فلسفه هفته دولت در جمهوری اسلامی

فلسفه هفته دولت در جمهوری اسلامی

معرفی فعالیت‌ها و دستاورد‌های دولت طی یک سال ارزشمند است، به شرطی که با دقت و بدون اغراق و تبلیغات صورت پذیرد. اما بیش از هر چیز هفته دولت فرصت محاسبات صادقانه و سلوکی دولت است نزد خدا و صدق با مردم درباره مشکلات و اشتباهات و توبه از مسیر‌های نادرست و عهد مراقبت از صراط مستقیم و تلاش و مجاهدت تا پای جان در راه حق و خدمت به مردم و پیمان با آنان طبق ایمان قلبی و تکالیف قرآنی که حقیقت و اهداف انقلاب اسلامی و قانون اساسی بر آن متکی است. مهم‌ترین این حقیقت آن است که در جمهوری اسلامی نهایتا تصمیم مسئولان باید در برابر فصل‌الخطاب ولی‌فقیه تابع باشد.

راز سقوط بنی‌صدر به دامن جنایت و شیطان و شرافت رجایی با مهر خون شهادت اینجاست و این بار‌ها تکرار و اثبات شد که حوادث سال‌های ۸۸، ۱۴٠۴ و ۱۴٠۵ گواه معتبر برای قلوب غیربیمار است. ممکن است فردی بی‌اعتنا به حق اسلام بر گردن دولت، و ماهیت دینی حکومت در ایران امروز، شانه بالا بیندارد و بگوید کجایی آقا، واقع‌بین باش!

واقعیت رقابت برای قدرت، استفاده فردی و جناحی از دولت به سود منافع دنیوی و حکومت بر مردم و تامین منافع طبقاتی و قشر حاکم بر دولت و حامی دولت جریان سیاسی غالب است و توجیه این افعال. بله ممکن است بسیاری، حتی از دولتمردان باطنا چنین تصوری در ذهن داشته باشند. اما هفته دولت در جمهوری اسلامی معنا و اهداف خاص خود را دارد که اولش یاد مؤمنانه خدا و ذکر الله است؛ و نیز اندیشیدن به روح و حقیقت الگوی آن دولت مستعجل و سرشار ار نور، دولت شهید رجایی علیه مدل دولت تاریک بنی‌صدری است. میزان همانندی دولت‌ها از هر لحاظ ظاهری و باطنی به دولت رجایی و تبری از خطا‌های اساسی دولت بنی‌صدر راز عاقبت‌بخیری دنیوی و اخروی دولت در جمهوری اسلامی است. این یک میزان مهم است.

ویژگی شهیدان رجایی و باهنر در مقابله با دولت بنی‌صدر چه بود؟ اتکا به سیاست کلان و تصمیم مسئولان؟ یا فصل‌الخطاب ولی فقیه؟ کدام ویژگی؟ این ویژگی‌هاست که باید فهم و حفظ شود. عده‌ای که فریب عنوان دکتری‌شان را خورده و دم از تخصص و علم فاقد تزکیه‌شان می‌زدند امام خمینی بزرگ (ره) به دهان جهل‌شان کوبید و گفت عقل رجایی از آنان بیشتر است. این یعنی چه؟ مقصود امام از این عقل همان عقلی است که معصوم علیهم‌السلام جنودش را برشمرد، عقلی در تعادل با ایمان توحیدی و قرآن و درک حقیقت جمهوری اسلامی و جایگاه اسلام و فقه و ولی‌فقیه و امام عادل و…

و نه آن مغز و هوش سیاه بی‌تقوا و تخصص معاویه‌ای و استعماری تسلیم کفر و شیطان بزرگ و کارشناسی غرب‌گرا و ستمگر بر مستضعفان!

پس دولت در هفته دولت در وهله اول با تعمق بر دولت کریمه، دولت توحیدی، دولت منتظر و دولت تراز انقلاب اسلامی، به خوانش تکالیف خود و میزان جهد و موفقیت یا شکست و برخورد به موانع و راه رفع آن به حرکت آینده باید بیاندیشد و نه به اهداف حزبی و جناحی. البته در این مسیر دولتی وجود دارد که مشخصات اساسی آن، و سبب پیدایش هفته دولت در این ایام، زنده نگاه‌داشتن آن مشخصات همچون اسوه‌ای، برای دولت‌های بعدی در جمهوری اسلامی بوده است. شهادت رجایی برای همه دولت‌ها می‌بایست حامل پیامی باشد. آن پیام

چه بود؟

۱. اولین پیام: دولت جمهوری اسلامی بدون ایمان توحیدی و ایمان به آن‌که در محضر الهی کار می‌کند معنا ندارد؛ و وظایف او نمی‌تواند مطلقا بی‌اعتنا به شریعت جعفری باشد و باید بر او اجتهاد حکمروایی نماید و همه دولت عمیقا فردافرد و جمیعا خاضع برابر فقه باشند و مسئولان از عمل سرخود بپرهیزند و بپذیرند تخصص‌شان با سنجه فقه مهر قبولی دریافت کرده باشد. باور به ولایت‌فقیه سازوکار این سنجه است و تمایزش با دولت ول و خودرأی و مسئولین سرخود، در همین تبعیت است. تصمیم مسئولان بدون امضای ولی‌فقیه بی‌اعتبار است.

تمام تجربه شکست از انقلاب مشروطه تا نهضت ملی‌شدن نفت تا انقلاب اسلامی گواه علمی و عقلی و تجربه این حقیقت است. از رئیس‌جمهور و اعضای دولت تا رئیس مجلس و نمایندگان، اگر درنیابند که مشروعیت عمل‌شان تنها به علم و تخصصشان وابسته نیست، راه را گم کرده‌اند. کارشناسی و تخصصِ معتقدان به اسلام، استقلال، آزادی و عدالت، با کارشناسانِ چاکرِ نظام جهانی فاسد، تفاوت بنیادین دارد. بلکه آن نظر کارشناسی مشروعیت دارد که به تأیید شرع مقدس و تعقل فقهی وابسته باشد. اگر این اصل نفی شود، مسئول صلاحیت خود را در جمهوری اسلامی از دست می‌دهد.

فقیه نبودن مسئولان و ولی‌فقیه نبودن‌شان نمی‌تواند با قدرت و زور فر

Ali: ضی مدیریتی و تخصصی جبران مافات کند. رجایی با ایمان قلبی و روشنایی عقلی به ولایت فقیه می‌نگریست و با وجودی تربیت‌شده و رها از کبر و قدرت‌طلبی و عجب و حسد و انواع جهل بدان پایبندی بی‌تزلزل داشت. تمام دولت‌هایی که گرفتار شکست و ورشکستگی و لغزش و انحراف شدند درست در آن مواضعی بودند که این حقیقت را از یاد بردند؛ و خوب است در هفته دولت، دولتیان معارف دولت توحیدی، قرآنی را عمیقا متذکر نفس خود شوند و از کژراهی فردی وزرا و مدیران تا نگرش معوج جمعی و تاثیر شرک و مبانی جهان مدرن و تفکر منحرف احزاب چپ و راست توبه کنند.

۲. ویژگی‌های دیگر دولت اسوه جز روح توحیدی و باور به حکومت اسلامی با پایه رهبری ولی فقیه چه بود.

عقل در این دولت با قسط و عدالت‌خواهی نسبت ماهوی برقرار می‌کرد. از همین رو خدمت خاضعانه به مردم اصل اساسی همه فعالیت‌های دولت بود.

۳. این خدمتگزاری با دینداری و انزجار این دولت از حرام‌کاری و اشرافی‌گری و اسرافی‌گری و رفتار الیگارشیک و خیانت‌بار دانستن رانت‌خواری و انواع بهره‌های نامشروع از قدرت و گریز از پیوند با طبقات زراندوز و سرمایه‌سالار می‌آمد. تلاش برای پیشرفت حلال و رونق مشروع اقتصادی و رفاه ملت یک چیز و فشار به مردم مستضعف و خاکساری نسبت به حرام‌کاری طبقات غنی و بهره‌مند از ویژه‌خواری و غارت بیت‌المال و چپاول آخرین سکه‌های جیب زحمتکشان محروم چیزی دیگر است؛

و مردم یقین داشتند دولت رجایی مثل دموکراسی غربی دولت لفاظی‌های فریبکارانه و سوءاستفاده از صداقت و سادگی مردم نیست تا در عمل طرح‌های تخصصی غارت حقوق ملت در تجارت و بانکداری و سود نجومی بانک مرکزی از گرانی و تورم و نیز موسسات سرمایه‌داری معاف از مالیات و بالارفتن کاخ‌های الیگارشی تحقق یابد.

منبع: جام جم آنلاین