اقتصاد۲۴-برای خانوارهای حداقلبگیر، وام یک میلیارد تومانی مسکن از نظر اقساط عملاً بسیار سنگین است. قسط ۲۰ میلیون تومانی حدود ۹۱ درصد درآمد یک خانوار با دریافتی ۲۲ میلیون تومان را مصرف میکند. برای خانوارهای با درآمد ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان، سهم قسط بین ۵۰ تا ۶۷ درصد درآمد است و پرداخت چنین قسطی میتواند فشار قابلتوجهی بر سایر مخارج خانوار وارد کند. برای خانوارهای با درآمد ۵۰ میلیون تومان، قسط حدود ۴۰ درصد درآمد را میبلعد و همچنان تعهد سنگینی محسوب میشود.
برای خانوارهای با درآمد ۶۰ میلیون تومان به بالا، سهم قسط به محدوده یکسوم درآمد نزدیک میشود و استفاده از وام از نظر جریان نقدی منطقیتر میشود؛ هرچند تأمین آورده خرید همچنان مانع اصلی است. بنابراین، برخلاف تصور اولیه، بزرگترین مشتری بالقوه وام مسکن جدید الزاماً کمدرآمدترین خانوارها نیستند؛ بلکه خانوارهایی هستند که هم درآمد ماهانه کافی برای بازپرداخت دارند و هم میتوانند آورده لازم برای تکمیل خرید را تأمین کنند. مسئله اصلی؛ قدرت خرید یا قدرت پرداخت بدهی؟
افزایش سقف تسهیلات مسکن را میتوان اقدامی برای جبران بخشی از افت قدرت خرید خانوار دانست، اما اثر واقعی آن به فاصله میان درآمد، قیمت مسکن و هزینه تأمین مالی بستگی دارد. اگر سقف وام افزایش یابد، اما قیمت مسکن چند برابر و درآمد خانوار کمتر از هزینههای زندگی رشد کند، مبلغ بزرگتر وام الزاماً به معنای خانهدار شدن خانوارهای بیشتری نیست. از سوی دیگر، نرخ سود ۲۲.۵ درصدی و دوره بازپرداخت، باعث میشود هزینه نهایی تسهیلات فاصله زیادی با مبلغ دریافتی پیدا کند. در وام ۲.۴ میلیارد تومانی خرید و جعاله، حدود ۴.۴۷ میلیارد تومان سود پرداخت میشود؛
یعنی هزینه مالی تسهیلات از اصل وام بیشتر میشود. در نهایت، آزمون واقعی وام جدید نه رقم «یک میلیارد» و «دو میلیارد تومان»، بلکه نسبت قسط به درآمد، وام به قیمت مسکن و آورده به ارزش ملک است.
منبع: اقتصاد24