در چنین وضعیتی، هر روز تأخیر معنایی فراتر از تعمیرات فنی دارد؛ یعنی تولیدی که انجام نمیشود، درآمدی که محقق نمیشود و بازاری که ممکن است بخشی از آن از دست برود. مسیر بازگشت از ارزیابی دقیق خسارت آغاز شد. تیمهای تخصصی شدت آسیب و وابستگی واحدها را سنجیدند، نقشه حرارتی تهیه شد و تجهیزات براساس نقش آنها در راه افتادن زنجیره تولید اولویت گرفتند. پس از آن، کمیته عالی بازسازی و ستادهای اجرایی شکل گرفت و عملیات در چند فاز پیش رفت؛ واحدهایی که امکان بازگشت سریعتر داشتند زودتر در دستور کار قرار گرفتند و مدولهای کاملاً تخریبشده وارد مهندسی مجدد شدند.
حاصل این شیوه را میتوان در یکی از مهمترین ارقام گزارش دید: زمان بازسازی کورههای فولادسازی حدود ۳۵ درصد کمتر از برنامه شد. اهمیت این عدد در خودِ ۳۵ درصد نیست؛ در روزهایی است که به تولید بازگشت. در صنعت فولاد، کوتاه کردن زمان توقف، خود بخشی از مدیریت اقتصادی بنگاه است. این سرعت فقط محصول تصمیمهایی نبود که بعد از حادثه گرفته شد.
سازمانی که در مدت کوتاه میتواند چند جبهه سازهای، مکانیکی، برقی و تأسیساتی را همزمان پیش ببرد، حدود ۳۰ هزار مترمربع سقف و دیواره را بازسازی کند، ۱۵۰ تن مقاطع فلزی بسازد، ۱۵۰۰ متر تیر تولید کند و عملیات پیچیدهای مانند ساخت و تعویض کرینگیردر کورههای یک و شش را برای نخستین بار انجام دهد، بخشی از توان خود را از سالها قبل اندوخته است. تا ۲۶ مرداد نیز بیش از ۲ میلیون و ۳۱۱ هزار نفرساعت کار انجام شده و پیشرفت کلی عملیات به حدود ۹۲ درصد رسیده بود.
دانش فنی کارکنان، ظرفیت تعمیر و ساخت داخل، تجربه عملیاتی و امکان هماهنگ کردن سریع واحدها همان داراییهایی بودند که در روز بحران ارزش واقعی خود را نشان دادند. از این منظر، فولاد خوزستان پس از حادثه ساخته نشد؛ حادثه نشان داد چه میزان از ظرفیت بازگشت، پیش از آن در شرکت شکل گرفته بود. در نهایت، باید گفت اهمیت این بازسازی را باید در یک مولفه مهم اقتصاد صنعت یعنی اقتصاد زمان، تحلیل نمود.
خسارتی با این ابعاد میتوانست فولاد خوزستان را برای ماهها از مدار مؤثر تولید خارج کند، اما ترکیب برنامهریزی مرحلهای، دانش فنی، توان داخلی و ظرفیتی که طی سالهای قبل در شرکت شکل گرفته بود، فاصله میان حادثه و بازگشت را کوتاه کرد. آنچه در این ماهها رخ داد، فقط بازسازی چند واحد آسیبدیده نبود؛ آزمونی برای سنجش توان یک بنگاه بزرگ صنعتی در مواجهه با یک شوک سنگین بود. فولاد خوزستان در این آزمون نشان داد که تابآوری بیش از آنکه در روز بحران ساخته شود، حاصل سالهایی است که یک شرکت برای چنین روزهایی آماده شده است.
منبع: جهان اقتصاد