اقتصاد۲۴-فارن پالیسی در گزارشی به احتمالات درباره بالا گرفتن تنش نظامی بین ایران و آمریکا و احتمال ورود ایران به اقدام نظامی پیشدستانه اشاره کرده و مینویسد. عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی ایران، در اواسط ماه اگوست یکی از صریحترین روایتها درباره وضعیت اقتصاد ایران ارائه کرد و گفت صادرات نفت تهران به دلیل محاصره دریایی آمریکا تقریباً متوقف شده است. او افزود که صنایع ایران نسبت به یک سال قبل به ۳۰ درصد ارز خارجی کمتری دسترسی دارند. همتی افزود در نتیجه، وضعیت اقتصادی حتی از سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ نیز بدتر شده است؛
دورهای که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، کارزار «فشار حداکثری» علیه تهران را آغاز کرد. در همان روز، ترامپ از آغاز کارزار جدیدی تحت عنوان «جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه در مقیاسی که تاکنون مشاهده نشده است» علیه ایران خبر داد و هشدار داد کشورهایی که هرگونه «راه نجات» یا «شریان حیاتی» در اختیار تهران قرار دهند، با «پیامدهای اقتصادی بسیار شدید» مواجه خواهند شد. چند ساعت بعد، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد که این محاصره با سختترین تحریمهایی که ایالات متحده تاکنون اعمال کرده است، همراه خواهد شد.
بسنت افزود که افزایش فشار اقتصادی ممکن است انجام یک عملیات نظامی گسترده دیگر را غیرضروری کند. اکنون به نظر میرسد ایالات متحده به جای ادامه کارزارهای بمباران، برای وادار کردن تهران به تسلیم، به جنگ اقتصادی و محاصره دریایی متکی شده است. برای واشنگتن، این رویکرد خطر متوجه نیروهای آمریکایی را کاهش میدهد و فشار بر ذخایر مهمات این کشور را نیز کمتر میکند. در مقابل، برای تهران، این نابرابری در هزینهها یک چالش محسوب میشود. در نتیجه، چهرههای سیاسی و نظامی ایران خواستار آن شدهاند که ایران به سمت یک دکترین نظامی تهاجمیتر حرکت کند.
آنها استدلال میکنند که تهران اکنون باید اقداماتی انجام دهد تا وضعیت را تغییر دهد و هزینه حفظ محاصره برای واشنگتن را بهمراتب افزایش دهد. ایران سالها در مواجهه با فشارهای اسرائیل و آمریکا به رویکردی موسوم به «صبر راهبردی» متکی بود. بر اساس این رویکرد، تهران به حملات مستقیم پاسخ میداد، اما تلاش میکرد دامنه واکنش خود را محدود نگه دارد. هدف این بود که بدون آغاز جنگی گستردهتر که میتوانست به تهدیدی موجودیتی برای جمهوری اسلامی تبدیل شود، هزینههایی به طرف مقابل تحمیل شود.
درگیریهای محدود بین طرفین تا پیش از جنگ، با هدف جلوگیری از وقوع یک جنگ تمامعیار طراحی شده بودند، اما در نهایت نتوانستند مانع آن شوند. محدودیتهای این رویکرد در ۲۸ فوریه حتی آشکارتر شد؛ زمانی که حملات آمریکا و اسرائیل، رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله سید علی خامنهای، و همچنین فرماندهان ارشد نظامی و چهرههای سیاسی ایران را هدف قرار دادند و ترور کردند. در این مرحله، تهران که احساس میکرد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، در راهبرد خود تجدیدنظر کرد.
حکومت ایران با در نظر گرفتن شرایط بهعنوان مسئلهای موجودیتی، دست به حمله متقابل زد و پایگاهها و زیرساختهای آمریکا را در سراسر منطقه هدف قرار داد و تنگه هرمز را بست. اکنون محاصره دریایی آمریکا و فشار اقتصادی بر ایران تهدید جدیدی ایجاد کرده است که مقامهای ایرانی ممکن است آن را «موجودیتی» تلقی کنند. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در اواسط ماه آگوست گفت نیروی دریایی ایالات متحده میتواند محاصره دریایی را بهطور نامحدود ادامه دهد.
