت است و کسی که صرفا دنبال ورزش بدنسازی میرود قطعا اولویتش این است که ظاهر بهتر داشته باشد تا یک هیکل حجیم و بزرگتر داشته باشد و قاعدتا کسی که سمت کراسفیت و فانکشنال میآید دنبال این است که بتواند عملکرد بهتری از خودش ارائه بدهد؛ پس این دو یک مقدار متفاوت است اما چون ما هم تا حدودی با وزنه سر و کار داریم مردم این را متوجه اشتباه میشوند که شاید ورزشها شبیه هم باشد. یک سوال از علی بپرسم چون رشته رزمی و وشو هم کار کرده؛ فانکشنال فیتنس و کراسفیت مصدومیت هم دارد یا نه؟ قهرمانی هر ورزشی ۱۰۰ در ۱۰۰ آسیبزا است؛
اگر زیر نظر مربی حرفهای، فیزیوتراپ حرفهای، مربی تغذیه حرفهای و… نباشد و این موارد در آن لحاظ نشود حتما آسیب خواهد داشت. شما در مورد جامعه هدفش صحبت کردید؛ جامعه هدف فانکشنال فیتنس و کراسفیت دو بخش است. یکی قسمت سلامتی که از یک بچه ۵_۶ ساله میتواند این ورزش را تمرین کند تا یک پیرمرد ۷۰_۸۰ ساله؛ ولی یک قسمتش قسمت قهرمانی است که یک رنج سنی خاصی دارد و هر کسی در این رنج سنی نمیتواند تمرین کند. حتی دستهبندی میشود. منِ ۳۵ ساله نمیتوانم بروم و در بزرگسالان رقابت کنم؛ در خود قهرمانیاش هم باز دستهبندی میشود.
مثلا شنا یا شطرنج هم بخواهید حرفهای تمرین کنید، ۱۰۰ در ۱۰۰ آسیب میبینید؛ حتی توی شطرنج میبینید ورزشکاران شطرنج به لحاظ روحی آسیب میبینند، حتما جسمی نباید آسیب ببینند. پس در هر ورزشی قهرمانی آسیب دارد ولی خوبی ورزش ما این است که فقط مثل ورزشهای دیگر قهرمانی نیست؛ مثلا تکواندو را کسی برای سلامتی به سمتش نمیزود؛ وشو را کسی برای سلامتی تمرین نمیکند؛
چرا شنا را برای سلامتی تمرین میکنند و این هم مثل شنا یک بحث سلامتی و یک بحث قهرمانی دارد که کاملا از هم مجزا است و اگر به طور اصولی و با مربی حرفهای و تحصیلکرده دنبال شود، درصد آسیبش نسبت به دیگر رشتهها خیلی کمتر است. در بدنسازی وقتی که میروند و مسابقه میدهند دستههای وزنی و قدی دارند؛ در این رشته به چه شکل است؟ آریا کاظمی مهر: رشته فانکشنال ردههای سنی دارد؛ یعنی هم فانکشنال و هم کراسفیت ردههای سنی دارند که مسابقه میدهند. یک رده سنی زیر ۱۸ سال داریم؛ از ۱۸ سال تا ۳۵ سال داریم؛ از ۳۵ تا ۳۹ داریم؛
از ۴۰ تا ۴۴ داریم و همینطوری به بالا ردههای سنی مختلف داریم؛ اگر اشتباه نکنم تا رده سنی ۶۰ سال داریم. اصولا بیس آیتمها با توجه به ردههای سنی یکی است و شاید یک حرکت یا یک وزنه عددش متفاوت باشد ولی بیس کار و مدل تست یک شکل است. تایمی که مسابقه دارید چند ساعت است؟ روزی است؛ دو روز پشت سرهم؛ در دو روز ۶ تا تست را میزنند دو روز پشت سر هم شاهو برای ما از مسابقات بگو؛ گفتی که کراسفیت را تا فینال رفتهای و امسال هم که به فانکشنال آسیا رفتی من سال ۲۰۲۴ توانستم به مسابقات نیمهنهایی گیمز در کشور کرهجنوبی برسم که در شهر بوسان برگزار شد.
