جوان آنلاین: در سال اول جنگ تحمیلی هشتساله، مجروحان بسیاری به شهادت میرسیدند، اما گروههای پزشکی تصمیم گرفتند هستههای امدادی را در خطوط مقدم تشکیل دهند. این امر در سال دوم جنگ عملی شد و پس از انجام چند عملیات از جمله «ثامنالائمه (ع)» (شکسته شدن حصر آبادان) این رویکرد به کلی تغییر کرد. به گونهای که پس از ساماندهی هستههای امدادی در خطوط مقدم جبهه، برای هر محور عملیاتی به صورت جداگانه یک بهداری تأسیس کردند و شرایط رسیدگی به مجروحان بهتر شد. در این فرصت نگاهی به تاریخچه چند بیمارستان صحرایی دوران دفاع مقدس میاندازیم.
بیمارستان صحرایی نفتشهر این بیمارستان در تاریخ ۱۳۶۳/۸/۱۴ در محل استقرار بهداری تیپ ۳ لشکر ۸۸ زاهدان، در فاصله ۲۵ کیلومتری بیمارستان صحرایی سومار، نزدیک نفتشهر در کنار مرز عراق از سوی گروهان خدمات بهداری مراغه جمعی پشتیبانی منطقه ۴ دایر شد و نیازمندیهای تدارکاتی آن از سوی لشکر ۸۸ زاهدان تأمین میشد. در تاریخ ۱۳۶۵/۹/۲۲ برحسب ضرورت گسترش داده شد و با توجه به انحلال بیمارستان صحرایی حسینیه جنوب، امکانات آن به این بیمارستان منتقل شد. نیازمندیهای تیمهای جراحی و پزشکی آن از سوی مأموریتهای محوله از طرف اداره بهداری نیروی زمینی ارتش (نزاجا) تأمین میشد.
این بیمارستان در عملیات «کربلای ۶» در تاریخ ۱۳۶۵/۶/۲۳ فعالیت چشمگیری داشت. ولی با توجه به ازدحام مجروحان در حین عملیات، مسئولان بیمارستان سعی میکردند بیشتر مجروحان را به واحدهای درمانی مراکز شهرهای امن منتقل کنند. بیمارستان پادگان ابوذر (سرپل ذهاب) این بیمارستان در تاریخ ۱۳۶۲/۷/۱۱ در محوطه پادگان تیپ ۳ لشکر ۸۱ کرمانشاه و از سوی پشتیبانی آن، در نزدیکی شهر سرپل ذهاب، به صورت سولهای احداث شد. نیازمندیهای آن از سوی یگان عملیاتی مجاور آن تأمین میشد.
تیمهای جراحی و پزشکی مورد نیاز آن، با توجه به یگانهای عملیاتی مجاور آن از جمله سپاه پاسداران، از طریق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تأمین شده بود و در صورت ضرورت، اداره بهداری نیروی زمینی ارتش نیز مأمورینی اعزام میکرد. در ۱۳۶۳/۱۲/۱۶ با توجه به بمباران هوایی منطقه، اعضای بهداری سپاه منطقه را ترک کردند و تعدادی از تجهیزات اتاق عمل را هم به همراه خود منتقل کردند و تیمهای اعزامی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز به مناطق دیگر اعزام شدند.
در نهایت، در جلسه هماهنگی با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران (سماجا)، وزارتخانه مزبور تأمین دارو و اعزام تیمهای رزیدنتی جراحی و بیهوشی را پذیرفت. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۶/۱۲/۲۱ سرپرستی بیمارستان به عهده پشتیبانی منطقه یک بوده و کانکسهای شش دوشه برای خدمترسانی به مجروحان شیمیایی به آن اضافه شد.
بیمارستان صحرایی کولان این بیمارستان در تاریخ ۱۳۶۲/۴/۲۰ از سوی بهداری تیپ مستقل مریوان، در کنار ستاد عملیاتی، به صورت مرکز اورژانس تأسیس شد و هنگام عملیات این مرکز توسعه داده شده و به صورت بیمارستان صحرایی از نوع سولهای آماده خدمترسانی شد. محل سکنای کارکنان بیمارستان با فاصله کمی از بیمارستان و بالای تپهای قرار داشت. اداره بهداری نزاجا با اعزام تیمهای جراحی و پزشکی به صورت مأموریت، نیازمندی بیمارستان را تأمین کردند و نیازمندیهای تجهیزات دارویی آن را نیز ارسال میکرد. این بیمارستان در تاریخ ۱۳۶۲/۷/۲۷ در عملیات والفجر خدمات ارزندهای ارائه کرد.
سرهنگ دکتر مجد، جراح و رئیس بیمارستان منطقهای سنندج، مدتی در این بیمارستان مستقر و خدمات ویژهای ارائه کرد. مجروحینی که نیاز به خدمات درمانی پیشرفتهتری داشتند، از طریق زمینی یا به وسیله بالگرد به بیمارستان شهر مریوان یا بیمارستان «اللهاکبر» میانراهی سنندج یا خود «بیمارستان منطقهای ۵۲۴» سنندج منتقل میشدند. در تاریخ ۱۳۶۶/۱۲/۵ با توجه به شرایط منطقه، داروهای درمانی شیمیایی از طرف اداره بهداری نزاجا به بیمارستان ارسال میشد.
در تاریخ ۱۳۶۷/۱/۲۴ به علت گسترش درگیری در منطقه، تعداد مجروحان اعزامی به بیمارستان «کولان» هزار و ۷۲۰ نفر و مجروحان شیمیایی پذیرششده هزار و ۸۶۰ نفر بود. با توجه به پیشبینی قبلی و احداث مرکز اورژانس در داخل پادگان مریوان که شامل حمامهای ۱۲ دوشه و وانهای محلول شیمیایی بود، و همچنین تأمین اقلام دارویی مربوطه و کارکنان آموزشدیده، درمان لازم برای تمامی مجروحان انجام شد و تعدادی نیز به طور مستقیم از محل درگیری به بیمارستانهای میانراهی توحید و اللهاکبر اعزام میشدند.
منبع: جوان آنلاین