برای ایران، هر روزی که این وضعیت ادامه پیدا کند به معنای درآمد نفتی کمتر، دسترسی کمتر به ارز خارجی و آسیب بیشتر به اقتصادی است که همین حالا نیز با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکند. «صبر راهبردی» برای جمهوری اسلامی تا زمانی مفید بود که میتوانست فشارها را تحمل کند. اما با اعمال محاصره دریایی، زمان در حال از دست رفتن است و تهران اهرمهای نفوذ خود را از دست میدهد. نتیجه این وضعیت، انتشار پیوسته اظهاراتی از سوی مقامهای ایرانی بوده که در آنها تهدید به تشدید تنش شده است.
اگر ایران تصمیم بگیرد رویکردی تهاجمیتر در پیش بگیرد، این لزوماً به معنای آن نیست که تهران خواهان یک جنگ طولانی است. هدف اصلی این خواهد بود که هزینه محاصره برای واشنگتن آنقدر بالا برود که آمریکا آن را کاهش دهد یا برای پایان دادن به آن وارد مذاکره شود. هنگامی که رهبر انقلاب اسلامی آیتالله سید مجتبی خامنهای در اوایل ماه آگوست سردار احمد وحیدی را به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب کرد، در حکم انتصاب او بر «حداکثر بازدارندگی» و آمادگی برای انجام «عملیاتهای تهاجمی قدرتمند علیه دشمن» تأکید شده بود.
سردار محمدرضا نقدی، مشاور ارشد سپاه، نیز چند روز بعد به نکته مشابهی اشاره کرد و گفت حکم انتصاب فرمانده جدید، سپاه را ملزم کرده است توانمندیهای لازم برای یک دکترین تهاجمی را توسعه دهد و گفت: سپاه باید بتواند در صورت دریافت دستور، عملیاتهای نظامی را در خاک دشمن انجام دهد. چند روز بعد، یدالله جوانی، معاون سیاسی فرمانده کل سپاه، نیز همین موضوع را مطرح کرد و گفت اقدامات ایران همچنان ماهیتی دفاعی دارند، اما میتوانند جنبهای تهاجمی پیدا کنند.
در اواسط ماه اگوست، یک مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفت که همزمان با رسیدن دیپلماسی به بنبست، ایران به سمت اتخاذ موضعی «کاملاً تهاجمی» حرکت خواهد کرد. این مقام همچنین گفت اگر مذاکرات شکست بخورد، تهران آماده است برای شکستن محاصره دریایی آمریکا، حملهای «دقیق» انجام دهد. در اواخر ماه آگوست، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در مصاحبهای با صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران گفت راهبرد دفاعی کشور تغییر کرده است. «راهبرد دفاعی ما تکامل یافته است.
ایران امروز، ایرانِ پیش از جنگ نخواهد بود.» او افزود که در شیوه جنگیدن و دیپلماسی کشور نیز تغییراتی ایجاد خواهد شد. در اوایل ماه آگوست، مجید شاکری، اقتصاددان و مشاور محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، استدلال کرده بود که ایران باید دورهای طولانی از نه جنگ و نه صلح را مدیریت کند. اما تنها ۱۰ روز بعد، پس از آنکه واشنگتن کارزار جدید فشار اقتصادی خود را اعلام کرد، لحن او تغییر کرد و نوشت: پاسخ نظامی ایران به حمله اقتصادی آمریکا ضروری، منطقی و بهموقع است. اکنون بهترین زمان ممکن برای تشدید تنش نظامی از سوی ایران است.
شاکری تنها کسی نبود که خواستار واکنشی سختتر شده بود. چند ساعت پس از آنکه ترامپ کارزار جدید فشار اقتصادی خود را اعلام کرد، علیرضا سلیمی، عضو هیئترئیسه مجلس، هشدار داد که «اگر ایران نتواند نفت خود را صادر کند، هیچ کشوری قادر نخواهد بود نفت صادر کند». اظهارات بعدی سرنخهایی درباره نوع تشدید تنشی که تهران ممکن است در نظر داشته باشد، ارائه کردهاند. در اوایل تابستان امسال، روزنامه کیهان پیشنهاد کرده بود به مراکز تجاری مهم و تأسیسات نفتی در کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، حمله شود.