اما چیزی که برایم جالب بود و شاهدش بودم این بود که ما پارسال در فانکشنال شهر ریاض کشور عربستان مسابقه دادیم، وقتی که این دو تا را کنار هم قرار میدهند و امسال و پارسال را نگاه میکنم میبینم که همه کشورها دارند ورزشکاران آماده بیشتری را سمت مسابقات میفرستند و این نقطه عطف این داستان است که این ورزشها دارد فراگیر میشود و علاقهمندان خودش را در همه جای دنیا، آسیا و ایران پیدا میکند اما بحثی که وجود دارد بیشتر من آن دستاورد را برای خودم نمیبینم؛ چون به نظر خودم به آن نقطهای که میخواهم نرسیدهام؛ آن مسیری که ورزشکار طی میکند؛
سالها زحمت میکشد و تلاش میکند و شکست میخورد و مدام تکرار و تمرین است، بسیار مهمتر از آن دستاورد است و اینجا اگر ما زیرساخت خوب داشته باشیم، مسئولانی داشته باشیم که بتوانند بهتر کمکمان کنند و اسپانسرهای قوی حامی ورزشکاران باشند، قطعا این مسیر بدای ورزشکاران آسانتر میشود و همین است که نتیجهاش به بالا بردن پرچممان در مسابقات مختلف بینالمللی میرسد. ما در کراسفیت یک چهرهای داریم به اسم مرتضی صداقت، که پارسال طی مراسمی به فینال رفت؛ چطوری است چرا ما یک ورزشکار میفرستیم؟
شاهو حسین زاده: مرتضی صداقت مربی اول بنده در رشته کراسفیت بود و از ورزشکاران درحه یک ایران و قهرمان آسیا هستند. پارسال هم توانستند جواز مسابقات فینال در کشور آمریکا را به دست بیاورند. سهمیه آسیا برای مسابقات گیمز یک نفر آقا و یک نفر خانم است؛ یعنی نفر برتر آسیا یک نفر خانم و یک نفر آقا و مرتضی صداقت توانست عنوان برتر آقا را به دست بیاورد ولی متاسفانه به دلیل مشکل روادید و ویزا نتوانست به فینال برسد. رفتن یک نفر به فینال بخاطر سهمیه است. کسانی که وارد رشته کراسفیت و فانکشنال فیتنس میشوند، به چه شکل تغییر فضا میدهند که میتوانند مربیگری هم کنند؟
روتین است یا باید یک دوره خاصی ببینند؟ آریا کاظمی مهر: جدیدا بهتر و سازمانیافتهتر شده است؛ هم رشته فانکشنال و هم رشته کراسفیت، تحت نظر کمیتههایشان، کلاسهای مربیگری و کارگاههای آموزشی برگزار میکنند؛ هم مربیانی که علاقه دارند میتوانند از طریق کارگاه و کلاس اطلاعاتشان را بالا ببرند و هم میتوانند به صورت بینالمللی و آنلاین مدارکی را از خود سازمان کراسفیت به صورت آنلاین بگیرند. برای فانکشنال یک سری دوره مربیگری در خود ایران میتوانید بروید؛ کراسفیت هم الان به همین صورت شده؛ یک سری دوره مربیگری داخل خود ایران میگذارد؛
حالا بچهها، آنهایی که علاقه دارند میتوانند بروند و در این دورهها شرکت کنند و یکسری اصول اولیه را یاد بگیرند. اما خب بچهها خودشان الان سالهاست و نزدیک به ۱۰ سال است که دارند اینکار را انجام میدهند. یعنی به صورت مداوم؛ شما قطعا با رفتن به یک دوره و گرفتن یک مدرک، نمیتوانید مربی این رشته شوید؛
یعنی نمیتوانی آموزش اصولی را به بچهها و شاگردهایی که سمتت میآیند بدهی، چیزی که من الان میدانم این است که این بچهها الان بیشتر از ۱۰ سال است که دارند در این رشته کار میکنند و به صورت تجربی خودشان همه چیز را یاد گرفتهاند و این قدرت را پیدا کردند که بتوانند این را آموزش بدهند؛ یعنی حداقل اگر برای خودشان بلا و آسیبی پیش آمده حداقل فهمیدهاند که یکجوری بگویند که نفر بعدی دچار این مشکل نشود. در نسلی که اول شروع کردند اصولا به این شکل بوده؛ من خودم دوره اول را به ترکیه رفتم و آموزش دیدم.
خیلی از همدوهایهای خودم هم رفتند و این دوره را گذراندند ولی صرف گرفتن همان لول اول یا دوم شما نمیتوانی مربی آن رشته باشید و آموزش کافی و اصولی را بدهی چون تجربهاش را نداری؛ خودت باید آن کار را آنقدر انجام داده باشی و با چالشها و زیر و روی آن آشنا باشی که بتوانی آن را انتقال بدهی و نگذاری این اتفاق برای نفر بعدی بیفتد؛ این مهمترین چیز در این رشته است چون تنوع حرکت بسیار زیاد است؛ یعنی هم وزنهبرداری، هم ژیمناستیک و…؛ اینها هر کدام به صورت تخصصی خودش جدا میشود؛
یعنی تو باید آنقدر مهارت خودت را داشته باشی، تا بتوانی این مهارتی که داری را انتقال بدهی؛ قطعا با گذراندن یکی دو دوره مربیگری شما نمیتوانی تخصص لازم را به دست بیاوری؛ دقیقا خیلی از مربیهای تیمملی کشتی که قبلا خودشان قهرمان بودهاند؛ یعنی بودند؛ یعتی در این فضا باید باشی که بعد بتوانی آن را آموزش بدهی و اگر نباشی یا صرفا تازه با آن آشنا شده باشی، میتوانی آموزش بدهی اما نه همان موقع؛ ۵_۶ سال بعد میتوانی؛ بدن نیاز دارد زمان بگذرد تا آن را بگیرد و بعد آن را انتقال بدهد؛
همانطور که فقط با گذراندن دوره مربیگری نمیتوان تخصص لازم را کسب کرد با قهرمان شدن هم نمیشود که مربی شد. صرفا با گرفتن مدرک مربیگری و دوره گذراندن و صرفا قهرمان شدن، نمیشود مربی خوب شد؛ قطعا باید مربی هم تجربه به اندازه داشته باشد، هم مثل یک معلم صبور و قدرت انتقال داشته باشد، تمام اینها را باید داشته باشد و لازمه همه اینها سپری کردن سالها کار کردن در این حیطه است؛ چه تئوری و چه به صورت علمی و چه به صورت روانشناسی ورزش؛ همه اینها دست به دست هم میدهد که یک مربی بتواند توانمند و خوب باشد. من از علی بپرسم؛ باشگاهت توی شهرستان است؟ استقبال چطوری است؟
من دقیقا ۲ سال است که به تهران آمدهام و باشگاهم الان در تهران است؛ اکثر رده سنیها را در باشگاه در قسمت سلامتی داریم؛ ولی در قسمت حرفهای و برای مسابقه دادن بیشتر رده سنی جوان را داریم که فعلا بیشتر از رشتههای دیگر به رشته ما میآیند؛ شروع ورزش فانکشنال و شروع سن قهرمانیاش در فانکشنال، استاد گفتند زیر ۱۸ سال است ولی در کراسفیت به صورت محدودتر دستهبندی کرده است. ۱۴ تا۱۵ سال؛ ۱۶تا۱۷ سال؛ مسابقه میدهند و تا ۳۵ سالگی به همین شکل دستهبندی شده است و چون کراسفیت سابقه بیشتری دارد به نظر من کاملتر از فانکشنال فیتنس است.
