تحلیل دو مرجع بزرگ: نقش اخلاق و عبودیت پیامبر (ص) در مدیریت جامعه

تحلیل دو مرجع بزرگ: نقش اخلاق و عبودیت پیامبر (ص) در مدیریت جامعه

باشگاه خبرنگاران جوان – مطالعه سیره و ساحت وجودی حضرت ختمی‌مرتبت، پیامبر اکرم (ص)، نقشه راهی برای فهم چگونگی پیوند «عبودیت محض» با «مدیریت کلان جامعه» است. با واکاوی دقیق بیانات دو عالم فرزانه، شهید آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله جوادی آملی، می‌توان به خط سیری دست یافت که از آماده‌سازی وجودی حضرت پیامبر (ص) آغاز می‌شود، به اوج عبودیت و وحی می‌رسد و در نهایت، اخلاق را به‌عنوان تنها الگوی کارآمد برای اداره جامعه و حفظ نظام اسلامی معرفی می‌کند. ۱.

مبانی هستی‌شناختی: پیامبر، قرآنِ ناطق و ظرفِ نورانی وحی پیش از آنکه رسالتی اعلام شود، زمینی برای فرود وحی آماده شد. تحلیل دقیق مراحل تکامل وجودی پیامبر (ص) نشان می‌دهد که ایشان پیش از بعثت، در کوران مشاهده آیات الهی، ظرفیت وجودی خود را به اوج رساندند، چنان‌که شهید آیت‌الله خامنه‌ای در بیانات ۳۱ مرداد ۱۳۸۵ به‌دقت ترسیم کرده بودند: «در این دوران که دوران اواخر تکامل پیغمبر و قبل از نزول وحی است ـ دورانی که هنوز ایشان پیغمبر هم نشده بود ـ پیغمبر از کوه حرا بالا می‌رفت و به آیات الهی نگاه می‌کرد؛

به آسمان، به ستارگان، به زمین، به این خلایقی که در روی زمین با احساسات مختلف و با روش‌های گوناگون زندگی می‌کنند.

او در همه اینها آیات الهی را می‌دید و روزبه‌روز خضوع او در مقابل حق، خشوع دل او در مقابل امر و نهی الهی و اراده الهی بیشتر می‌شد و جوانه‌های اخلاق نیک در او روزبه‌روز بیشتر رشد می‌کرد…، دل او در چهل‌سالگی نورانی‌ترین دل‌ها، خاشع‌ترین دل‌ها، پُرظرفیت‌ترین دل‌ها برای دریافت پیام الهی بود، "أذن لابواب السّماء ففتحت و محمّد ینظر إلیها" (اجازه گشودن دروازه‌های آسمان صادر شد و آن در‌ها گشوده گشتند، در حالی که محمد به آنها می‌نگریست.)، وقتی به این مرحله از معنویت و روحانیت و نورانیت و اوج کمال رسید، آن وقت خدای متعال در‌های آسمان و در‌های عوالم غیبی را به‌روی او باز کرد».

این هماهنگی کامل میان وجود پیامبر و کتاب آسمانی، حقیقتی را آشکار می‌کند که آیت‌الله جوادی آملی با نگاهی عمیق آن را چنین بیان می‌کنند: «برنامه تعلیم و تربیت و خودسازی پیغمبر، کتاب آسمانی است به‌نام قرآن کریم…، اگر قرآن به‌صورت یک انسان در بیاید می‌شود پیغمبر و اگر پیغمبر به‌صورت یک کتاب در بیاید می‌شود قرآن، لذا ما بر تک‌تک حالات این حضرت عرض ادب می‌کنیم چه اینکه بر تک‌تک حالات آخرین فرزندش هم، ما تمام آیات را می‌بوسیم، حتی کلمه «کلب» در قرآن را بخواهیم بدون وضو ببوسیم مقدور نیست، چنین کتابی اگر بخواهد به‌صورت یک انسان در بیاید می‌شود پیغمبر و اگر پیغمبر بخواهد به‌صورت یک کتاب در بیاید می‌شود قرآن کریم».

۲. اوج کمال: پیوند ناگسستنی «عبودیت» و «اخلاق عظیم» در منظومه فکری اسلام، بزرگ‌ترین مدال افتخار پیامبر (ص)، فقط قدرت یا علم آن حضرت نبود، بلکه «عبد بودن» ایشان است، این عبودیت، زیربنای آن اخلاق عظیمی است که جامعه را دگرگون کرد. رهبر شهید ما در بیانات ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ با تحلیلی راهبردی فرمودند: «شما ملاحظه کنید، خدای متعال در قرآن، پیغمبر اکرم را با صفات متعددی ستوده است: وَ اِنَّکَ لَعَلَی‌ٰ خُلُقٍ عَظیم؛ فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم؛ و صفات متعدد دیگر که هر کدام از اینها یک فصل فراوانی از خصوصیات پیغمبر را بیان می‌کند؛

ولی آن صفتی که به ما مسلمان‌ها دستور داده شده است که هر روز درباره پیغمبر در نمازهای‌مان تکرار کنیم این است که «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه»؛ این نشان‌دهنده اهمیت عبودیت است؛ عبدبودن آن‌چنان برجسته است که خدای متعال این صفت را به مسلمانان تعلیم می‌دهد که در نماز خود، هر روز چند مرتبه تکرار کنند». این عبودیت، پیامبر (ص) را از سطح یک «فرد خوش‌اخلاق» به یک «مصلح جهانی» ارتقا داد، آیت‌الله جوادی آملی دراین‌باره تحلیل دقیقی ارائه می‌دهند: «مأموریت پیامبر این نبود که تنها بگوید: "من انسان خوب و خوش‌اخلاقی هستم"؛

