چرا پرونده تراستی‌ها مهم است؟

چرا پرونده تراستی‌ها مهم است؟

این سومین نوشتاری است که در این چند روز درباره اهمیت پرداختن به موضوع «تراستی‌ها» تحریر می‌کنم، آن هم به این دلیل که مسئله «تراستی‌ها» فقط یک پرونده اقتصادی نیست، مسئله، اعتماد عمومی است. شاید به همین دلیل است که جامعه با شنیدن نام پرونده‌های بزرگ اقتصادی، پیش از آنکه درباره جزئیات حقوقی آن قضاوت کند، به تجربه‌های گذشته خود رجوع می‌کند.

در سال‌های گذشته، پرونده‌های متعددی با ارقام بزرگ مطرح شده‌اند، از پرونده ۳‌هزار میلیاردی تا چای دبش و پرونده‌های دیگری که هر یک در مقطعی به مهم‌ترین موضوع اقتصادی کشور تبدیل شدند، اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که جامعه احساس کند هر پرونده، به جای آنکه پایان یک زنجیره فساد باشد، مقدمه تشکیل پرونده‌ای بزرگ‌تر است. مسئله فقط این نیست که در این پرونده چه اتفاقی افتاده یا چه کسانی باید پاسخگو باشند. پرسش بزرگ‌تر این است که چرا ساختار‌های نظارتی و اجرایی، پیش از تبدیل شدن یک تخلف به فساد گسترده، قادر به شناسایی و توقف آن نیستند؟

رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی سال‌هاست گرفتار یک زنجیره است، از یک آسیب به آسیب دیگر می‌رویم، بدون آنکه فرصت کنیم ریشه آسیب قبلی را بخشکانیم. اعتیاد، فقر، خشونت، خودکشی، طلاق، حاشیه‌نشینی و ده‌ها آسیب دیگر، هر کدام در مقطعی به موضوع اصلی تبدیل می‌شوند، اما شاهد نبوده‌ایم که یک آسیب اجتماعی تا نقطه ریشه‌کنی دنبال شود. فساد اقتصادی هم از همین جنس است. فساد فقط پولی نیست که از یک حساب خارج و به حساب دیگری منتقل می‌شود. فساد می‌تواند به افزایش فقر، کاهش فرصت‌های برابر، بی‌اعتمادی، مهاجرت، ناامیدی و حتی آسیب‌های شدید اجتماعی منجر شود.

وقتی منابع عمومی به جای آنکه صرف رفاه عمومی شود، در مسیر‌های ناسالم قرار می‌گیرد، هزینه آن را در نهایت مردم می‌پردازند. تجربه کرونا نشان داد اگر یک مسئله واقعاً به عنوان یک بحران عمومی شناخته شود، می‌توان اراده‌های مختلف را برای مقابله با آن کنار هم قرار داد. دولت، نظام درمانی و مردم، با وجود همه دشواری‌ها، مسئله را رها نکردند تا از یک بحران عبور کردند. چرا این الگو نباید درباره فساد اقتصادی هم اجرا شود؟ چرا نباید برای پرونده‌های کلان اقتصادی همان عزم و اراده‌ای ایجاد شود که برای یک بحران بزرگ اجتماعی و بهداشتی ایجاد شد؟

امروز فناوری اطلاعات، امکان بسیار بیشتری برای شناسایی ارتباطات مالی و اقتصادی فراهم کرده است. یک کد ملی می‌تواند مبنای اتصال بسیاری از داده‌های قانونی و اداری باشد. سؤال جامعه ساده است: چرا باید فساد را بعد از وقوع کشف کنیم، نه پیش از آن؟ «تراستی‌ها» از این جهت مهم است که می‌تواند یک آزمون جدی برای ساختار نظارتی و قضایی کشور باشد. اگر با این پرونده برخوردی دقیق، شفاف، مستند و بدون ملاحظه صورت گیرد و مشخص شود چه کسانی، چگونه و از چه خلأ‌هایی استفاده کرده‌اند، پرونده می‌تواند فراتر از یک رسیدگی قضایی، به یک نقطه عطف در مبارزه با فساد تبدیل شود.