در ورزش کراسفیت، قسمت حرفهای آسیب دارد؛ الان جدیدا به صورت حرفهای روی بچههای ۴_۵ ساله کار میکنند ولی از نظر من واقعا برای این ورزش زود است که بیایند روی ورزشکار که یک بچه ۵ ساله است فشار بیاورند. جدیدا یک مسابقه بود؛ من واقعا به لحاظ روحی خودم اذیت میشدم؛ یک بچه ۴_۵ ساله یا حتی ۸ ساله؛ وقتی یک ورزش مرجعی دارد، مرجع این ورزش کراسفیت است؛ خودش وقتی از ۱۴ سالگی شروع میکند یعنی مرجع همین است. الان از ۴ سالگی در کشور مسابقه میگذاریم و به نظر من کاملا اشتباه است؛ اصولی میشود کار کرد؛ شاهو به نکته خوبی اشاره کرد؛
از بعد روانشناسی یک دفعه یک هجمه ۳۰_۴۰_۵۰ نفر بچه میآید بعد از این تعداد ۳ نفر قهرمان میشوند؛ اول، دوم، سوم؛ بقیه نفراتی که مقام نیاوردند از لحاظ روانی به هم میریزند؛ بچه ۶ ساله این را نمیفهند که سری بعد دوباره باید بیاید و تلاش کند و مسابقه بدهد. در سالهای اخیر توی آموزش و پرورش بحث نمره دادن را نداریم؛ چون بچه متوجه عنصر رقابت نمیشود. اینکه میگویی همه به سمت این ورزش میآیند، استقبال چطوری است؟ مثلا در مقایسه با رشتهای مثل تکواندو دقیقا مثل ورزشهایی مثل بدنسازی استقبال خاصی ندارد؛
به نظر من ما بخواهیم تعداد باشگاههای بدنسازی در تهران را بشماریم خیلی زیاد است؛ نسبت به تکواندو هم کمتر است و البته اگر استقبال کم است به نظر من دلیلش این لست؛ شما از هر ۱۰ نفری که داخل یک باشگاه کراسفیت باشند بپرسی که چطوری با این ورزش آشنا شدی، ۹ نفر میگویند تبلیغات کلامی بوده؛ دوستم گفت برویم کراسفیت و…؛ من هم با او آمدم و خیلی خوشم آمد؛ یعنی اینکه ۹۰ درصد آمار این را میگوید به نظر من یک جای کار میلنگد و ما باید راجع به این ورزش تبلیغات درست داشته باشیم؛
چرا نباید یک مرجع خوب داشته باشیم که بیاید ورزش کراسفیت را معرفی کند و ایراد از زیرساختها است نه از عدم جذابیت این رشته. چرا حلقه مفقوده تبلیغات در رشته کراسفیت وجود دارد و مشکل از کجاست؟ علی طاهری: به نظر من اینکه یک ورزش المپیکی نباشد، خودش یک مشکل بزرگ است اما یک صحبتهایی هم هست که در آینده المپیکی بشود.
ورزشهایی مثل بدنسازی یا وشو که المپیکی نیستند سابقه ۶۰_۷۰ ساله دارند و فانکشنال و کراسفیت نوپاتر هستند و امید داریم که IF۳ وارد بازیهای آسیایی شود و این نقطه عطف خیلی خوبی میشود ولی وقتی یک ورزشی المپیکی نباشد و داخل بازیهای آسیایی نباشد، این خودش باعث میشود که اسپانسرها برای جذب مخاطب زیاد سمت این رشته نیایند. ما اگر اسپانسرهای قوی و خوبی داشته باشیم که از ورزشکاران و باشگاهدارها، قهرمانان و مربیان حمایت کنند، قطعا این ورزش خیلی قویتر از چیزی که هستیم خواهد بود. فرض کنید یک مسابقهای قرار است برگزار شود، در سطح همان قهرمانی آسیا؛
آیتمهایی که میگویید گستردگی دارد، انتخابش به عهده چه کسی است؟ هیات ژوری دارد یا مسابقات را خود کمیته برگزاری انتخاب میکند؟ و بیشتر به سمت کدام نوع ورزشها است؟ قدرتی است، هوازی است؟ یا سرعتی و… است؟ آریا کاظمی مهر: آیتمهای مسابقات داخلی را خود کمیته فانکشنال و افرادی که آنجا هستند و خود من هم جزو انتخابیها هستم، انتخاب میکنند ولی وقتی مسابقات به سمت جهانی (آسیایی، اروپایی و… ) میرود، زیر نظر فدراسیون طراحی میشود؛ یعنی ممکن است هیاتی هم از آسیا یا اروپا (کشور میزبان) باشند ولی در همه آنها یک نماینده سازمان حتما حضور دارد.