خیر، ایشان آمدند تا اخلاق را در جامعه اصلاح و مکارم آن را تمام کنند، چنان‌که فرمودند: "إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ". تفاوت است میان آنکه بگوید "من خوش‌اخلاقم" با آنکه بگوید "من برای تمام کردن مکارم اخلاق مبعوث شده‌ام"». ۳. اخلاق؛

الگوی حاکم بر اداره جامعه و نظام یکی از قوی‌ترین تحلیل‌های پنهان در این بیانات، تمایز میان «علم» و «اخلاق» در کارکرد اجتماعی است، علم هرچند شریف است، اما دایره تأثیر اجتماعی محدودتری دارد، در حالی که اخلاق، روح حاکم بر پیکره جامعه است، آیت‌الله جوادی آملی با صراحت و دقت می‌فرمایند: «اکنون اگر شما عالم و علامه شوید، مردم چقدر از شما بهره می‌برند؟ اگر شما مرجع تقلید، فقیه یا محقق بزرگی شوید، تنها چند طلبه فاضل از علم شما استفاده می‌کنند؛ اما جامعه از شما چه‌بهره‌ای می‌برد؟

جامعه از اخلاق و رفتار شما بهره‌مند می‌شود…، علم تنها یک مصرف داخلی دارد، شما اگر علامه هم بشوید فقط شاگردانتان از شما استفاده می‌کنند، یا اگر کتابی بنویسید تنها خواص از آن بهره می‌برند، اما وقتی می‌خواهید با "یا أَیهَا النَّاسُ" یا "یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا" سخن بگویید و جامعه را خطاب قرار دهید، تنها با اخلاق است که می‌توانید جامعه را اداره کنید، پس جامعه را باید با اخلاق اداره کرد…، این همان اخلاقی است که حوزه علمیه را اداره می‌کند، حوزه‌ای که با اخلاق اداره شود، می‌تواند نظام، جامعه و امّت را حفظ کند».

این اداره‌گری اخلاقی، دستورالعملی روشن و عملیاتی دارد که شهید امام خامنه‌ای در بیانات ۲ آبان ۱۴۰۰ آن را ترسیم کردند: «پیروی از پیغمبر در اخلاق که خدای متعال فرمود: «وَ اِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظیم»؛ چیزی را که خدای خالق عظمت عظیم بداند، این دیگر از لحاظ عظمت فوق‌العاده است…، اخلاق اسلامی [داشته باشیم]: تواضع داشته باشیم، گذشت داشته باشیم ــ اینها اخلاق اسلامی است ــ سهل‌گیری در مسائل شخصی داشته باشیم.

در مسائل عمومی و آنچه به حقوق مردم و حقوق عمومی و حقوق دیگران مربوط است، نه، سهل‌انگاری جایز نیست، امّا در مسائل شخصی سهل‌انگاری داشته باشیم، سهل‌گیری داشته باشیم؛ احسان، پرهیز از دروغ، پرهیز از تهمت، پرهیز از سوءظن به مؤمن، گذشت از مؤمنین». ۴. افق روشن: دل‌های نورانی و ظرفیت بی‌نهایت انسان برای قرب نتیجه نهایی این سیر تکاملی، تربیت انسان‌هایی است که ظرفیت مشاهده حقایق عالم را پیدا می‌کنند، این مسیر، انحصاری نیست و برای همگان باز است، به‌شرط آنکه معیار‌ها را از افراد عادی فراتر ببرد و به‌سوی کمال مطلق حرکت کنند.

آیت‌الله جوادی آملی با استناد به روایتی از اصول کافی، این حقیقت را چنین بازگو می‌کنند: «نمونه این لیاقت و مقام، داستان حارثه‌بن نعمان است که طبق نقل مرحوم کلینی (ره) در اصول کافی، هنگامی که در محضر پیامبر (ص) شرفیاب شد، حضرت به او نگریست و فرمود: "هذا عَبْدٌ نَوَّرَ اللهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ" (این بنده‌ای است که خداوند قلبش را به نور ایمان روشن ساخته است)، سپس به او فرمود: "آنچه را دیده‌ای اثبات کن و بر حالت خویش استوار باش".

او که توانسته بود عرش الرحمن را مشاهده کند، از پیامبر درخواست دعا برای نائل‌شدن به مقام شهادت کرد و عاقبت به این فضیلت نائل شد». جمع‌بندی بازخوانی این بیانات نشان می‌دهد که «اخلاق عظیم» پیامبر (ص)، یک فضیلت فردیِ منفک از اجتماع نیست؛ بلکه حلقه وصل میان «عبودیت محض در برابر خدا» و «مدیریت حکیمانه جامعه» است. همان‌گونه که آیت‌الله جوادی آملی تأکید کردند: «خداوند گاهی بی‌واسطه سخن می‌گوید، چنان‌که فرمود: "الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ"، و گاهی با واسطه سخن می‌گوید، مانند عبارت "أَتْمَمْتُ" که بر زبان پیامبر (ص) جاری شد».

امروز هم احیای تمدن نوین اسلامی، با بازگشت به همین الگوی اخلاقِ قرآنی و عبودیتِ محمدی ممکن است که در آن، سهل‌گیری در حقوق شخصی و سخت‌گیری در حقوق عمومی، و گذشت همراه با عزت، شاخصه‌های اصلی مدیران و مبلّغان دین خواهد بود. منبع: تسنیم

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان