تمرکز در تولید، توزیع و تخصیص سهمیه، عملیات آتشباری معادن را با چالش مواجه کرده است
فعالان معدنی معتقدند میتوان الزامات امنیتی و نظارتی را در شرایط جنگی حفظ کرد؛ اما در عین حال مسیر واردات، تولید و توزیع را به شکلی طراحی کرد که مواد خریداریشده توسط شرکتها، پس از ورود به کشور و تحت نظارت دستگاههای مسوول، بدون توقفهای طولانی به واحدهای تولیدی و مصرفکنندگان برسد. به این ترتیب، چالش مواد ناریه فقط به افزایش ظرفیت تولید محدود نمیشود، بلکه باید سازوکاری ایجاد شود که در آن ملاحظات امنیتی در کنار امکان واردات، جذب سرمایهگذاری و تامین پایدار معادن قرار گیرد و الزامات ضروری امنیتی، خود به مانعی برای تداوم تامین تبدیل نشود.
ضرورت ترخیص مواد ناریه از گمرک به نفع سرمایهگذاران
وحید اسلامیان، عضو کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، نیز با اشاره به ورود بخشی از مواد اولیه مورد نیاز برای تولید مواد ناریه به کشور به «دنیایاقتصاد» گفت: بخشی از محمولههای وارداتی اکنون در گمرکات کشور قرار دارد؛ اما بهدلیل اختلاف بر سر نحوه ترخیص و انتقال آنها، هنوز امکان استفاده از این مواد برای معادن فراهم نشده است. در حال حاضر مجوز واردات صادرشده و برخی شرکتها نیز پس از دریافت مجوز، تولیدکنندگان خارجی را پیدا کرده و مواد مورد نیاز را وارد کردهاند، اما اکنون محمولهها در گمرکات مبادی ورودی متوقف ماندهاند.
وی افزود: مشکلی که در حال حاضر وجود دارد این است که گفته میشود مواد واردشده باید به نام مجموعه دیگری منتقل شود؛ درحالیکه این محمولهها توسط شرکتهایی خریداری شده، ثبتسفارش آنها انجام شده و هزینه آن نیز از سوی همان شرکتها پرداخت شده است. بنابراین طبیعی است که مواد باید به نام خریدار و واردکننده اصلی ترخیص شود.
عضو کمیسیون معدن اتاق ایران ادامه داد: پیشنهاد ما این است که مواد واردشده به نام شرکتهایی که آن را خریداری کردهاند وارد کشور شود و سپس تحت نظارت و حفاظت دستگاههای مسوول به محلهایی منتقل شود که برای تولید و توزیع آن مشخص شده است. این روند میتواند هم الزامات امنیتی را رعایت کند و هم مانع از توقف مواد در گمرک شود. اسلامیان با بیان اینکه همه مجوزهای صادرشده هنوز به ورود کامل مواد منجر نشده است، گفت: بخشی از محمولهها بهتدریج در حال ورود است؛ اما حتی محموله اولی که وارد کشور شده نیز هنوز مجوز لازم برای ادامه فرآیند را دریافت نکرده است.
این در حالی است که معادن با کمبود مواد ناریه مواجه هستند و ادامه این وضعیت میتواند فعالیت آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
وی با اشاره به آسیبدیدن تولید داخلی مواد ناریه در جریان جنگ اظهار کرد: بخشی از تولید داخلی که در پتروشیمیهای ایران انجام میشد، بهدلیل آسیبهای ناشی از جنگ با مشکل مواجه شده است. به همین دلیل واردات در شرایط فعلی میتواند بخشی از کمبود موجود را جبران کند؛ اما لازم است فرآیند صدور مجوز و انتقال مواد با سرعت بیشتری انجام شود.
عضو کمیسیون معدن اتاق ایران همچنین بر ضرورت ایجاد ذخیره مطمئن مواد ناریه برای معادن تاکید کرد و گفت: با توجه به شرایط جنگی، باید امکان واردات این مواد به نام شرکتهای مصرفکننده فراهم شود تا پس از ورود، تحت نظارت دستگاههای مسوول به محل تولید منتقل و سپس مورد استفاده قرار گیرد. اسلامیان درباره سرمایهگذاری بخش خصوصی در تولید مواد ناریه نیز گفت: اگر قرار باشد سرمایهگذار وارد پروژه شود، اما مالکیت و سهام آن در اختیار او نباشد، طبیعتا انگیزهای برای سرمایهگذاری وجود نخواهد داشت.