اصلا نمیشود گفت بیشتر شامل کدام تستها است؛ ۶ تا تست است به صورت کاملا متفاوت؛ ممکن است توی ۲ تا از تستها مثلا وزنه داشته باشد، یا دو تا از تستها ژیمناستیک داشته باشد ولی کارهای متفاوتی است و نمیتوانیم بگوییم رو به کدام طرف بیشتر میچرخد. اصولا کسی که بیش ژیمناستیک بیشتری دارد برای اینکار ایدهآلتر و بهتر است. یعنی بیشتر میتواند پیشرفت کند تا کسی که پایه ورزشی رشتههای دیگر را داشته باشد. با توجه به شرایطی که هست و میگویید ژیمناستها موفقترند، تا الان شده با فدراسیون ژیمناستیک تا افراد ارتباطی بگیرید؟
شاهو حسین زاده: هیچ فدراسیونی نمیآید و ورزشکار تخصصی تیمملی خودش را بفرستد زیر نظر یک رشته ورزشی دیگر؛ ولی شده ورزشکاران رشتهها خودشان بیایند و به صورت خودجوش بخواهند جذب این رشته شوند و آن را دنبال کنند ولی این اتفاق در هیچ فدراسیونی در هیچ جای دنیا نیفتاده که ورزشکار تخصصی را در رشته دیگری بگذارند. اگر ورزشکاری به عنوان ورزش مکمل بخواهد فانکشنال یا کراسفیت را انجام دهد بله ولی اگر به عنوان ورزش تخصصی، نه.
چرا نباید فدراسیونهای دیگر این همکاری و اتحاد را با هم داشته باشند که مثلا یک ورزشکار تخصصی در یک رشته مثل ژیمناستیک، دومیدانی یا وزنهبرداری را داشته باشیم و یک فضایی ایجاد شود که بچههای کراسفیت بروند تا بتوانند در آن آیتم عملیات بهتری داشته باشند و تکنیکها را درستتر و قشنگتر یاد بگیرند. هر چند ما این را داریم اما به این شکل است که شخص خودش مستقیم و برای کسب درآمد بیشتر اینکار را میکند و زیرنظر سازمان یا ارگان خاصی نیست. یک سوال از علی بپرسم؛ اقبال خانمها به این رشته چجوری است؟ خانمها هم خدا را شکر پا به پای آقایان جلو میآیند؛
همانطور که نتایج نشان میدهد در مسابقات آسیایی، یکی از خانمها مقام دوم را کسب کرد و دو تا از خانمها هم به صورت تیمی مقام سوم را کسب کردند. یک خانم هم در ۱۸ سالهها مقام اول را کسب کرد. پابهپای آقایان دارند جلو میآیند؛ فضا کمی برای خانمها سخت است؛ واقعا آنجا مسابقه میدادند، چون خیلی این ورزش مسابقه دادنش در تلاطم است، شرایط واقعا برایشان سخت است ولی با این حال دارند پابهپای آقایان جلو میآیند و خدا را شکر خوب است.
آریا کاظمی مهر: اینکه الان ایران امسال نایب قهرمان آسیا شد جا دارد به این نکته اشاره کنیم که واقعا مدیون تیم خانمها هستیم؛ چون اگر این بچهها این مدالها را نمیآوردند ما از نظر مدالی کم میآوردیم و ممکن بود حتی روی سکو نرویم. جا دارد از خانم ابریشم ارجمندخواه سرمربی تیم ملی بانوان هم تشکر کنیم؛ واقعا زحمت کشیدند؛ من آنجا دیدم که چقدر دلسوزانه پیگیر بچهها بودند. همه را کوچ میکردند؛ تیم بانوان خیلی سخت آمدند ولی گل کاشتند.
شما چون آنجا بودی و مسابقات را دیدی، از لحاظ آسیایی اقبال کشورها در بخش بانوان چطوری بود؟ آریا کاظمی مهر: تقریبا تعداد ورزشکار آقا و خانم هر کشور برابر بود؛ سطح مسابقات هر سال دارد پیشرفت میکند و سطحش بالاتر میرود. از لحاظ کشوری این دوره چند شرکت کننده داشت؟ ۲۵۰ تا ورزشکار شرکت کننده از سراسر نقاط حضور داشت و فکر کنم حدود ۱۵ تا کشور در این مسابقات حاضر بودند. کشورهای شرق آسیا روی این ورزشها سرمایهگذاری کردهاند؟ آریا کاظمی مهر: زیاد؛ سال آینده هم مسابقات جهانی و هم مسابقات آسیایی توی کره جنوبی است.
