جوان آنلاین: فهیمه کریمیمهر، مادر دختری ۱۳ماهه است. او برای اینکه زمان بیشتری در کنار فرزندش باشد، از پست مدیریتی خود گذشته است. صدیقه غلامی، همکار او نیز پس از نزدیک به سه دهه کار و در آستانه بازنشستگی، هنوز جمله پسر ۲۵سالهاش را به یاد دارد: «مامان، تو که همیشه اداره بودی.» این دو روایت، اگرچه از شرایط متفاوتی میآیند، اما یک دغدغه مشترک دارند؛ چگونه میتوان میان مادری و اشتغال، بدون قربانی کردن یکی به نفع دیگری، تعادل ایجاد کرد؟
کریمیمهر، دکترای جامعهشناسی و کارشناس حوزه آسیبهای اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، پیش از مادر شدن ریاست گروه مطالعات و بررسی آسیبهای اجتماعی را برعهده داشت که پس از تولد فرزندش از این سمت کناره گرفت. او معتقد است مسئله، ناتوانی زن در مدیریت نقشهایش نیست بلکه محیط کار باید امکان بیشتری برای هماهنگی مسئولیتهای شغلی و خانوادگی فراهم کند. صدیقه غلامی نیز در آستانه بازنشستگی، تجربه سالهایی را مرور میکند که بسیاری از امکانات امروز برای مادران شاغل وجود نداشت.
اولین گفتوگوی ما با فهیمه کریمیمهر درباره چالشهای میان مادران و اشتغال آنها و ضرورت حمایت از مادران شاغل است. دومین گفتوگو نیز با صدیقه غلامی است که در آستانه بازنشستگی است و از سالهای اشتغالش میگوید. سالهایی که به گفته خودش، بسیاری از امکانات امروز برای مادران شاغل آن روز وجود نداشت. فهیمه کریمیمهر: چالش جدی، انتخاب اجباری میان مادری و اشتغال استزن کارمند، بهویژه مادری که همزمان مسئولیت شغلی و خانوادگی دارد، امروز با چه چالشهایی مواجه است؟
او میتواند هم مادر و همسر باشد و در عین حال یک کارمند موفق باقی بماند؟مادر بودن و اشتغال به خودی خود در تضاد با یکدیگر نیستند. چالش جدی زمانی ایجاد میشود که ساختارهای کاری و خانوادگی امکان مدیریت همزمان این نقشها را دشوار میکنند. بنابراین یکی از چالشهای مادران شاغل این است که چگونه در کنار حفظ هویت و جایگاه شغلی خود، حضور و ارتباط مؤثر با فرزندشان را نیز حفظ کنند. این مسئله نباید به انتخاب اجباری میان مادری و اشتغال تبدیل شود. در سالهای اخیر، برای حمایت از مادران شاغل، قوانینی مانند دورکاری پیشبینی شده است.
این قوانین برای شما کمکحال نبود؟یکی از مشکلات این است که اجرای این امکان به موافقت مدیر وابسته میشود و همین مسئله میتواند در عمل مانع استفاده مادران از آن شود. من خودم این تجربه را داشتم. در مقطعی رئیس اداره بودم و از دورکاری استفاده میکردم، اما به مرور، به دلیل حجم کار، فشارهای موجود و حتی نگاه و اعتراض برخی همکاران، شرایط دورکاری تغییر کرد و دو روز دورکاری به یک روز کاهش یافت. این وضعیت برای من از نظر جسمی، روحی و حتی اقتصادی دشوار بود. در نهایت با اصرار خودم پستم را که پست خوبی هم بود تحویل دادم.
این تصمیم به نوعی به معنای تنزل جایگاه شغلی من بود، اما وقتی آرامش فرزندم را دیدم، احساس کردم تصمیم درستی گرفتهام. یعنی در چنین شرایطی، مادر کارمند ناچار میشود میان حفظ جایگاه شغلی و نیازهای فرزندش یکی را انتخاب کند؟نه همیشه و نه برای همه. این تجربه نشان داد ادامه این مسیر برای یک مادر شاغل میتواند بسیار دشوار باشد. گاهی فرد تلاش میکند هم کارش را بهخوبی انجام دهد، هم برای همسر و فرزندش کم نگذارد و هم از نظر شخصی شرایط مناسبی داشته باشد، اما وقتی ساختار کاری انعطاف لازم را ندارد، فشار همه این نقشها بر خود فرد جمع میشود.
این فشار میتواند هم از نظر جسمی و روانی فرساینده باشد و هم احساس عقبماندن از همکاران و همورودیها را ایجاد کند. در واقع، مسئله این نیست که زن نمیتواند هم مادر باشد و هم کارمند موفق. مسئله این است که برای انجام همزمان این نقشها به حمایت و انعطاف بیشتری نیاز دارد. نقش خانواده در حمایت از شما به عنوان مادر شاغل چگونه است؟یکی از مشکلاتی که هنوز در فرهنگ بعضی از خانوادههای ایرانی وجود دارد این است که مسئولیت اصلی مراقبت از کودک بیش از اندازه به مادر نسبت داده میشود. حتی اگر مادر از نظر زمانی یا جسمی شرایط بهتری نسبت به پدر نداشته باشد.
