غزه از اکتبر ۲۰۲۳ به یکی از خونبارترین درگیریهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است. با وجود گذشت نزدیک به دو سال، نه تنها این درگیری متوقف نشده، بلکه ابعاد فاجعهی انسانی آن روزبهروز گستردهتر میشود. اعتراضات جهانی علیه این بحران در سراسر جهان ادامه دارد، اما مجامع بینالمللی و رسانههای اصلی به نظر میرسد در برابر فریاد مردم جهان کر شدهاند.
گستره اعتراضات جهانی: صدایی که شنیده نمیشود
اعتراضات علیه بحران غزه در اقصی نقاط جهان از ایالات متحده تا اروپا و خاورمیانه برگزار شده است. بر اساس آمارها، تا دسامبر ۲۰۲۳، بیش از ۱ میلیون آمریکایی در حدود ۲۶۰۰ رویداد اعتراضی شرکت کردهاند که از این میان، حدود ۲۱۰۰ مورد در حمایت از فلسطین و ۴۴۲ مورد در حمایت از اسرائیل بوده است 1. در لندن، هزاران نفر در مقابل سفارت اسرائیل تجمع کردند تا توجه جهانیان را به بحران انسانی در غزه جلب کنند 3. همچنین، در لبنان، شهر طرابلس شاهد راهپیماییهای عظیم مردمی بود که خواستار شکسته شدن محاصره غزه و پایان فوری جنگ بودند 6.
با این حال، این اعتراضات گسترده بازتاب مناسبی در رسانههای اصلی جهانی نیافته است. به عنوان مثال، شبکههای خبری بزرگ اغلب به جای پوشش عمق فاجعه انسانی، به روایتهای سطحی و جانبدارانه میپردازند.
نقش رسانهها و تحریم رسانهای: سکوت مجازی
یکی از عوامل اصلی خاموشی نسبی صدای اعتراضات، تحریم رسانهای است. بر اساس گزارشها، شرکتهای خدمات ماهوارهای غربی بارها پخش برنامههای شبکههای برون مرزی ایران از جمله العالم و پرس تی وی را قطع کردهاند 7. این اقدامات که تحت عنوان تحریمهای یکجانبه انجام میشوند، از دیدگاه حقوق بینالملل غیرقابل قبول هستند، زیرا تنها تحریمهای مجاز تحت ماده ۴۱ منشور سازمان ملل و با مصوبه شورای امنیت قابل اعمال هستند 7.
این تحریمها نه تنها باعث محدودیت دسترسی به اطلاعات میشوند، بلکه به نوعی تروریسم رسانهای را تقویت میکنند که هدف آن خفه کردن صدای alternative narratives است.
ناتوانی مجامع بینالمللی: بازی قدرت و منافع
مجامع بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد نتوانستهاند اقدام مؤثری برای متوقف کردن جنگ انجام دهند. این ناتوانی ریشه در سیاستهای قدرت و منافع ملی کشورهای influential دارد. برای مثال، ایالات متحده به عنوان حامی اصلی اسرائیل، از اعمال فشار جدی بر این رژیم خودداری کرده است 1. همچنین، تشدید وتو در شورای امنیت توسط قدرتهای بزرگ، مانع از تصویب قطعنامههای کارآمد شده است.
ضرورت تغییر پارادایم حکمرانی: درسهایی از بحران
بحران غزه نشان داد که نظام حکمرانی جهانی موجود ناکارآمد است. جمعی از اقتصاددانان و استادان دانشگاه در ایران با انتشار بیانیهای خواستار تغییر پارادایم حکمرانی شدهاند 2. آنها تأکید کردهاند که حل مشکلات درهمتنیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدون گسترش روابط بینالملل و تقویت سرمایه اجتماعی ممکن نیست 2. همچنین، دیپلماتهای پیشین ایران در بیانیهای خواستار بازتعریف مؤلفههای سیاست خارجی با رویکردی واقعگرایانه و منفعتمحور شدهاند 9.
ویژگیهای پارادایم جدید حکمرانی:
- تأکید بر امنیت به عنوان کالای عمومی: امنیت تنها به معنای نظامی نیست، بلکه شامل امنیت انسانی، اقتصادی و محیطی میشود 4.
- دیپلماسی چندجانبه: تقویت دیپلماسی دوجانبه و چندجانبه با تمرکز بر نهادهای مؤثر بینالمللی 9.
- آزادی بیان و مشارکت: تضمین آزادی بیان و مشارکت مردم در فرآیند تصمیمگیری 10.
- عدالت و شفافیت: مبارزه با فساد و رانتخواری و تقویت شایستهسالاری 2.
آموزه وحدت عالم انسانی: چارچوبی برای همبستگی جهانی
آموزه وحدت عالم انسانی که در دیانت بهائی تأکید شده است، میتواند چارچوبی برای همبستگی جهانی در برابر ظلم ارائه دهد. این آموزه بر یگانگی نوع بشر فراتر از تقسیمات نژادی، ملی و مذهبی تأکید میکند و وحدت در عین تنوع را جشن میگیرد 5. بهائیان معتقدند که دین باید سبب الفت و محبت باشد و به عنوان نیرویی برای وحدت عمل کند 5.
این دیدگاه میتواند الهامبخش سیاستگذاریهایی باشد که مبتنی بر عدالت، برابری و همکاری جهانی هستند.
زمان تغییر بزرگ فرا رسیده است
بحران غزه تنها یک درگیری منطقهای نیست، بلکه نشانهای از شکست نظام حکمرانی جهانی است. اعتراضات گسترده مردم جهان نشان میدهد که مردم به دنبال تغییر هستند، اما این صدای آنان توسط رسانهها و مجامع بینالمللی نادیده گرفته میشود. اکنون زمان آن رسیده است که:
- مجامع بینالمللی reform شوند تا بتوانند به طور مستقل و عادلانه عمل کنند.
- رسانهها از تحریم و سانسور رها شوند و به طور متعادل گزارش دهند.
- سیاستگذاران و شهروندان در بازبینی مدل حکمرانی جهانی همفکری کنند.
- آموزههای وحدتبخش مانند وحدت عالم انسانی به عنوان چارچوبی برای صلح ترویج شوند.
همانطور که اقتصاددانان و دیپلماتها هشدار دادهاند، بدون تغییر بنیادین در رویکردهای حکمرانی، بحرانهایی مانند غزه ادامه خواهند یافت و ثبات جهانی را تهدید خواهند کرد 29. باید با جسارت و تعقل، سیاستهایی را تعریف کرد که امنیت، عدالت و کرامت انسانی را در اولویت قرار دهند.