در همه جای دنیا علاقه آدمها به این رشته زیاد است، کشورهای شرق آسیا و مخصوصا کره جنوبی میزبان چند دوره از مسابقات بوده است. ما به مسابقات قهرمانی آسیا رفتیم و نایب قهرمان شدیم؛ دستاورد خوبی بود و تعداد مدالهایی هم که گرفتیم قابل توجه بود؛ مسابقات جهانی کی برگزار میشود و سطح ما آنجا کجاست؟ یعنی از لحاظ رقابتی با تیمهای حاضر از لحاظ کل جهان، در چه کیفیتی است؟ آریا کاظمی مهر:اگر ما یک چیزی در آسیا سر نداشته باشیم چیزی هم کم نداشتیم و این چیزی بود که در تمام ورزشکاران ایرانی قابل شهود بود؛
نه اینکه چون من مربی تیم هستم بخواهم این را بگویم و از روی عرق بگویم؛ چیزی بود که واقعا مشهود بود. برای گرفتن سکوی جهانی ما یکسری الزامات داریم. باید یک برنامه منسجم و طولانیمدت برای فانکشنال فیتنس بچینیم؛ بچهها باید در محیط مسابقه قرار بگیرند؛ مخصوصا محیط مسابقات برون مرزی؛ چون مسابقات برونمرزی با تمام مسابقات داخلی، استرسها و چالشهایش کاملا فرق دارد. هرچقدر سطح مسابقه بزرگتر باشد چالشها بیشتر میشود و استرسها برای فردی که مسابقه میدهد بیشتر میشود.
برای همین وقتی دید ما دید جهانی است و به نظر من دور از دسترس هم نیست و میشود به دستش آورد، بچهها هر کدامشان برای خودشان وزنهای هستند و میتوانند به دست بیاورند و لازمه آن فقط و فقط یک برنامهریزی بلندمدت است. ما الان مسابقات آسیایی را پشتسر گذاشتیم و مسابقه بعدی تقریبا یکسال بعد است. ما باید بتوانیم در این رشته یک لیگ راه بیندازیم، یک جام مسابقات راه بیندازیم؛ یک جوری باشد که ورزشکار درگیر این رشته باشد و مرتب انجام دهد؛ حالا بچههایی که مسابقه جهانی دارند باید اعزامهایدزیاد برونمرزی داشته باشند برای اینکه کاملا دنیایش فرق دارد.
یعنی شما یک مسابقه داخلی میدهی اگر ۱۰ تا چالش داری، وقتی به مسابقات برون مرزی میروی، ۵۰ تا چالش داری. هر چقدر مسابقه بزرگتر باشد چالشهایش بیشتر است. اما میگویم دور از دسترس نیست و بچهها همه میتوانند. ایران میتواند در این رشته حتی سالیان سال سکو بیاورد؛ فقط و فقط یکی استعدادیابی میخواهد و یک برنامهریزی بلندمدت برای آنها که وقتی به سن قهرمانانی چون علی و شاهو میرسند همچنان بتوانند رقابت کنند. یک علم تغذیه میخواهد، یک ریکاوری خوب میخواهد؛ کسانی که در این رشته حرفهای هستند باید مانیتور شوند و ما اینها را نگه داریم؛
واقعا سرمایهاند چون کم پیش میآید. ساده بخواهم بگویم، همه ما امسال خیلی سخت اعزام شدیم؛ اگر شرایط یک مقدار بهتر بود، عملکرد بچهها حداقل ۱۰تا۱۵ درصد بهتر میشد و اگر میگویم سکوی قهرمانی برای ما دور نبود با دلیل و علت میگویم. اگر ما بتوانیم برای بچهها برنامهای داشته باشیم که بتوانند به هدفهای بزرگتر برسند، صد در صد مقام میآورند. شاهو حسین زاده: من یک نکتهای را عرض کنم؛ ۲ سال پیش ما متاسفانه در مسابقات جهانی که در مجارستان برگزار شد، نتوانستیم شرکت کنیم، به دلیل کارشکنی در صدور ویزا؛
سال گذشته هم بعد از اینکه ما توانستیم قهرمانی را به دست بیاوریم متاسفانه لیتوانی که مسابقات جهانی را برگزار کرد ما باز هم نتوانستیم به دلیل ویزا شرکت کنیم. یعنی من ورزشکاری که به آن فکر میکنم میبینم که اگر مسئولی که در راس کار است اگر بخواهد چنین کاری را انجام بدهد قطعا قابل اجرا است؛ امسال هم با توجه به اینکه تا مسابقات جهانی اسکاتلند تقریبا کمتر از ۳ ماه زمان داریم، الان زمان مناسبی است که ما بتوانیم برای گرفتن ویزا اقدام کنیم و امسال بتوانیم در مسابقات جهانی حضور داشته باشیم و من شخصا خودم هدفم این نیست که حضور داشته باشم.