من هم بارها درباره نیازم به همسرم صحبت کردم و تلاش کردم این موضوع را برای او توضیح بدهم. آیا مادران شاغل ممکن است در سالهای بعد بابت از دست دادن بخشی از دوران رشد فرزندانشان احساس حسرت کنند؟این نگرانی را در تجربه بعضی از همکارانم دیدهام. افرادی را دیدم که در زمان بازنشستگی با ناراحتی از سالهای گذشته صحبت میکردند و میگفتند بیشتر دوران کودکی فرزندشان را در اداره گذراندهاند و فرصت کافی برای دیدن بزرگ شدن او نداشتهاند. دوستانی هم بعد از اینکه خودم مادر شدم، به من میگفتند: «این روزها برنمیگردد؛
مراقب باش همه چیز را فدای کار نکنی.» به نظر من، مسئله این نیست که مادر باید کارش را کنار بگذارد. مسئله این است که نباید ساختار قانونی اشتغال به شکلی باشد که مادر برای حفظ شغلش ناچار شود تمام این سالها را از نزدیک شدن به فرزندش محروم کند. اگر قرار باشد یک تغییر مشخص در شرایط کاری مادران کارمند ایجاد شود، چه پیشنهادی دارید؟به نظرم باید شرایطی فراهم شود که مادران بتوانند در دورههای حساس رشد فرزند، حضور بیشتری در کنار او داشته باشند. بدون اینکه حقوق، سابقه، بیمه، بازنشستگی یا جایگاه شغلی خود را از دست بدهند.
دورکاری، ساعت کاری شناور، انتقال موقت به شرایط کاری مناسبتر یا حتی امکان مأموریت به محل کاری متناسب با شرایط خانوادگی میتواند بخشی از این راهحل باشد. من شخصاً دوست داشتم امکان این را داشتم که به محیطی منتقل شوم که بتوانم بیشتر با کودکان کار کنم؛ هم در کنار فرزندم باشم و هم در رشد و آموزش کودکان دیگر نقش داشته باشم. در واقع، ما شرایطی نیاز داریم که به جای مجبور کردن مادر به انتخاب میان «شغل» و «فرزند»، امکان مدیریت این دو نقش را فراهم کند.
اگر بخواهید در یک جمله، مهمترین مطالبه خود را برای مادران کارمند بیان کنید، چه میگویید؟فکر میکنم واقعاً به یک تغییر جدی نیاز داریم. هم در ساختار اشتغال و هم در نگاه خانواده و جامعه به مادر شاغل. زن شاغل باید امکان مدیریت نقشهایش را داشته باشد. دورکاری، ساعت شناور و انتقال به شرایط کاری مناسب میتواند کمک کند مادر هم از حضور در کنار فرزندش محروم نشود و هم از حقوق، مزایای اشتغال، بازنشستگی و جایگاه شغلی خود محروم نماند. مادر نباید برای مادر بودن، از شغلش و برای شاغل بودن، از مادریاش بگذرد.
ساختار خانواده و اشتغال باید به او کمک کنند که این دو را در کنار هم داشته باشد. صدیقه غلامی: وقتی ساختار اشتغال انعطاف نداردفشار آن روی مادر و خانواده میافتدقبل از آغاز این گفتوگو، گفتید که پسرتان ۲۵ ساله است، اما هنوز بابت شاغل بودن شما در دوران کودکی گلایه دارد. این گلایه برای شما چه معنایی دارد؟این موضوع برای من خیلی قابل تأمل است. پسرم از وابستگی شدید، تا زمانی که به کلاس اول رفت، مهد را نپذیرفت و فقط میخواست کنار من باشد. بعدها خیلی تلاش کردم این فاصله را جبران کنم.
مثلاً بعد از اداره با او به پارک میرفتم و پنجشنبه و جمعهها کاملاً برایش وقت میگذاشتم، اما خلأها به این سادگیها جبران نمیشد به همین دلیل هنوز هم به من میگوید: «مامان، تو که همیشه اداره بودی.» فکر میکنید اگر قوانین و شرایط اشتغال زنان در آن زمان مناسبتر بود، این گلایهها کمتر میشد؟امروز امکانات خیلی بهتر شده است. دورکاری و امکانات ایجاد شده برای مادران اتفاقات خوبی هستند. اگر این حمایتها در سالهای گذشته هم وجود داشت، شاید من و بسیاری از مادران همنسل مجبور نبودیم چنین فشاری را تجربه کنیم.
یعنی بخشی از این مسئله را باید متوجه ساختار اشتغال دانست، نه صرفاً انتخاب مادر؟دقیقاً. نمیتوان به مادری که در شرایط نامتناسب کار کرده، گفت چرا نتوانستی همه چیز را مدیریت کنی. وقتی ساختار اشتغال انعطاف ندارد، فشار آن مستقیماً روی مادر و خانواده میافتد. من خودم دو بار استعفا نوشتم، اما با استعفایم موافقت نکردند؛ و اگر بخواهید حاصل نزدیک به سه دهه تجربه خود را به زنان جوان بگویید؟میگویم خانواده را فدای کار نکنید. اگر میتوانید شغلی را انتخاب کنید که انعطاف بیشتری داشته باشد.
زن نباید مجبور باشد برای کار کردن از خانوادهاش هزینه سنگین بدهد و خطاب به مسئولان هم میگویم اگر میخواهیم خانواده و فرزندآوری تقویت شود، باید محیط کار را خانوادهمحور کنیم.
منبع: جوان آنلاین