امروز دیگر از پس سه جنگ ۱۲ روزه، ۴۰ روزه و بعد از آن ۱۷ روزه، باید گفت شرایط حاکم بر تنگه هرمز براساس تعاریف سابق غیر عقلانی است و نمیشود تنگه هرمز را صرفا یک آبراه بینالمللی دانست. امروز تنگه هرمز برای ایران به یک مؤلفه قدرت و عامل بازدارنده تبدیل شده است. به همین دلیل، گذر از تنگه هرمز در شرایط فعلی باید در شرایطی باشد که کاملا ترتیبات ایرانی بر آن حاکم باشد.
یعنی اگر حتی قرار باشد تفاهم یا توافقی بین ایران و آمریکا بار دیگر انجام شود و به اجرا دربیاید، حتی اگر محاصره دریایی برداشته شود و شروط دیگر ایران نیز محقق پیدا کند، مثل آزادسازی پولهای بلوکهشده یا برداشته شدن تحریمها، تحت هر شرایطی، این تنگه هرمز باید با ترتیبات ایرانی مدیریت شود؛ این شرایطی است که خود آمریکاییها ایجاد کردند و باید با عواقب آن روبهرو شوند. با توجه به عملکرد و سوابق آمریکا و رژیم صهیونیستی، در شرایط فعلی، دیگر نمیتوان اجازه داد روند حاکم بر تنگه به روال سابق برگردد.
در پازل جدید معادلات قدرت میان کشورها و با توجه به جایگاه ایران بهعنوان بازیگری بسیار مؤثر در سطح جهانی، عبور و مرور از تنگه هرمز به مثابه ابزار قدرت ویژه ایران فقط باید با ترتیبات و مدیریت ایرانی صورت پذیرد تا دشمنان دیگر جهت دور جدیدی از توطئهگری علیه کشورمان و در واقع به هم زدن صلح و ثبات بین لمللی فرصت و فضای لازم تنفسی نداشته باشند.
ضرورت اعمال مدیریت ایرانی بر این تنگه راهبردی فقط وقتی میتوان درک کرد که به این نکته توجه کنیم که این تنگه به رغم همه ادعا و بلوفهای طرف آمریکایی در مورد باز بودن آن، لااقل در کوتاه مدت جایگزینناپذیر است و اتفاقا بلوفهای این روزهای ترامپ در مورد اینکه این تنگه باز بوده و آمریکا بر آن تسلط دارد، بیانگر اهمیت غیر قابل جایگزینی آن است.
در واقع اظهارات ترامپ را باید در این چارچوب فهم کرد که آمریکا برای شکستی که در این عرصه متحمل شده است، رو به عملیات روانی آورده تا ضعفهای خود را بپوشاند و به زعم خودش آثار روانی اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را در بازار جهانی انرژی تعدیل کند و به تعبیر دیگر، اهرم فشار ایران را بیاثر یا کم اثر کند. با این حال، همه گزارشهای مراجع تخصصی و کارشناسی ادعاهای آمریکا را رد میکنند و بر این تاکید دارند که گذر از تنگه فقط با اعمال مدیریت ایران صورت میگیرد.
همچنین باید در نظر داشت که آمریکا در پی شکست در راهبرد براندازی نظامی دوباره یک تهاجم اقتصادی همهجانبه علیه ایران کلید زده است که هدف اصلی آن دامن زدن به آشوب اجتماعی و بههمریختن فضای امنیتی کشور است تا در نهایت، در واقع، به قول خودشان نبرد نهایی علیه ایران را آغاز کنند؛ بنابراین جنگ از سوی آمریکا و متحدانش متوقف نشده و فقط وارد فاز دیگری شده است. در این شرایط عقل حکم میکند به چنین دشمنی به هیچوجه اعتماد نکنیم و از شرط پذیرش اعمال مدیریت ایران به تنگه هرمز دست نکشیم.
منبع: جام جم آنلاین