هدفم این است که آنجا رقابت کنم چون تواناییهای خودم را میشناسم و صرفا فقط رسیدن به آن قضیه نیست. من یک سوال از شما دارم؛ چرا بعد از اینکه ایران توانست در مسابقات آسیایی نایب قهرمان شود و چند تا مدال طلا بگیرد و سکو بیاورد، من شخصا به جز فضای مجازی و دوستان خودم و خبرگزاریهای محلی هیچجایی ندیدم که تشویق یا تقدیری صورت بگیرد، یا اینکه حتی از این موضوع صحبت شود؛ از شما که رسانهای هستید این سوال را دارم؛ پاسخ خبرنگار خبرآنلاین: لابلای صحبتهایم چندین بار اشاره کردم؛ اولا اینکه این رشته ناشناخته است و خیلی از آحاد جامعه آن را نمیشناسند؛
الان اگر در خیابان به طور مثال از ۱۰ نفر بپرسیم کراسفیت و فانکشنال فیتنس میتوانم با قاطعیت بگویم ۹ تا ۱۰ میگویند نمیدانیم چیست؛ طبیعتا وقتی رشتهای ناشناخته باشد، اقبال عمومی به آن کم میشود. در فضای رسانه مثل همه جای دیگر یک اصلی وجود دارد بنام اصل دیدهشدن یا اصل مخاطبسنجی؛ یعنی مثلا شما در یک کارخانهای نشستهای و پیراهن تولید میکنی؛ آن محصول را باید مخاطب بپسندد و اگر مخاطب نپسندد شما محکوم به شکستی؛ وقتی آن پیراهن مشتری نداشته باشد شما محکوم به شکستی؛ بنابراین ما باید پیراهنی را تولید کنیم که مشتری بپسندد و انتخاب کند.
در فضای رسانه هم همینطور است؛ مثل همه جای دنیا؛ شما باید یک محصولی را توی ویترین و سبد خبری خودت بگذاری که دیده شود و مخاطب ببیند. طبیعتا چون این رشته فانکشنال فیتنس و کراسفیت شناخته شده نیست، وقتی در سبد مخاطب قرار میگیرد از طرف مخاطب کمتر دیده میشود. نکته این است که این موضوع به دلیل کمارزش بودن کار شما نیست؛ مدالی که شما گرفتی و قهرمان آسیا شدی با مدالی که یک ورزشکار در رشته دیگر گرفته هیچ تفاوتی ندارد. دو حلقه مفقوده وجود دارد؛ یکی اینکه این رشته متولی درست و حسابی ندارد؛
برادران آزادیان این رشته را تحت مدیریت خودشان قرار گرفتند و وظیفه بسط و گسترش و معرفی و جاانداختن آن را در افکار عمومی و رسانهها با این دو نفر است؛ ولی اینها به هر دلیلی خیلی نه علاقه دارند، نه سرمایهگذاری میکنند و نه کوششی برای شناساندن این رشته میکنند. من فانکشنال فیتنس را ۴_۵ سال پیش در گفتگو و جلسه با این دو برادر شناختم؛ تا قبل از آن به اسم حتی به گوشم هم نخورده بود. بعد از آن جلسه ارتباط ما با آنها قطع شد تا یکی دو هفته پیش که خبرش را فدراسیون به ما داد و ما کار کردیم.
میخواهم بگویم متولی هر رشتهای خودش باید یک کوششی بکند برای اینکه این رشته را بین افکار عمومی جا بیندازد؛ رشتهای که به قول شما آنقدر جذاب است که اعتیاد دارد و هر کسی از رشته دیگر بیاید در این رشته پاگیر میشود. حلقه مفقوده اول این است که این رشته متولی دلسوز و پای کار ندارد؛ من از دلیلش ناآگاهم. نکته دوم که شما میگویید این است؛ همین الان توی گوشی خودم به شما نشان بدهم که خبر نایب قهرمانی شما را بالغ بر ۲۴_۲۵ رسانه کار کرد و اینکه شما ندیدید دلیل بر این نیست که به آن توجه نشده است. اما این توجه باید مستمر باشد. باید متولی آن رشته و حوزه به آن بها بدهد.
صادقانه به شما بگویم؛ الان علی راجع به ووشو و دیگر دوست شما در مورد واترپلو صحبت کرد؛ یک ساختاری وجود دارد؛ چون وقتی متولی یک رشتهای میشوی، باید یک چهارچوبی برای آن تعریف کنید؛ یک فضای رسانهای برای آن فراهم کنید؛ سوشال مدیا داشته باشد، کانال تلگرام داشته باشد، صفحه اینستاگرام داشته باشد، مسئول روابط عمومی داشته باشد، نشست بگذارید. لیگ برایش تعریف کنید، مسئول رسانهای داشته باشد؛ هر هفته خبرنگارها را دعوت کند که بیایند و با ورزشکارها هم آشنا شوند؛ عکس و خبر تهیه شود.
خب وقتی متولی این رشته به اساس کار که در همه جا مرسوم است، توجه نکند، شناخته نخواهد شد. حیف است من دلم میسوزد؛ یک رشتهای که رفته و نایب قهرمان آسیا شده، اینهمه مدال آورده؛ بین مردم شناخته شده نباشد. مدال شما با مدال یک رشته دیگر تفاوتی ندارد. آریا کاظمی مهر: به برادران آزادیان کم لطفی نکنیم؛ میدانم رشته مشکلات زیادی داشت تا به اینجا رسید ولی الان ۳ سال است که توانستهاند اعزام داشته باشند، حالا کامل نبوده ولی ما در مسابقات ۲ سال گذشته در تیمی اول شدیم، شاهو پارسال تیمی اول شد؛ یعنی ما ۳ سال است که ما داریم این مقامها را به دست میآوریم.