میتوان ملاحظات امنیتی را حفظ کرد و تولید را تحت نظارت دستگاههای مسوول انجام داد، اما این نظارت نباید موجب توقف یا کند شدن فرآیند تولید و تامین مواد مورد نیاز معادن شود.
حلقه آسیبپذیر زنجیره تامین مواد ناریه
بر اساس مطالعه اتاق بازرگانی ایران درباره چالشهای تولید و توزیع مواد ناریه در ایران، تمرکز بالای بازار در دو بخش تولید و توزیع یکی از مهمترین ریسکهای زنجیره ارزش معدن است. بر اساس این مطالعه، انحصار فقط به تولید محدود نمیشود و در بخشهایی مانند لجستیک، حملونقل، توزیع، تخصیص سهمیه و حتی اطلاعات مربوط به موجودی و ظرفیت تولید نیز میتواند شکل بگیرد. پیامد مشترک این وضعیت، کاهش تابآوری زنجیره تامین در برابر شوکهای اقتصادی، امنیتی و لجستیک است.
این گزارش تاکید میکند که محدود شدن تولید به یک یا دو تولیدکننده، انگیزه برای بهینهسازی منابع، توسعه فناوری و کاهش قیمت تمامشده را کاهش میدهد و در نهایت معادن را به استفاده از محصولات قدیمیتر با بهرهوری پایینتر و هزینه بیشتر سوق میدهد. از سوی دیگر، محدودیت در صدور مجوز برای شرکتهای حملونقل و مجموعههای اسکورت مواد ناریه میتواند هزینه لجستیک را افزایش و بهویژه حاشیه سود معادن کوچک و متوسط را تحت فشار قرار دهد. یکی از جدیترین مشکلات به نحوه تخصیص و نبود شفافیت در اطلاعات مربوط به موجودی، ظرفیت تولید و سهمیهها بازمیگردد.
نبود شفافیت میتواند زمینه شکلگیری رانت، بازار غیررسمی و تخصیص سهمیه بر مبنای روابط به جای نیاز واقعی معادن را فراهم کند. در چنین وضعیتی، برنامهریزی تولید برای معدنکار دشوار و حتی در برخی موارد ناممکن میشود.
گزارش همچنین هشدار میدهد، تاخیر در تامین مواد ناریه صرفا به افزایش هزینهها محدود نمیشود و میتواند مستقیما عملیات استخراج را متوقف کند. توقف حفاری و انفجار به معنای کاهش عملیات باطلهبرداری، افت موجودی سنگشکن و کاهش خوراک کارخانههای فرآوری است. در این میان، معادن کوچک و متوسط آسیبپذیری بیشتری دارند. زیرا برخلاف معادن بزرگ، توان مالی و قدرت چانهزنی لازم برای جذب شوکهای قیمتی و تاخیر در تامین را ندارند و ممکن است از چرخه تولید خارج شوند. در بخش دیگری از مطالعه، شرایط بحرانی و جنگی بهعنوان عاملی برای تشدید این آسیبپذیری مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس گزارش، در شرایط بحران، مسیرهای حملونقل، اولویتهای تخصیص و دسترسی به مواد اولیه ممکن است دستخوش تغییر شود و بخش معدن در رقابت با مصارف نظامی در اولویت پایینتری قرار گیرد. وابستگی به یک منبع یا مسیر تامین، این شوکها را با شدت بیشتری به کل زنجیره معدن منتقل میکند. این مطالعه در نهایت بر این نکته تاکید دارد که حفظ ملاحظات امنیتی لزوما به معنای انحصاری کردن تولید و توزیع نیست. پیشنهاد گزارش، حرکت از کنترل متمرکز فیزیکی به سمت یک نظام چندلایه، هوشمند و شفاف است.
بهگونهای که ضمن حفظ نظارت حاکمیتی، تولید از تمرکز خارج شود، واحدهای تولیدی و ذخایر منطقهای توسعه پیدا کنند و سهمیه مواد ناریه معادن فعال در زمان بحران بهعنوان یک اولویت اقتصادی حفظ شود. گزارش همچنین استفاده از سامانههای یکپارچه برای رهگیری و نظارت را راهکاری برای حفظ امنیت زنجیره بدون ایجاد اختلال در رقابت و تامین میداند.
پاتوق جدید استارتآپها
آغاز واردات رسمی از مرز شلمچه
بازگشت بازار سهام آمریکا پایدار است؟
برترین حوزه حمل ونقلی کشور
تبعات بیتوجهی به توسعه فنی گمرک
منبع: دنیای اقتصاد