میگویند تاریخ آینه عبرت است. عبرت همان پندآموزی و نصیحت است و تاریخ آینه عبرت است، یعنی انسان میتواند از تاریخ پند و نصیحت بپذیرد. البته هر موضوع مطرح در تاریخ مشخصات و ویژگیهای مربوط به خود را دارد و برای یک بار اتفاق میافتد؛ زیرا موضوع، افراد، شرایط اجتماعی و… قابل تطبیق نیست.
به همین دلیل ابن خلدون، مورخ مشهور، این عبارت را قابل قبول نمیداند. اما مطالعه در سیر تاریخی تفکرات و تصمیمات میتواند جهتگیریهای لازم را به انسان ارائه کند؛ زیرا مجموعه داناییهای انسان از بستر تاریخ بهطور طبیعی با قیاس قابل درک و نتیجهگیری است. شاید بهتر است بگوییم بیاعتنایی به مفاهیم تاریخی و عدم استنباط قیاسی از حوادث تاریخ، منتج به جهل برای تصمیمگیری میشود، وگرنه هیچ تصمیم جدیدی را نمیتوان منطبق با تصمیمات متخذه در طول تاریخ دانست. اما میتوان نسبت به حوادث گذشته و تصمیمات متخذه بررسی و در چند محور آنها را مورد توجه قرار داد.
1- پرهیز از خودمحوری: در طول تاریخ افراد بسیاری بودهاند که با بزرگنمایی خود پا به عرصه جهانی گذاشتهاند و صدالبته در ابتدا شاهد توفیقاتی در قتل و غارت و کشورگشایی بودهاند، ولی در نهایت با تحمل شکستهای فاحش نابود شدهاند. پیروزیهای مقطعی و تاکتیکی لزوما نمیتواند پایهای بر یک پیروزی استراتژیک باشد. شاید ناپلئون و در دوره اخیر صدام حسین نمونههایی از این خودمحوری باشند.
2- پرهیز از اندیشهها و اهداف غیرملموس: در تاریخ بسیار اتفاق افتاده که رهبرانی اندیشه یکپارچهسازی، وحدت و القا، همهگیرکردن یک ایدئولوژی، یک تفکر یا یک رهبری را داشتهاند. اندیشه ناپلئون در وحدت فیزیکی اروپا و اندیشه متوهمان مبتکر در جهانیکردن اندیشه نازیسم و سلطه بر جهان نمونههایی از آن است. در حالی که در اسلام، قرآن به پیامبر خود حضرت ختمی مرتبت(ص) تصریح میکند تنها اسلام دین برحق است و تأکید میکند که ای پیامبر، تو فقط انذاردهنده هستی، تو بر مردم سلطه و سلطنت نداری.
3- پرهیز از خشونت: سراسر تاریخ مملو است از خشونتهای وحشتناک و غیرضروری. بسیاری از فتوحات میتوانست بدون اعمال خشونتهای غیرلازم صورت گیرد. فتح شهرها و انتقام با قتل عام مردم عادی، کورکردن ساکنان یک شهر، بمباران اتمی ساکنان شهرها و قتلعام نیممیلیون نفر، بمباران کور شهرها در جنگ جهانی اول و دوم و بسیاری دیگر از این نوع کشتارهای غیرضروری که امروز از درون تاریخ به سردمداران استکبار جهانی و صهیونیسم به ارث رسیده، نمیتواند متضمن پیروزی و خوشبختی عاملان آن باشد و فقط بر نفرت انسانها میافزاید که نهایتا به نابودی عاملان خشونت منجر میشود.
فتح مکه و روش پیامبر(ص) در بخشش آنان که بدترین رفتار را با پیامبر(ص) داشتند، نشان از این حقیقت است که قتل و جنایت نمیتواند حل مشکل کند و برعکس، شیوه پیامبر(ص) گرامی باعث تحبیب قلوب میشود.
4- پرهیز از پذیرفتن توصیههای غیرمعقول و غیرانسانی از سوی مشاوران؛ چه در ایران مشاوران و نزدیکان پادشاهانی که قبله عالم خوانده میشدند و چه مشاورانی در تاریخ که رهبران را تحریک میکردند تا خلاف کنند. توصیههای شاپشال
یهودی-روسی مشاور محمدعلی شاه و دیگر نزدیکان او در حمله به مشروطهخواهان و مجلس و سید مجاهد در تشویق فتحعلیشاه برای جنگ با روسیه از نمونههای آن است.
5- پرهیز از مصاف نابرابر: صرفنظر از آنچه مقاومت در برابر مهاجم و متجاوز، حتی با عِده و عُده کم خوانده میشود و ضرورت اقتضا میکند که در برابر مهاجم حتی با توان کمتر مقاومت و ایستادگی کرد، تصورات نادرست در برخی موارد موجب رودررویی نابرابر و صدمه و شکست میشود و باید با رعایت تمام جوانب تصمیمگیری کرد. در تهاجم و تجاوز ناجوانمردانه
آمریکا -صهیونیسم به کشورمان خوشبختانه تصمیمات بهموقع و شایستهای اتخاذ شد و بدینسان اهداف ناجوانمردانه دشمن با شکست روبهرو و موجب سربلندی ایران و سرشکستگی دشمنان و تفاهمنامهای شد که از حیث اعتبار برای ایران و قبول سرافکندگی برای آمریکا در تاریخ ایران و آمریکا بیسابقه است.
اما ترس از آن است که برخی مشاوران ناآگاه که از هیچیک از مفهومات تاریخی عبرت نگرفتهاند، با بیان کلماتی روند معقول تصمیمگیریهای منجر به مقاومت و سرافرازی ملت ایران را معکوس کنند.
اظهاراتی شبیه فداکردن نیمی از جمعیت به خاطر جهانگیرشدن اندیشه متوهمان آن گوینده، نابودشدن آمریکا به خاطر قطع 20 درصد انرژی دنیا که از تنگه هرمز میگذرد، مینگذاری خلیج فلوریدا (مکزیکو) توسط ایران، جلوگیری از لولهکشیهای نفت در کشورهای دیگر و نابودکردن آنها برای بقای اثر تنگه هرمز، که متأسفانه توسط صداوسیمای ملی در جهان نشر داده میشود، همه و همه از آبشخور جهل به تاریخ و تصورات واهی ناشی میشود. همانطور که آن متفکر متولد آمریکا در لباس خیرخواهی ایران پیشبینی کرد با رسیدن زمستان، اروپا مستأصل و تسلیم ایران میشود.
به قول سعدی دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد. قبول کنیم دشمنان علاوه بر داشتن تواناییهای مادی، بههرحال فاقد اندیشه و تفکر و چارهجویی نیستند و با خیال و وهم و تصورات کودکانه یک ملت را به بازی نگیریم. اگر چنین شود آنگاه است که خواهند گفت آنکه از تاریخ عبرت نگیرد، تاریخ از او عبرت خواهد گرفت، همانطور که لقمان میگوید ادب از که آموختی گفت از بیادبان و ما برحذر باشیم که در تاریخ از شمار بیادبان نباشیم.
منبع: شبکه شرق