خیلی هم تلاش کردند حتی با دکتر رحمانی یک اسپانسر گرفتهاند و خیلی توانستهاند کمک کنند. یعنی واقعا دارند تا جایی که میتوانند تلاششان را میکنند. الان با ورود اسپانسر یک مقدار تبلیغات پیجی و سایتی بیشتر شده است اما این تم نبوده که بگوییم دلسوز این رشته نبودند. صد در صد یک کمبودهایی بوده ولی خدا را شکر الان میبینم که در حال بهتر شدن است؛ حداقل تلاش برای بهتر شدن وجود دارد. با علی راجع به این صحبت کنیم که افق رشته فانکشنال فیتنس و کراسفیت را چطوری میبینی؟ ما نوجوانان و جوانان با پشتکار زیادی در این رشته داریم و به نظر من خیلی بهتر خواهد شد؛
خیلی از نسل ما بهتر خواهد شد؛ من خودم را میگویم؛ واقعا ما یک نسل سوختهایم در این ورزش، نه کوچی داشتیم، نه کسی را داشتیم که راهنماییمان کند و نه مرجع علمی ترجمه شده خوبی داشتیم. ۹۰ درصد با تجربه شخصی اینها را به دست آوردیم؛ یعنی هیچکسی ما را راهنمایی نکرده ولی نسلی که از طریق ما آموزش داده میشوند به نظر من ۱۰۰ در ۱۰۰ یک نسل قوی خواهد بود و نتایج ام همین را نشان میدهد. اگر نتیجه مسابقات آسیایی را نگاه کنید ما دو مدال طلا توی ۱۸_ سالهها کسب کردیم؛ یک آقا و یک خانم ولی بزرگسالان شاهو در تیمی و من هم در ۳۵+ سال مدال آوردیم.
این نشان میدهد که رده سنیهای پایین و نسل جدید ۱۰۰ در ۱۰۰ بهتر خواهد بود؛ بخاطر تجربههایی که ما کردیم. بخاطر سوختی که ما دادیم. برای ویزای مسابقات جهانی اسکاتلند اقدام کردید؟ آریا کاظمی مهر: من خیلی مستقیم و مدام هم برای شاهو و هم علی و احمد و میثم، با خود فدراسیون صحبت میکنم که انجام شود هر چه سریعتر. ما الان برای زهرا، احمد و علی دعوتنامه را خودشان برایمان زدهاند؛ البته علی اسکاتلند نیست، علی در جزیرهای سمت آمریکای شمالی است، مستر آنجا انجام میشود. ولی بقیه رده سنیها در اسکاتلند است.
منتظر جواب شاهو و میثم هم هستیم که حالا بعدش بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. خدا را شکر هم خود فدراسیون و هم اسپانسر، همه بسیج شدند؛ چون نتیجه نتیجه خوب و قابل قبولی بوده. الان به این تکاپو افتادهایم که بتوانیم ورود کنیم به جهانی. ما پارسال جهانی را داشتیم ولی یک نفرمان، فقط میثم توانسته بود برود. ولی الان هر چقدر بیشتر باشد شانس موفقیت بالاتر است. یا حتی رنک کشورمان بالاتر بیاید. یک مورد را من میخواستم از آقا آریا بپرسم؛ سر آن حاشیهای که بعد از مسابقات سر انتخابیها پیش آمده بود؛ خیلی توی مجازی دیدم در موردش صحبت شده بود؛
اول از همه ما مسابقه برگزار نکردیم ما یک انتخابی برای بچهها گذاشتیم که به تیم ملی دعوتشان کنیم. متاسفانه از توی این انتخابیها یک رنکی درآمد، یعنی به بچهها نشان داده شد. من قبل از روز دوم به بچهها گفتم بچهها فقط روی رنکتان نباشید؛ عملکرد خوب به من نشان دهید؛ ممون است اگر یک وقت یک داوری از شما خطا میگیرد و عقب بیفتید، من ببینم شما همان را حفظ کردید و دارید جلو میافتید خب آن بیشتر ارزش دارد تا نفر بعدی. میبینم این میتواند با چالشهای مسابقه خودش را هندل کند.
مسابقه برگزار شد و یک رنکی از توی آن درآمد و ما برای اینکه حق بچههایمان ضایع نشود آن را دیدند، من ۶ نفر را از توی خود تاپهای رنک انتخاب کردم. ۳ نفر اول و در ردهسنیها هم که نفرات اولشان را انتخاب کردم. ۳ نفر دیگر را که دیده بودم واقعا عملکرد خیلی خوبی دارند، شاهو، پوریا محمدی و میثم بودند که چون میثم داخل ایران نبود مسابقه را نیامده بود. این ۳ نفر را من به کمیته فنی گفتم و خواهش کردم که اینها را هم دعوت کنند که خدا را شکر از این ۳ نفر دو نفرشان طلا آوردند و یک نفر هم با اینکه روز دوم مصدوم شد، در بین ۱۸ نفر نهم شد یعنی نفر آخر نشد.