این روزنامه در اواسط ماه آگوست از شورای عالی امنیت ملی خواست برای شکستن محاصره، «عملیاتهای تهاجمی قدرتمند» را مجاز اعلام کند. در اواسط ماه آگوست، علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، به کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار داد که کمک به عملیات نظامی آمریکا به معنای پیوستن به جنگ علیه تهران خواهد بود. روز بعد، روزنامه جوان، اظهارات مهدی محمدی، مشاور قالیباف، را منتشر کرد. محمدی گفت ایران محاصره را تنها برای «مدتی معقول» تحمل خواهد کرد و پس از آن ممکن است عملیات پیشدستانه خود را از سر بگیرد.
او به یمن و نقشی که حوثیها میتوانند در اطراف بابالمندب ایفا کنند، اشاره کرد. رضایی در ادامه همان مصاحبه به کشورهای همسایه هشدار داد که به کارزار اقتصادی آمریکا نپیوندند. او گفت ایران ابتدا از آنها خواهد خواست که کنار بمانند، اما اگر آنها مشارکت کنند، تهران آنها را دشمن تلقی کرده و منافعشان را هدف قرار خواهد داد. وی افزود ایران در آن صورت مانع عبور «حتی یک قطره نفت» از خلیج فارس خواهد شد. او همچنین خاطرنشان کرد که ایران به پایگاههای آمریکا حمله کرده، اما هنوز منافع اقتصادی آمریکا در منطقه را هدف قرار نداده است.
فایننشال تایمز به نقل از دو منبع ایرانی که نامشان فاش نشده است، در گزارشی جداگانه اعلام کرد که ایران در صورت ازسرگیری عملیات نظامی از سوی واشنگتن، در حال بررسی حمله به کابلهای فیبر نوری زیر دریا در تنگه هرمز بوده است. این اظهارات به معنای وجود یک طرح مشخص یا فهرست رسمی اهداف نیست، اما با این حال نشان میدهد که بحث درباره تغییر راهبرد، جدیتر از گذشته شده است. ایجاد اختلال در کشتیرانی یا زیرساختهای انرژی منطقهای، قیمت نفت و بنزین را افزایش خواهد داد و پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر، فشار سیاسی بیشتری بر ترامپ وارد خواهد کرد.
بسنت در ۲۰ آگوست گفت: این [رویکرد]در ایران نتیجه خواهد داد و ما این حکومت را فرو خواهیم ریخت. بعید است مقامهای تهران این اظهارات را پیشنهادی برای مذاکره تلقی کنند. واکنش آنها پس از ترور آیتالله خامنهای نشان داد که زمانی که معتقد باشند جمهوری اسلامی با یک تهدید موجودیتی مواجه است، محاسبات متفاوتی انجام میدهند. بستن تنگه هرمز با هدف انتقال بخش بیشتری از بار اقتصادی درگیری به دوش ایالات متحده و بازارهای جهانی انرژی انجام شد.
اما رهبران ایران ممکن است اکنون به این نتیجه رسیده باشند که بستن این آبراه حیاتی بهتنهایی فشار کافی بر واشنگتن وارد نکرده است تا موضع خود را تغییر دهد. اگر ایران تصمیم بگیرد این مسیر را دنبال کند، ممکن است جعبه پاندورا را بگشاید، زیرا ایالات متحده میتواند در مقیاسی بسیار بزرگتر پاسخ دهد و دو طرف ممکن است در نهایت وارد یک جنگ تمامعیار دیگر شوند. اما رهبران ایران ممکن است همچنین بر این باور باشند که ادامه وضعیت کنونی دیگر یک گزینه نیست.
اگر میانجیها نتوانند تهران و واشنگتن را دوباره پای میز مذاکره بازگردانند و دو طرف اجرای تفاهمنامه خود را آغاز کنند، ایران ممکن است تصمیم بگیرد پیش از آنکه اقتصادش بیش از این تضعیف شود و اهرمهای فشار بیشتری را از دست بدهد، دست به اقدام بزند. منبع: شفقنا
منبع: اقتصاد24