اما اگر باز هم یک پرونده بزرگ مطرح شود، مدتی افکار عمومی را درگیر کند و پس از مدتی پرونده دیگری جای آن را بگیرد، مسئله اصلی همچنان باقی خواهد ماند. اعتماد عمومی مثل یک پرونده قضایی نیست که با صدور یک حکم، یکباره مختومه شود. اعتماد، در طول سال‌ها ساخته می‌شود و ممکن است در اثر چندین تجربه تلخ آسیب ببیند. بازسازی آن نیز نیازمند زمان، شفافیت و دیدن نتیجه واقعی مبارزه با فساد است. به همین دلیل است که «تراستی‌ها» مهم است.

مهم است نه فقط به خاطر رقم یا نام‌هایی که در این پرونده مطرح می‌شوند، بلکه به این دلیل که یک بار دیگر ساختار قضایی، نظارتی و اطلاعاتی کشور در برابر یک آزمون عمومی قرار گرفته است. این آزمون را نمی‌توان فقط با صدور کیفرخواست یا حکم قضایی سنجید. معیار اصلی، این است که آیا بعد از پایان پرونده، راه برای شکل‌گیری پرونده‌ای مشابه بسته خواهد شد یا نه. جامعه از پرونده‌های بزرگ اقتصادی خسته شده است، نه از اینکه با فساد برخورد شود، بلکه از اینکه هر بار پرونده‌ای بزرگ‌تر از پرونده قبلی به وجود می‌آید.

از ۳ هزار میلیارد به پرونده‌های بزرگ‌تر، از چای دبش به پرونده‌های دیگر و حالا به «تراستی‌ها». این زنجیره اگر متوقف نشود، آسیب آن فقط اقتصادی نخواهد بود. بنابراین «تراستی‌ها» باید جدی گرفته شود، نه برای آنکه یک پرونده دیگر به فهرست پرونده‌های بزرگ اقتصادی اضافه شود، بلکه برای اینکه شاید بتواند نقطه‌ای باشد برای تغییر یک روش قدیمی: به جای آنکه همیشه منتظر وقوع فساد بمانیم، باید سازوکاری ایجاد کنیم که فساد را پیش از بزرگ شدن شناسایی و متوقف کند. اگر این اتفاق بیفتد، «تراستی‌ها» می‌تواند یک پرونده مهم باشد.

اگر نیفتد، نگرانی جامعه این خواهد بود که بعد از «تراستی‌ها»، فقط باید منتظر نام پرونده بزرگ بعدی باشیم؛ و این همان چیزی است که جامعه دیگر تحملش را ندارد. یک پرسش مهم دیگر درباره پرونده‌های فساد کلان این است: اگر سرمایه‌ها به بیت‌المال بازگردد، اثر آن در زندگی مردم کجاست؟ سال‌هاست خبر کشف فساد‌های چند هزار میلیاردی، بازداشت متهمان و بازگشت بخشی از اموال را می‌شنویم، اما نتیجه این اقدامات کمتر در زندگی مردم دیده شده‌است. مردم فقط رقم‌های بزرگ را در اخبار می‌بینند نه اثری از آن در سفره، رفاه و اقتصاد روزمره خود.

در پرونده «تراستی‌ها» نیز مطالبه جامعه فقط برخورد با مفسدان نیست، مردم می‌خواهند بدانند چه میزان از سرمایه‌ها بازمی‌گردد، کجا هزینه می‌شود و چه اثری برای جامعه دارد. مبارزه با فساد زمانی اعتماد می‌سازد که مردم نتیجه بازگشت حق خود را هم ببینند، نه فقط خبر کشف فساد را.

منبع: جوان آنلاین