حالا داستانی که به وجود آمد چه بود؛ شاهو که نفر چهارم بود و تا نفر سوم را برده بودین. نفر پنجممان سجاد اسماعیلی بود و نفر ششم پوریا محمدی. خطای داوری همیشه هست؛ یعنی این نیست که بگوییم تقصیر داور است این اتفاق؛ یعنی هیچ داوری از روی قصد و غرض نمیآید چیزی را اشتباه بشمارد و بخواهد حقی را ناحق کند. طفلک داورها از صبح بودند و داوری کردند تا آخر شب. من خودم سر همه ردهها بودم؛ ایستاده بودم و خیلی از چیزها را یادداشت میکردم؛ از دور میدیدم یادداشت میکردم.
در میدان مسابقه جای من نبود که بخواهم در مسئله داوری دخالتی بکنم یعنی اگر اشتباهی هم میدیدم باید دو تا کار میکردم؛ یا باید اعلام میکردم که خب نظم مسابقه مقداری بهم میخورد یا باید میگذاشتم همان نتیجه بیاید. ولی خب خودم به چشم خودم که اعتماد دارم. این بود که ما نفر ششم را بردیم و نفر پنجم را نبردیم، برای عملکردش بود. یعنی حتی اگر آن خطاها، خطاهای داوری که از عمد هم نبود، بالاخره از خستگی بود؛ اگر آن اتفاق نمیافتاد شاید اصلا کل رنکینگ یک شکل دیگر بود که چنین چیزهایی لازم نبود.
خدا را شکر از ۳ نفری که اضافه شدند و هجمه زیادی هم به آنها شد که چرا این ۳ نفر اضافه شدند و فقط ۶ نفر باید میرفتند، ۲ نفرشان طلا آوردند؛ یعنی اگر اینها نبودند ما نایب قهرمان بازیها نمیشدیم.
شاهو حسین زاده: قبل از اینکه انتخابیها برگزار شود، یک اختیاراتی به سرمربی دادند که بعد از اتمام مسابقه گفتند نه چنین چیزی نیست و اشتباه است و روی همه چیز تاثیر گذاشت و خودم شخصا وقتی ایونت اول و دوم تمام شد، در ایونت اول و دوم توانستم رنک یک را به دست بیاورم ولی وقتی متوجه شدم نیازی نیست فشار مسابقه به خودم بیاورم و خودم را بکوبم، یک هفته دیگر قرار است مسابقات آسیایی بزنم، قاعدتا در ایونت سوم و چهارم یک مقدار مراعات میکنم. اینجا هم مربی میگوید شما اوکی هستی.
اما اینکه بعد از اتمام مسابقه تصمیمات عوض میشود حتما یک جای کار ایراد دارد و دقیقا همین چیزی که آقا آریا گفت، بحث مسابقه بینالمللی مقدهری متفاوت است. یک کشور چند تا نماینده دارد، یکسال، یک مسابقه بروند و هر چه دارند را به نمایش بگذارند و منی که خودم توی جدول رنک ۴ را آوردم، به مسابقات آسیایی رفتم و طلا آوردم. کسی که نفر اول و دوم شد، آمد آنجا و ششم_هفتم شد. پس قاعدتا باید همان صحبتی که اول شد و اختیارات سرمربی بود تا آخر همان داستان باید ادامه پیدا میکرد. یک نکته دیگر این بود که میگفتند افراد تیم ملی از قبل انتخاب شده بودند؛
این خیلی خیلی کم لطفی بود به کل سیستم. برای خود من فقط نتیجه کار مهم بود که بتوانیم از مسابقات نتیجه خوبی بگیریم؛ وقتی میبینم یک نفر تواناییاش را دارد، مسلما اگر در آن رنکینگ نباشد برای ورودش پافشاری میکنم و اینکه بعدش بیایند و بگویند تیمملی از قبل چیده شده است، کم لطفی است. خدا را شکر بچهها توانستند نتیجه بگیرند، حالا متاسفانه نفرات اول رنکمان هم نتوانستند امتیاز خوبی بگیرند؛ آن هم بخاطر خیلی از مسائل بود که پیش آمد؛ شرایط مسابقه؛ بعضا تجربه اول برای یکی از بچهها؛
من روی آنها هم فکر میکردم واقعا سکو میآورند چون واقعا بچههای آماده و خوبی بودند ولی خب حداقل خدا را شکر میکنم من روسفید شدم. علی طاهری: مثل همه ورزشها یکی دیگر از چالشهای ورزش ما چالش داوری است که متاسفانه چون ورزش نوپایی است داورهای آگاه و تجربهکرده که خودش قبلا مسابقه داده باشد نداریم و اکثر داورها خیلی بیتجربه و ناآگاه هستند و داور صرفا با خواندن یک متنی که این حرکت با این استاندارد، تکرار حساب میشود یا خیر، نمیتواند داوری کند و خودش باید حرکت را اجرا کرده و در سختی و فشار و ضربان قلب تجربه کسب کرده باشد.
داورهای رشته ما بخاطر نوپا بودن رشته هم ناآگاه و هم بیتجربهاند و متاسفانه تا چند سال باید با این سیستم داوری کنار بیاییم.
منبع: خبرآنلاین