رویداد۲۴| رئیس جمهور میگوید که تماشگر تلویزیون نیست، چون صداوسیما در ایجاد وحدت و انسجام ملی ناکارآمد است. مسعود پزشکیان در جلسه هیات دولت – اول شهریور – و خطاب به پیمان جبلی میگوید که قصد افزایش دلخوریها را ندارد، اما دیگر بیننده رسانه ملی نیست، چون برنامهها اعصابش را خرد میکنند! این سخنان در کنار اظهارات هوشمندانه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره لزوم تغییر رویکرد رسانه رسمی، نشانهای صریح از تعمیق گسست میان جامعه، دولت و سازمان صداوسیماست. این موضعگیریهای بیپرده، در واقع تصدیق رسمی همان گمانهزنیها و خبرهای غیررسمی هفتههای اخیر بود؛
گزارشهایی که از بالا گرفتن شدید اختلافات میان پاستور و جامجم خبر میدادند و حتی روایتهایی از بگومگوهای تند در جلسات هیئت دولت میان اعضای کابینه و پیمان جبلی را به رسانهها کشاندند. رابطه دولت و صداوسیما در ماههای اخیر نشانههایی از یک شکاف جدی را بروز داده است؛ شکافی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً اختلافنظر میان چند مدیر یا نارضایتی مقطعی از نحوه پوشش اخبار دولت دانست.
اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره اینکه خود تماشاگر تلویزیون نیست، در کنار انتقادهای وزیر فرهنگ از رویکرد رسانه رسمی، نشان میدهد نارضایتی از عملکرد صداوسیما در سطح عالی دولت نیز به مسئلهای جدی تبدیل شده است. این اختلاف زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صداوسیما، برخلاف یک رسانه عادی، بخشی از ساختار رسمی حکمرانی کشور است و انتظار میرود در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی، حداقل در روایت مسائل کلان کشور با دولت مستقر همافزا باشد. با این حال، در موارد مختلف، فاصله میان روایت دولت از مسائل و نحوه بازتاب آنها در رسانه رسمی، به یکی از منابع تنش تبدیل شده است.
از سوی دیگر، روایتهایی درباره بگوومگوهای میان اعضای کابینه و رئیس سازمان صداوسیما در جلسات هیئت دولت، اگرچه نیازمند راستیآزمایی مستقل است، اما دستکم نشان میدهد اختلاف میان پاستور و جامجم دیگر صرفاً یک نارضایتی رسانهای در سطح مدیران میانی نیست. آنچه اکنون اهمیت دارد، تبدیل شدن این اختلاف به یک پرسش بنیادیتر است: صداوسیما قرار است در کنار دولت به عنوان بخشی از ساختار رسمی کشور عمل کند یا همچنان با منطق یک تریبون مستقل از دولت و جامعه پیش برود؟ در واقع، مسئله فقط این نیست که دولت از نحوه پوشش اخبار خود در تلویزیون ناراضی است؛
مسئله عمیقتر، اختلاف بر سر نقش، کارکرد و مخاطب «رسانه ملی» است. دولتی که از ضرورت انسجام اجتماعی سخن میگوید، طبیعی است از رسانهای که باید در ایجاد این انسجام نقشآفرین باشد، انتظار دیگری داشته باشد. از همین رو، انتقادهای اخیر را میتوان نشانهای از افزایش فشار برای بازتعریف رابطه میان دولت، جامعه و صداوسیما دانست. آینهای که واقعیت جامعه را منعکس نمیکند افت بیسابقه مخاطبان و ریزش سنگین اعتبار صداوسیما، سالهاست که در پیمایشهای معتبر و نظرسنجیهای میدانی به چشم میخورد.
رسانهای که طبق قانون اساسی و فلسفه وجودیاش باید ویترین تکثر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران باشد، عملاً به تریبون انحصاری یک جریان فکری محدود تبدیل شده است. حاشیهنشین کردن نیروهای توانمند، حذف گروههای مرجع و اتخاذ سیاست انکار یا تاخیر در رویدادهای حساس، مرجعیت خبری را از داخل به خارج از مرزها منتقل کرده است. در این فرآیند، صداوسیما نه تنها نتوانسته نقش ملات اجتماعی و عامل پیوند ملی را ایفا کند، بلکه با قطبیسازیهای مداوم، بر دامنه شکافهای موجود افزوده است.
گذر از «جابهجایی مدیران» به «تغییر ساختار» نکته کلیدی در تحلیل وضعیت کنونی، آسیبشناسی صحیح ریشههای این بحران است. همانطور که در اظهارات اخیر مسئولان ارشد اجرایی نیز انعکاس یافت، مسئله اصلی جامجم را نمیتوان صرفاً با رفتوآمد مدیران یا جابهجایی در راس سازمان حلوفصل کرد. تجربه دهههای گذشته نشان داده که تغییر چهرهها بدون دستکاری در منشور حکمرانی رسانهای و بدون بازتعریف نسبت سازمان با تکثر جامعه، تنها تکرار دور باطلی از ناکارآمدی است.
صداوسیما بیش از آنکه نیازمند تصمیمات مقطعی مدیریتی باشد، به یک جراحی عمیق ساختاری در ریلگذاری برنامهسازی، اخبار و سیاستهای جلب مخاطب نیاز دارد. الزام بازگشت به تکثرگرایی و استقلال رسانهای پایان دادن به بحران فعلی و بازسازی سرمایه اجتماعی ازدسترفته، مسیر مشخصی دارد که عبور از انحصارگرایی نخستین گام آن است. رسانه ملی برای بازگشت به خانه ایرانیان چارهای جز رسمیت شناختن سلیقههای متنوع، گشودن درها به روی طیفهای گوناگون فکری و پایان دادن به تکصدایی مطلق ندارد.
شفافیت در منابع و هزینهها، پاسخگویی در برابر افکار عمومی و پذیرش رقابت سالم با سایر بسترهای رسانهای داخلی، ارکان اصلی این اصلاحات را تشکیل میدهند. نقد صریح امروزِ بالاترین مقامات اجرایی، بازتاب همان مطالبهای است که سالهاست از بطن جامعه شنیده میشود؛ تغییر رویکرد صداوسیما دیگر یک ترجیح سیاسی یا جنجال رسانهای نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ انسجام و امنیت ملی کشور است.
منبع: رویداد 24